نمایشگاه بهار بلوچ

مردمی‌که تاریخ دارند، با هنرآفرینیِ خود ماندگار می‌شوند. اگر نقش و هنر بلوچ هنوز هم دوام دارد، چشم‌ها را خیره و گوش‌ها را نوازش می‌کند، نشانه مدنیت و تاریخ این مردم است.
اما، فرزندان این تاریخ، وظیفه دارند هنر دیرین را به جهان امروز وصل کنند و غبار کهنگی از تاروپود آن بردارند.
نمونه‌های این تلاش هنرمندانه را در نمایش لباس‌های زیبا و امروزی با گل‌نقش‌هایی از سوزندوزی بلوچ شاهدیم. تلاشی زیبا و بسیار ظریف که هنر تاریخی را با زیبایی‌شناسی امروز پیوند می‌دهد.
امروز می‌توان به نقش بلوچ بر تن ایران افتخار کرد. لباس‌هایی بر تن زنان فرهیخته و خوش‌سلیقه وطن با سوزندوزی‌های زنان و دختران هنرمند بلوچ.

یک گل!

یک گل!

هدف اول آرامش و آسایش اهالی خود محله است و گردشگر قطعا، به دنبال این آبادی خواهدآمد و نیازی به جار و جنجال نیست. گذشت آن دوران که گردشگران دنبال فضاهای مخروب و تاریک قدیمی بودند.

بهار، می‌آید!

بهار، می‌آید!

سخن ما درباره محله است. محله‌ای که روزگاری مایه فخر و مباهات شهر بود ولی امروز غریب و مهجور افتاده و زخم‌های فراوان بر تن دارد. آیا این دوره نیز سپری خواهدشد و محله دوباره سرحال و سرزنده خواهدشد؟ می‌شود روزی بیاید که این وضعیت محله به عنوان قصه‌ای از روزگار قدیم نقل شود و از وضعیت بازیافته و سرزنده آن مثالی برای دیگر محله‌ها نقل شود؟

بهار، می‌آید!

بهار، می‌آید!

. بهار در بیغوله و زباله‌دانی دیده نمی‌شود. بهار در محیط پاک و پاکیزه دیده می‌شود.
اما، پاکیزگی اخلاقی هم داریم. اهالی محل، اگر قرار است بهار را پذیرایی کنند، باید رفاقت دیرین خود را بازیابند. باید آداب و اصول همسایگی را دوباره زنده کنند. ب

بهار با یک گل!

بهار با یک گل!

یقین بدانیم با مرمت و احیای درست یک عمارت در محله، تمنای آبادی و احیا سر باز می‌کند. فقط باید امر مرمت را امری اجتماعی و فرهنگی هم بدانیم نه صرفا امری حفاظتی و کالبدی