مستندهای تپه‌های مارلیک و تا انتهای تیره بهار

مستندهای تپه‌های مارلیک و تا انتهای تیره بهار

اولین شب فیلم مجموعه شش قسمتی (راویان ایران باستان)به نمایش دو فیلم کوتاه در حوزه باستان‌شناسی اختصاص دارد. دو مستندی که به قول فرهاد ورهرام «به هم سنجاق شده‌آند» هرچند به فاصله پنج دهه از هم ساخته شده‌اند. فیلم نخست «تپه‌های مارلیک» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۲ و مستند دوم «تا انتهای تیره بهار» ساخته محمد مقدم در سال ۱۳۸۳. هردو مستند، در عین حال که در حوزه باستان‌شناسی هستند، ولی خیلی فراتر می‌روند. در واقع آثاری هستند درباره زندگی، هنر، دوام و آرزو برای فردایی بهتر. گلستان می‌گوید «نخستین بار که نمایشگاه، چیزهای پیدا شده در مارلیک را دیدم نظرم به دو مجسمه کوچک رفت که انگار فریاد می‌زدند. این دو خدای مرد و زن باروری بودند». و محمد مقدم هم می‌گوید: «این مستند هم پرتره است، هم نیست. کامبخش‌فر بهانه است ولی کل فیلم نیست. آن‌چه مرا شیفته کرد، داستان فنا بود. باستان‌شناسان، کلا و در تمام جهان، با جهانِ اموات سروکار دارند و فناشده‌ها. ما فیلم‌سازها هم یک جورهایی، چنین می‌کنیم. آن اموات را جاودانه می‌کنیم. به همین خاطر این مستند نوعی دوخت و دوز است. جهان واقع و جهان اموات»

مستندهای دست های کوچک ربابه و بچه ها در هور بازی می کنند

مستندهای دست های کوچک ربابه و بچه ها در هور بازی می کنند

ویژگیِ مهم مجموعه «کودکان سرزمین ایران» آن است که چهارکنج این سرزمین پهناور را به هم می‌دوزد و زیبایی‌های آن را به رخ می‌کشد. در هفته هشتم نمایش این یادگارهای ماندگار سینمای مستند، ساحل دریای پارس را داریم و روستای ساحلی شمال کشور را. در جنوب، بچه‌ها در هور می‌چرخند، ماهی صید می‌کنند، جوجه پرنده‌ها را برمی‌دارند، شنا می‌کنند، و البته یار غار پدر و مادر هم هستند. از آن طرف ربابه در شمال کشور همراه و هم‌نوای مادر است تا در غیاب پدر و برادرش که برای کار به شهر رفته‌اند، کارهای خانه لنگ نماند. این دخترک نازنین هرروز مسیری طولانی را با هم‌کلاسی‌ها و دوستانش به مدرسه می‌رود تا از غافله دانش عقب نماند.
آیا حق نداریم فریاد کنیم «ایران ما زیبا است»!

مستندهای هشت قطعه شبانی و در مدرسه سیدقلیچ ایشان

مستندهای هشت قطعه شبانی و در مدرسه سیدقلیچ ایشان

تابلو رنگارنگ ایران، زیبایی‌های خود را دارد. با تنوعی از فرهنگ‌ها و آیین‌ها و گروه‌های اجتماعی.
هم‌زمان که «بچه‌های هامون» آب و دریا را وسیله معاش و تلاش خود کرده‌اند و حتی بازی‌های خود را با آب و صید و دریا تعریف می‌کنند، پسربچه‌ای روستایی در گوشه دیگر کشور با این پرسش مواجه است که چرا پدرش پیش از وقت دختری را به همسری او برگزیده‌است. افق بچه‌های هور آبی بی‌کران دریا است، ولی برای این پسربچه روستایی کنجکاو، دنیایی از وهم و پرسش مطرح است. او پدر، پدر بزرگ و مادربزرگ این پرسش را در میان می‌گذارد، ولی آن‌ها بر این باور هستند وقتی بچه‌ای در این سن و سال چنین پرسشی را مطرح می‌کند، حتما ارواح در وجودش رخنه کرده‌است.
تابلو ایران چه رنگارنگ است. این تابلو را قدر بدانیم و لذت ببریم. دو مستند «بچه‌های هامون» و «مای‌سا و ماسان» گوشه‌هایی از منظر بزرگ و شگفت‎‌انگیز جامعه ایرانی را به تصویر می‌کشند. زیباست.

مستندهای بچه هامون و مای سان و مایسان

مستندهای بچه هامون و مای سان و مایسان

تابلو رنگارنگ ایران، زیبایی‌های خود را دارد. با تنوعی از فرهنگ‌ها و آیین‌ها و گروه‌های اجتماعی.
هم‌زمان که «بچه‌های هامون» آب و دریا را وسیله معاش و تلاش خود کرده‌اند و حتی بازی‌های خود را با آب و صید و دریا تعریف می‌کنند، پسربچه‌ای روستایی در گوشه دیگر کشور با این پرسش مواجه است که چرا پدرش پیش از وقت دختری را به همسری او برگزیده‌است. افق بچه‌های هور آبی بی‌کران دریا است، ولی برای این پسربچه روستایی کنجکاو، دنیایی از وهم و پرسش مطرح است. او پدر، پدر بزرگ و مادربزرگ این پرسش را در میان می‌گذارد، ولی آن‌ها بر این باور هستند وقتی بچه‌ای در این سن و سال چنین پرسشی را مطرح می‌کند، حتما ارواح در وجودش رخنه کرده‌است.
تابلو ایران چه رنگارنگ است. این تابلو را قدر بدانیم و لذت ببریم. دو مستند «بچه‌های هامون» و «مای‌سا و ماسان» گوشه‌هایی از منظر بزرگ و شگفت‎‌انگیز جامعه ایرانی را به تصویر می‌کشند. زیباست.

مستندهای سپیدجامگان و قطره قطره آبشار

مستندهای سپیدجامگان و قطره قطره آبشار

خسرو سینایی، یادش بخیر، فیلم‌ساز متفکری بود. در مستند «قطره، قطره، آبشار» سراغ روستایی مهجور در شوشتر رفته. روستایی که مردمش با قطره قطره آبی که از لای سنگ‌های کوه می‌چکد، زندگی می‌کنند. اما کودک نه ساله قهرمان سینایی، این حقارت را برنمی‌تابد. شیطنت خود را دارد. برای پرنده‌ها لانه می‌سازد، مارمولک شکار می‌کند و از این‌ها بالاتر، هرروز ده کیلومتر فاصله روستا تا شوشتر را طی می‌کند و به مدرسه می‌رود. تکواندو هم کار می‌کند. دوست دارد قهرمان شود و مدال بیاورد. «وای! چه می‌شود اگر با مدال بر سینه به روستا بیاید!» و از آن بالاتر: «چه شود وقتی از قهرمان می‌پرسند اصل و نسبش چیست، بگوید بچه روستای «توک توکاب» است!!»
در کنار این فیلم، مستندی هم از مهوش شیخ‌الاسلامی خواهیم دید به نام «سپیدجامگان». در روستای ورزنه، دختر نوجوانی که نمی‌خواهد تن به ازدواج زودهنگام بدهد، به کمک برادرش برای ادامه تحصیل دست به مبارزه‌ای خاموش می‌زند.
این دو مستند، از مجموعه «کودکان سرزمین ایران» هستند که تهیه‌کننده‌اش زنده‌یاد محمدرضا سرهنگی است.