سالها است درباره آینده محله اودلاجان صحبت میشود. در این سالها، بارها برایش نقشه کشیدهاند و گاه تکههایی از آن نقشهها را اجرا کردهاند. اینکه در گوشهگوشه محله ویرانههایی هست نشان از آن نقشهها است. آنچه از دوران معاصر به یاد داریم، از سال ۱۳۳۵ به این سو، چندین برنامه برای نابودی محله پیشنهاد شدهاست.
. شهر باید بتواند برای شما تولید خاطره کند. نه فقط برای شخص شما به عنوان یک فرد، بل برای شما به عنوان یک شهروند. بزرگترین دغدغه معماران و شهرسازان این است که چه رویدادها و در چه مکانهایی باید اتفاق بیفتد تا برای شما تبدیل به خاطره شود.
حق بر شهرِ تکتک شهروندان قطعا با حق عمومی شهروندان بر شهر فرق دارد. همانگونه که شهر را آدمها میسازند ولی شهر هویت مستقل خود را دارد، حق تکتک مردم هم بر شهر، دیگر نه حق شخصی و منفرد بل حق عمومی است که هویتی مستقل از حق هریک از آحاد مردم دارد. باید این نکته ظریف را پذیرفت تا حقوق واقعیمان را بگیریم.
تصور عمومی بر این است که کار فرهنگی، اگر از سوی مردم و روشنفکران و روشنگران راه بیفتد به ثواب نزدیکتر است. این امور اگر به دولت و نهادهای عمومی سپردهشود، تبدیل به اموری اداری و خشک میشود که نتیجهای جز گریزانشدن مردم از آفرینشهای هنری و فرهنگی، عموما، ندارد.
حدود ۲۴۰ سال پیش، تهران به پایتختی ایران برگزیدهشد. در آن تاریخ، تهران، در مجموع حدود ۱۵ هزار نفر جمعیت داشت. امکانات شهری و بازرگانی آن از چندین شهر دیگر، چون مشهد، تبریز، شیراز، و اصفهان کمتر بود. ولی به دلایلی، از جمله موقعیت مکانیاش در ارتباط با مقر قجریهای استرآباد و مسائل امنیتی دیگر، به پایتختی کشور برگزید شد. هرچند نباید از حق گذشت که موقعیت و ویژگیها و امتیازات طبیعی قابل توجهی داشت که وسوسهانگیز مینمود.