گزارش مستند نجف دریابندری یک دورتمام

گزارش مستند نجف دریابندری یک دورتمام

سومین مستند از رشته‌مستندهای حوزه «شعر و قصه» به زندگی احمد شاملو اختصاص داشت. کاری از مسلم منصوری که چندسال قبل از درگذشت شاعر تهیه شده و گفتگویی است بین ناصر تقوایی و احمد شاملو. دو غول از دنیای تصویر و شعر. در خلال این گفتگوی دقیق، سکانسی هم از حضور محمود دولت‌آبادی وجود دارد که او به احترام شاعر، متنی را می‌خواند و گپی کوتاه باهم دارند. در نماهایی محدود هم آیدا، همسر احمد شاملو را می‌بینیم که بسیار موجز درباره شاعر حرف می‌زند. در حد چند جمله. اما عبارت کلیدی کلام او این جمله است که «زندگی و شعر شاملو دو حوزه جداگانه نیستند. یکی هستند». ف

گزارش مستند قایق سواری در تهران

گزارش مستند قایق سواری در تهران

محمدعلی سپانلو از معدود شاعران و روشنفکران ایران است که دغدغه شهر دارد. وقتی منظومه «پیاده‌رو» را منتشر کرد معلوم شد پایش روی سنگفرش و آسفالت خیابان‌ها و کوچه‌های شهر است. و سال‌ها بعد شعر «قایق‌سواری در تهران» را درآورد که شاید بشود گفت شناسنامه شعری تهران است. او زاده و پرورش‌یافته تهران است و در مدارس شاخص این شهر درس و مشق زندگی آموخته. از جمله در دبیرستان رازی و در دارالفنون. جالب آن‌که وقتی در دارالفنون بوده، خیلی از روشنفکران بعدی هم در همان سال‌ها در دارالفنون بودند. افرادی ‌چون بهرام ‌بیضایی، داریوش ‌آشوری، عباس پهلوان، نادر ابراهیمی و احمدرضا احمدی. این سرمایه بزرگِ تهرانیِ شاعر طبعا این انتظار بحق را برای‌مخاطبان شعرامروز به‌وجود می‌آوردکه در لابلای سطور و ابیات شعر سپانلو شهر خود را بشناسند و طعم شعری آن را بچشند.

گزارش مستند کلام آخر

گزارش مستند کلام آخر

سومین مستند از رشته‌مستندهای حوزه «شعر و قصه» به زندگی احمد شاملو اختصاص داشت. کاری از مسلم منصوری که چندسال قبل از درگذشت شاعر تهیه شده و گفتگویی است بین ناصر تقوایی و احمد شاملو. دو غول از دنیای تصویر و شعر. در خلال این گفتگوی دقیق، سکانسی هم از حضور محمود دولت‌آبادی وجود دارد که او به احترام شاعر، متنی را می‌خواند و گپی کوتاه باهم دارند. در نماهایی محدود هم آیدا، همسر احمد شاملو را می‌بینیم که بسیار موجز درباره شاعر حرف می‌زند. در حد چند جمله. اما عبارت کلیدی کلام او این جمله است که «زندگی و شعر شاملو دو حوزه جداگانه نیستند. یکی هستند». ف

گزارش مستند قلمرنج

حبیب باوی ساجد، کارگردان مستند «قلمرنج» که در یکصدویازدهمین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمد. در جلسه گفت‌وشنید پس از تماشای فیلم حضور نداشت. او اهل و ساکن اهواز است و معمولا کاری با تهران ندارد. به گفته فرهاد ورهرام، «باوی اهل ادبیات است و قصه‌نویسی. ارتباط خوبی با شاعران و قصه‌نویس‌های عرب منطقه دارد. از لبنان و عراق و مصر. گرایش نیرومند فیلم‌سازی دارد و مستند محکمی با موضوع جنگ ساخته‌است.» ورهرام از برخی برنامه‌های باوی هم خبر دارد. «باوی دلش می‌خواست فیلمی با محوریت محله لشکرآباد اهواز بسازد. محله‌ای که شاید نخستین حاشیه‌نشینی اهواز را رقم زده. از این محله هم فوتبالیست متولد شده هم شاعر و هنرپیشه تحویل جامعه داده. در عین حال که شناسنامه حاشیه‌نشینی و حلبی‌آبادی دارد.»

گزارش مستند از خانه شماره ۳۷

گزارش مستند از خانه شماره ۳۷

نمایش «از خانه شماره ۳۷»درنخستین شبِ فیلمِ سال ۱۴۰۳ که صدودهمین شب از این دست بود، شوروحال دیگری داشت. میهمانان کوشیدند در سالن جا پیدا کنند، ولی شماری از آنان نتوانستند فیلم را ببینند. تعدادی هم فقط صدای فیلم‍را شنیدند! شبِ خوبی بود.
در ابتدای نشست پس از نمایش، محسن شهرنازدار، کارگردان فیلم توضیح داد که «تدارک تولید این فیلم در سال ۱۳۸۲ شروع شد. به دلایل منعدد، از جمله نبودِ حامی درست و درمان، تولید آن شش سال طول کشید که البته موضوع سفر به فرانسه و گرفتن تصویر و گفتگو با برخی مطلعین هم در این دوره اتفاق افتاد». از گفته‌های کارگردان می‌شود فهمید روند تولید نه تنها ساده نبود، بلکه روندی پر چالش و سنگلاخ هم بوده. اما شادمهر راستین که تهیه‌کننده فیلم است، این روند را عادی می‌داند «چون اگر سخت نبود که به دل نمی‌نشست!

گزارش مستند زندگی در تصویر،مرتضی ممیز

گزارش مستند زندگی در تصویر،مرتضی ممیز

مصطفی رزاق کریمی فیلم‌ساز واردی است. کارش را خوب بلد است. مستند «زندگی در تصویر» با موضوع مرتضی ممیزِ گرافیست در یکصدوهفتمین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان از این فیلم‌ساز به نمایش درآمد. مستندی که ظاهرا در سالمرگ فوت ممیز، به رسم یادبود و بزرگداشت او ساخته‌شد. بر این اساس، شاید انتظار دیدن یک اثر هنری در حد و قواره دانش رزاق کریمی انتظار مناسبی نباشد. با این حال، در جای جای اثر نشانه‌هایی از نبوغ و خلاقیت این کارگردان کاملا هویدا است. گفتگو درباره مستند را امیرهادی ملک‌اسماعیلی که مستندساز است، با این مضمون و محتوا شروع می‌کندکه «این مستندازدسته مستندهای مصاحبه‌محور است و شاید به همین خاطر انسجام محکمی ندارد. در مستندهای با موضوع زندگی و فعالیت یک شخصیت، اگر روش مصاحبه با افراد انتخاب شود، انتظار می‌رود این افراد از طیف بزرگی از موافق و مخالف گزیده شوند تا اطلاعات نقل‌شده به مخاطب جامعیت لازم را داشته‌باشد. در این مستند چنین نیست و تمام کسانی که درباره ممیز حرف می‌زنند، در ستایش از او است و هیچ مخالفی نیست.»