کتیبه بیستون بلندترین و بزرگترین کتیبه باستانی ایران است. در ارتفاع سیمتری از زمین. نخستین بار این کتیبه را یک ژنرال انگلیسیِ علاقمند به تاریخ باستان شناسایی کرد. در سال ۱۸۳۷. این ژنران سر هنری راولینسون بود. او با سماجت و جدیت تمام توانست بخشی از این کتیبه را رمزگشایی و بازخوانی کند. کتیبهای که فتوحات داریوش را در سه زبان با خط میخی توصیف میکند. این کتیبه مربوط به بیش از ۲۵۰۰ سال پیش است. با خواندهشدن این کتیبه، چند کتیبه مهم دیگر هم رمزگشایی و خواندهشدند.
مستند «پسر ویشتاسب» قصه این رمزگشایی و آشنایی با باستانشناسان و زبانشناسانی است که در معرفی این اثر بزرگ باستانی نقشی داشتهاند. یادآور شویم کتیبه بیستون هشتمین اثر باستانی ایران است که در فهرست میراث جهانی فرهنگی به ثبت رسیدهاست.
سالهای چهل و پنجاه سده گذشته، به نوعی، سالهای شکوفایی کشفیات و مطالعات باستانشناسی ایران است. حوزه تمدنی سیراف در سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ توسط وایتهاس رونمایی شد، سایت چرخاب برازجان توسط مرحوم سرفراز در سال ۱۳۵۲، سایت باستانی بردک سیاه در سال ۱۳۵۳ توسط احسان یغمایی و بسیار رویدادهای مهم دیگر در همین سالها.
مستند «منم داریوش» به پیداشدن مجسمه داریوش در شوش توسط باستانشناس خوشنام فرانسوی، ژان پرو، در سال ۱۳۵۱ میپردازد. مستندی از مجموعه «گنج پنهان» به تهیهکنندگی ارد عطارپور. مستند منم داریوش را وحید باقرزاده کارگردانی کرده و در سال ۱۳۸۳ از تلویزیون پخش شده. برنده جایزه بهترین تحقیق و پژوهش است. در آن سالها عنوان بهترین فیلم کوتاه را به دست آوردهاست.
سینمای ایران بعد از انقلاب، طبعا، وارد دنیای تازهای شد. خطوط قرمز نوشته و نانوشته سبب شد حالوهوای این سینما، تقریبا هیچ شباهتی به سینمای پیش از انقلاب نداشتهباشد. با اینحال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که اصل و درونمایه سینمای ایران، پیش و پس از انقلاب ندارد. شکل عوض شده ولی بنمایه همان است.
از سویی دیگر، سینمای پس از انقلاب چهره جهانیتری از دید برخی سینماگران دارد. تعداد جوایز جهانی و تقدیرنامههایی که به سینمای پس از انقلاب ایران تعلق گرفت، بسی فراتر و بیشتر از قبل از انقلاب است. با این حال، پرسش پایهای این است: آیا این سینما را میتوان یک جریان پیوسته و زایا دانست یا هنوز در چنبره «گسستگی پیوسته» گیر است.
قسمت دوم مستند دو قسمتی «سینمای ایران: روح ناشناخته» از سعید عقیقی را میبینیم که به سینمای پس از انقلاب میپردازد.
سینمای ایران بعد از انقلاب، طبعا، وارد دنیای تازهای شد. خطوط قرمز نوشته و نانوشته سبب شد حالوهوای این سینما، تقریبا هیچ شباهتی به سینمای پیش از انقلاب نداشتهباشد. با اینحال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که اصل و درونمایه سینمای ایران، پیش و پس از انقلاب ندارد. شکل عوض شده ولی بنمایه همان است.
از سویی دیگر، سینمای پس از انقلاب چهره جهانیتری از دید برخی سینماگران دارد. تعداد جوایز جهانی و تقدیرنامههایی که به سینمای پس از انقلاب ایران تعلق گرفت، بسی فراتر و بیشتر از قبل از انقلاب است. با این حال، پرسش پایهای این است: آیا این سینما را میتوان یک جریان پیوسته و زایا دانست یا هنوز در چنبره «گسستگی پیوسته» گیر است.
قسمت دوم مستند دو قسمتی «سینمای ایران: روح ناشناخته» از سعید عقیقی را میبینیم که به سینمای پس از انقلاب میپردازد.
سینمای ایران بعد از انقلاب، طبعا، وارد دنیای تازهای شد. خطوط قرمز نوشته و نانوشته سبب شد حالوهوای این سینما، تقریبا هیچ شباهتی به سینمای پیش از انقلاب نداشتهباشد. با اینحال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که اصل و درونمایه سینمای ایران، پیش و پس از انقلاب ندارد. شکل عوض شده ولی بنمایه همان است.
از سویی دیگر، سینمای پس از انقلاب چهره جهانیتری از دید برخی سینماگران دارد. تعداد جوایز جهانی و تقدیرنامههایی که به سینمای پس از انقلاب ایران تعلق گرفت، بسی فراتر و بیشتر از قبل از انقلاب است. با این حال، پرسش پایهای این است: آیا این سینما را میتوان یک جریان پیوسته و زایا دانست یا هنوز در چنبره «گسستگی پیوسته» گیر است.
قسمت دوم مستند دو قسمتی «سینمای ایران: روح ناشناخته» از سعید عقیقی را میبینیم که به سینمای پس از انقلاب میپردازد.