گزارش مستند نویسنده بودن

گزارش مستند نویسنده بودن

مصطفی آل‌احمد فیلمساز پرتلاشی نیست. گزیده‌کار است. به نظر می‌آید به جز مستند «نویسنده‌بودن» که پرتره جلال آل‌احمد است مستند بلند دیگری ندارد. اورا به‌صورت حضوری در نشست پس‌از تماشای اثرش ندیدیم. کمی کسالت و کمی هم برنامه‌ریزی ناقص ما این فرصت را از مخاطبان گرفت. اما در ابتدای نشست از طریق ارتباط صوتی انگیزه‌اش درباره ورودبه دنیای جلال آل‌احمد را جویا شدیم. از حرف‌های کارگردان می‌شد فهمید که قصد پیشینی برای ساخت این پرتره نداشته ولی خوشحال است که وارد دنیای این نویسنده و روشنفکر شده‌است: «واقعیت آن ‌است ‌که چهره جلال آل‌احمد در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. عده‌ای او را کاملا منفور می‌شمارند و نقد و حتی اهانت زیاد در برابرش دارند. در مقابل کسانی هم هستند که از او بت مجسم ساخته‌اند. کار به جایی رسیده که برخی او را در حد پایه‌گذار فکری انقلاب اسلامی تلقی می‌کنند و نوشته‌های اورا در شراکت با آثار دکتر علی شریعتی خوراک اصلی جوانان برای برپایی انقلاب تلقی می‌کنند.

گزارش مستند از پاریز تا پاریس

گزارش مستند از پاریز تا پاریس

بی‌تردید محمدابراهیم باستانی پاریزی از چهره‌های ناب‌ویگانه فرهنگ‌معاصر ایران‌است.فرزند ملاآخوندی از دیار کرمان و نشسته بر کرسی‌های معتبر دانشگاهی کشور. نمی‌توان او را به یک صنف معرفی کرد. هم مورخ است، هم شاعر. هم پژوهشگر فلسفه اجتماعی است هم مولف زبان وفرهنگ عامیانه. هم هنرمندان رامی‌شناخت‌و رفاقت داشت‌هم‌نسخه‌پژوهان آکادمیک و معتبر را. از یک سو با ایرج افشار حشر و نشر داشت از سوی دیگر با خسرو سینایی. ساختن پرتره چنین شخصیت چندوجهی طبعا کار هرکس نیست. اصولا حتی انتخاب وجهی از وجوه زندگی و فعالیت این نوع چهره‌ها برای مستند خودش مساله است. به همین خاطر پس از تماشای مستند «از پاریز تا پاریس» اثر سید جواد میرهاشمی در صد و شانزدهمین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان، همه علاقمند بودند بدانند چه شد که کارگردان به سراغ این چهره چندوجهی رفت.

گزارش مستند حرف آخر عشق

گزارش مستند حرف آخر عشق

داستان قیصر امین‌پور از آن دسته داستان‌ها است که مخالف و موافقش در دو سر یک طیف نه چندان بلند قرار دارند. عموما یا مخالفند یا موافق. میانه کم است. در یکصدوپنجمین شب‌فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان مستند«حرف آخر عشق»ساخته شهاب عموپور نمایش داده‌شد. مانند بسیاری از جلسات پس از نمایش فیلم، بیشتر صحبت‌ها حول شخصیت قیصر امین‌پور بود تا درباره ساختار و فرم فیلم. مخاطبی می‌گفت: «امین‌پور از گذشته‌اش نبرید ولی در گذشته هم نماند.» همین مخاطب درباره خود فیلم هم معتقد است «فیلم کند بود. تنوع بصری نداشت. غالبا قاب‌هایی بود از چهره اشخاصی که درباره او حرف می‌زدند. همه هم تعریف می‌کردند». به‌باور این مخاطب اگر به جای این قاب‌ها شعرهای قیصر خوانده‌می‌شد و متناسب با مضمون آن شعرها پس‌زمینه‌های مناسب گذاشته می‌شد، بهتر و گویاتر می‌شد. مخاطب، در ادامه به روند شعری قیصر امین‌پور هم اشاره می‌کند و معتقد است «هرچه می‌گذشت، شعرهای امین‌پور تلخ‌تر می‌شد. درحالی‌که شاعر باید هر روز نسبت به روز قبل آرمان‌گرا تر شود. چه اتفااقی افتاده یا چه روندی در زندگی قیصر بوده که شعر و کلام او را روز به روز تلخ‌تر می‌کرد. در فیلم نشان نمی‌دهد». این باور را برخی دیگر از مخاطب‌ها هم داشتند و معتقد بودند فیلم اطلاعی از زاد و رشد شاعر نمی‌دهد.

گزارش مستند نجف دریابندری یک دورتمام

گزارش مستند نجف دریابندری یک دورتمام

سومین مستند از رشته‌مستندهای حوزه «شعر و قصه» به زندگی احمد شاملو اختصاص داشت. کاری از مسلم منصوری که چندسال قبل از درگذشت شاعر تهیه شده و گفتگویی است بین ناصر تقوایی و احمد شاملو. دو غول از دنیای تصویر و شعر. در خلال این گفتگوی دقیق، سکانسی هم از حضور محمود دولت‌آبادی وجود دارد که او به احترام شاعر، متنی را می‌خواند و گپی کوتاه باهم دارند. در نماهایی محدود هم آیدا، همسر احمد شاملو را می‌بینیم که بسیار موجز درباره شاعر حرف می‌زند. در حد چند جمله. اما عبارت کلیدی کلام او این جمله است که «زندگی و شعر شاملو دو حوزه جداگانه نیستند. یکی هستند». ف

گزارش مستند قایق سواری در تهران

گزارش مستند قایق سواری در تهران

محمدعلی سپانلو از معدود شاعران و روشنفکران ایران است که دغدغه شهر دارد. وقتی منظومه «پیاده‌رو» را منتشر کرد معلوم شد پایش روی سنگفرش و آسفالت خیابان‌ها و کوچه‌های شهر است. و سال‌ها بعد شعر «قایق‌سواری در تهران» را درآورد که شاید بشود گفت شناسنامه شعری تهران است. او زاده و پرورش‌یافته تهران است و در مدارس شاخص این شهر درس و مشق زندگی آموخته. از جمله در دبیرستان رازی و در دارالفنون. جالب آن‌که وقتی در دارالفنون بوده، خیلی از روشنفکران بعدی هم در همان سال‌ها در دارالفنون بودند. افرادی ‌چون بهرام ‌بیضایی، داریوش ‌آشوری، عباس پهلوان، نادر ابراهیمی و احمدرضا احمدی. این سرمایه بزرگِ تهرانیِ شاعر طبعا این انتظار بحق را برای‌مخاطبان شعرامروز به‌وجود می‌آوردکه در لابلای سطور و ابیات شعر سپانلو شهر خود را بشناسند و طعم شعری آن را بچشند.