نخستین «شب موزه»

نشست صمیمی و بسیار پرباری بود. آقایان شهاب‌الدین ارفعی، علیرضا قلی‌نژاد و احمد محیط طباطبائی به عنوان میهمانان و میزبانانِ دورِهمی، هر یک نکات بسیار زیبایی در خصوص موزه و آموزه‌های آن مطرح کردند و مخاطبان هم، حسب علایق و سلایق خود نکات دیگری را گفتند و پرسش‌هایی را مطرح کردند. نشست، به صورت گپ‌وگفت عمومی بود و قرار بر سخنرانی نبود. لذا می‌توان گزارش آن را نیز بصورت عمومی و بدون ذکر نام افراد مطرح نمود.

باز هم بهار به خانه اردیبهشت اودلاجان آمد

به رسم سالیان، وقتی نوروز می‌آید، فرصتی دست می‌دهد روزها و هفته‌های یک سال گذشته را مرور کنیم و احیانا درسی برای سالِ پیشِ رو بگیریم. نوروز ۱۴۰۱ سومین نوروز خانه اردیبهشت اودلاجان است.

نمایشگاه بهار بلوچ

مردمی‌که تاریخ دارند، با هنرآفرینیِ خود ماندگار می‌شوند. اگر نقش و هنر بلوچ هنوز هم دوام دارد، چشم‌ها را خیره و گوش‌ها را نوازش می‌کند، نشانه مدنیت و تاریخ این مردم است.
اما، فرزندان این تاریخ، وظیفه دارند هنر دیرین را به جهان امروز وصل کنند و غبار کهنگی از تاروپود آن بردارند.
نمونه‌های این تلاش هنرمندانه را در نمایش لباس‌های زیبا و امروزی با گل‌نقش‌هایی از سوزندوزی بلوچ شاهدیم. تلاشی زیبا و بسیار ظریف که هنر تاریخی را با زیبایی‌شناسی امروز پیوند می‌دهد.
امروز می‌توان به نقش بلوچ بر تن ایران افتخار کرد. لباس‌هایی بر تن زنان فرهیخته و خوش‌سلیقه وطن با سوزندوزی‌های زنان و دختران هنرمند بلوچ.

خانه اردیبهشت اودلاجان

در انتهای یک بن‌بست تنگ و کوچک، در کوچه آقاموسی، خانه‌ای هست که امروز «خانه اردیبهشت اودلاجان» نام دارد. این خانه تازه مرمت‌شده، حیاطی دارد و تالارهایی در دو وجه آن و البته حمام و خزینه‌ای که به شهادت آهک‌بری‌های دیوارهایش، قدمتی بیش از قاجاری دارد و یادگار دوران زندیه است. نقش‌ونگارهای این آهک‌بری‌ها هم چندان شبیهِ نقوش اسلیمی و ختایی نیست. شباهت زیادی به نقوش منبر و محراب کنیسه‌ها دارند.
بر اساسِ اطلاعات عبالغفار، که نخستین نقشه تهران را با نام «نقشه دارالخلافه تهران» تهیه کرده، در دوره ناصری، این خانه متعلق به میرزامحمد ناظر بوده. بنابه اطلاعات سفرنامه‌ها و تذکره‌ها، «ناظر» به کسی می‌گفتند که حساب دخل و خرج دربار را داشته. بنابراین، میرزامحمد آدم مهمی در آن دوره بوده. به همین خاطر هم هست که نام او در آن نقشه بر روی این خانه نوشته‌شده.