درست کمی پس از نهضت ملیشدن صنعت نفت در ایران، نخستین کارخانه خودروسازی در ایران به راه افتاد و شروع به تولید کامیون کرد. کسی که این نخستین گام را برداشت، مهندس اصغر قندچی، مهندس جوان، بود. او ماشینهای آمریکایی را که برای ویژگیهای آن کشور ساخته بودند، متناسب با جادههای ایران تغییر داد و تحسین تولیدکنندههای آمریکایی را برانگیخت. معروف است در شرایطی که پمپهای بنزین در جادههای کشور فاصله زیادی از هم داشتند برای حل مشکل سوخت کامیونهای ماک، باکی با ظرفیت بیشتر روی این خودرو سوار کرد تا دیرتر نیاز به سوختگیری پیدا کنند.
مهندس قندچی، چندان هم راه هموار در پیش نداشت. بارها از عرش به فرش آمد، ولی نهایتا نامش را با صنعت خودرو سنگین ایران یکی کرد. او مردی بود که با «ماک» آمد و با «ماک» رفت!
«به ایران جاودانیام» ادای دینی است به سه چهره تاثیرگذار مطالعات خلیج فارس: زندهیادان، سدیدالسلطنه کبابی بندر عباسی، دریادار غلامعلی بایندر، و دکتر احمد اقتداری. به همین خاطر، روایت فیلم از شهریور ۱۳۲۰ و سرنوشت این سه شخصیت آغاز میشود و در امتداد تاریخ معاصر ایران پیش میرود. البته محور اصلی مستند، پردازشی است از شخصیت و فعالیتهای دکتر احمد اقتداری.دکتر احمد اقتداری علمدار مطالعات خلیج فارس است. سفرهای فشرده پژوهشی او از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ در امتداد سواحل شمالی خلیج فارس، از دیلم تا جاسک، نخستین مواد اولیه بیش از چهل کتاب و دویست مقاله درباره خلیج فارس و زندگی مردمان ساکن سواحل آن است. امروز هرکس برای هر پژوهشی درباره سرشت و سرنوشت مردمان سواحل خلیج فارس محتاج مطالعه آثار دکتر احمد اقتداری است. با این تذکار که آثار او به سبک دانشنامهای نیست و جوهر انسانشناسی مبتنی بر تاریخ دارند.
بدون ایرج مستندی با مضمونی بکر و تازه از زندگی دو «فراموششده» در این سرزمین. سینماگران خلاق در جستجوهای خود درباره این دو نفر، که در باغی متروک در کرج زندگی میکنند، از جمله به ارتباط یکی از این دو با «بهمن محصص» میرسند با عکسها و یادگاریهایش…
«به ایران جاودانیام» ادای دینی است به سه چهره تاثیرگذار مطالعات خلیج فارس: زندهیادان، سدیدالسلطنه کبابی بندر عباسی، دریادار غلامعلی بایندر، و دکتر احمد اقتداری. به همین خاطر، روایت فیلم از شهریور ۱۳۲۰ و سرنوشت این سه شخصیت آغاز میشود و در امتداد تاریخ معاصر ایران پیش میرود. البته محور اصلی مستند، پردازشی است از شخصیت و فعالیتهای دکتر احمد اقتداری.دکتر احمد اقتداری علمدار مطالعات خلیج فارس است. سفرهای فشرده پژوهشی او از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ در امتداد سواحل شمالی خلیج فارس، از دیلم تا جاسک، نخستین مواد اولیه بیش از چهل کتاب و دویست مقاله درباره خلیج فارس و زندگی مردمان ساکن سواحل آن است. امروز هرکس برای هر پژوهشی درباره سرشت و سرنوشت مردمان سواحل خلیج فارس محتاج مطالعه آثار دکتر احمد اقتداری است. با این تذکار که آثار او به سبک دانشنامهای نیست و جوهر انسانشناسی مبتنی بر تاریخ دارند.
خوشنویسی فقط یک مهارت یا فقط شاخهای از هنر نیست. یک دنیا حرف و مبانی در آن هست. چرا برخی متنها و کتابها را نمیشود با خط نستعلیق نوشت؟ حافظهایی که خوشنویسی شدهاند چرا همه با نستعلیق است؟ آیا هر متن و مطلب را میشود “شکسته” نوشت؟. بالاتر از همه چی میشود که با دیدن خطی خوش حسی به ما دست میدهد که کمیاب است. اینها به علاوه قصه تاریخی خوشنویسی وخوشنویسان، میتواند روایتی باشد که از زبان یک خوشنویسی جهانی بشنویم. از زبان یدالله کابلی، شکستهنویس تک و بزرگاستاد خوشنویسی ایران.
وقتی در سالهای پر التهاب ۵۰ تا ۵۷ حکومت پهلوی اقدام به دستگیری و حذف وسیع مخالفان کرد و حتی برخی دانشکدهها را محدود یا مختل کرد، یکی از زندانیان سیاسی گفتهبود: هرچقدر دستگیر کنند، در هر دانشکده را ببندند، جلو چاپ کتاب را بگیرند، به جایی نمیرسند چون همین ریاضیات که نه از جنگ حرف میزند نه از خشونت، الفبا و ابزار مبارزه است. دو دو تا میشود چهار.پرویز شهریاری بود که چنین شانیتی به ریاضیات.داد. ریاضیات شد درس زندگی.این، بخشی از میراث این حکیم دانشمند است. او مدرسه و دانشگاه راه انداخت، دهها کتاب نوشت و ترجمه کرد، و البته به سان همه دلسوختگان بارها زندان رفت. برشی از زندگی او را تماشا کنیم.