سینمای ایران بعد از انقلاب، طبعا، وارد دنیای تازهای شد. خطوط قرمز نوشته و نانوشته سبب شد حالوهوای این سینما، تقریبا هیچ شباهتی به سینمای پیش از انقلاب نداشتهباشد. با اینحال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که اصل و درونمایه سینمای ایران، پیش و پس از انقلاب ندارد. شکل عوض شده ولی بنمایه همان است.
از سویی دیگر، سینمای پس از انقلاب چهره جهانیتری از دید برخی سینماگران دارد. تعداد جوایز جهانی و تقدیرنامههایی که به سینمای پس از انقلاب ایران تعلق گرفت، بسی فراتر و بیشتر از قبل از انقلاب است. با این حال، پرسش پایهای این است: آیا این سینما را میتوان یک جریان پیوسته و زایا دانست یا هنوز در چنبره «گسستگی پیوسته» گیر است.
قسمت دوم مستند دو قسمتی «سینمای ایران: روح ناشناخته» از سعید عقیقی را میبینیم که به سینمای پس از انقلاب میپردازد.
سینمای ایران بعد از انقلاب، طبعا، وارد دنیای تازهای شد. خطوط قرمز نوشته و نانوشته سبب شد حالوهوای این سینما، تقریبا هیچ شباهتی به سینمای پیش از انقلاب نداشتهباشد. با اینحال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که اصل و درونمایه سینمای ایران، پیش و پس از انقلاب ندارد. شکل عوض شده ولی بنمایه همان است.
از سویی دیگر، سینمای پس از انقلاب چهره جهانیتری از دید برخی سینماگران دارد. تعداد جوایز جهانی و تقدیرنامههایی که به سینمای پس از انقلاب ایران تعلق گرفت، بسی فراتر و بیشتر از قبل از انقلاب است. با این حال، پرسش پایهای این است: آیا این سینما را میتوان یک جریان پیوسته و زایا دانست یا هنوز در چنبره «گسستگی پیوسته» گیر است.
قسمت دوم مستند دو قسمتی «سینمای ایران: روح ناشناخته» از سعید عقیقی را میبینیم که به سینمای پس از انقلاب میپردازد.
سینمای ایران بعد از انقلاب، طبعا، وارد دنیای تازهای شد. خطوط قرمز نوشته و نانوشته سبب شد حالوهوای این سینما، تقریبا هیچ شباهتی به سینمای پیش از انقلاب نداشتهباشد. با اینحال، بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که اصل و درونمایه سینمای ایران، پیش و پس از انقلاب ندارد. شکل عوض شده ولی بنمایه همان است.
از سویی دیگر، سینمای پس از انقلاب چهره جهانیتری از دید برخی سینماگران دارد. تعداد جوایز جهانی و تقدیرنامههایی که به سینمای پس از انقلاب ایران تعلق گرفت، بسی فراتر و بیشتر از قبل از انقلاب است. با این حال، پرسش پایهای این است: آیا این سینما را میتوان یک جریان پیوسته و زایا دانست یا هنوز در چنبره «گسستگی پیوسته» گیر است.
قسمت دوم مستند دو قسمتی «سینمای ایران: روح ناشناخته» از سعید عقیقی را میبینیم که به سینمای پس از انقلاب میپردازد.
سینمای ایران، بهویژه، سینمای قبل از انقلاب، بالا و پایین بسیار دارد. از یک سو فیلمهای موسوم به «فیلمفارسی» و از سوی دیگر فیلمهای معروف به «موج نو». تابلو رنگارنگ این سینما ناگفتههای بسیار دارد. بودند فرهیختگانی که سینمای گیشهپسند آن زمان را میکوبیدند، ولی امروز از آنها به عنوان منابع مطالعات اجتماعی یاد میکنند. به هرحال، سینما، بخواهیم یا نه، آیینه جامعه است.
در آستانه روز ملی سینما، اثری ناب از سعید عقیقی را خواهیم دید با نام «سینمای ایرانیان: روح ناشناخته». عقیقی دو مستند نیمهبلند با موضوع سینمای ایران ساخته که یکی درباره سینمای قبل از انقلاب است دومی درباره سینمای پس از انقلاب. تهیهکننده هردو مستند، مازیار مشتاق گوهری است که چهره شناختهشدهای در سینمای مستند ایران است. این هفته مستند اول را خواهیم دید با کنکاشی در سینمای قبل از انقلاب ایران.
سلامیکی از مهمترین ارکان مدنیت یک شهر، سبد فرهنگی و فضاهای فرهنگی آن است. سالن سینما و تئاتر از مهمترین ارکان این سبد فرهنگی هستند. در تهران، نخستین سینمای عمومی در سال ۱۲۹۹ توسط میرزا ابراهیمخان عکاسباشی افتتاح شد. سپس مهدیخان روسی سالنی را در خیابان علاءالدوله (فردوسی) و بعد در خیابان لالهزار افتتاح کرد، اما هیچ یک از این سینماها به شکل سینماهای امروزی، مناسب پخش حرفهای فیلم برای بازدیدکنندگان نبودند. در واقع اولین سالن رسمی و حرفهای سینمای ایران که به طور منظم فیلم پخش میکرد، در سال ۱۳۰۵ خورشیدی به نام «گراند سینما» توسط علی وکیلی در تهران ساختهشد. در سال ۱۳۰۸ خورشیدی نیز چند سالن سینما در تهران ساختهشد از جمله سینما «ایران» در لالهزار، سینما «مایاک»، و سینما «سپه»