ثروت، عامل ویرانی محله!

ثروت، عامل ویرانی محله!

بافت تاریخی شهرها، به دلایل بسیار متنوع و پیچیده دچار افول شده‌است. تقویم‌و تحلیل این علت‌هاو بسترها نه درحوصله این نوشته است نه در توان نویسنده‌اش. اما، به تجربه، به برخی نکات مسبب افول محله می‌توان اشاره کرد. یکی‌از مهم‌ترین عوامل، ثروت و پول است! بسیاری از خانه‌های متروک محله بدین خاطر بدون صاحب و بدون توجه مانده‌اندو هرروز بیش‌از روز قبل به سمت ویرانی‌و تخریب می‌روندکه متعلق به کسانی اندکه نه به پول این ملک و نه به کالبد آن نیاز دارند. بود و نبود ملک برای‌شان مهم نیست.

شهر،مکانی برای شکفتن و بالیدن!

شهر،مکانی برای شکفتن و بالیدن!

در تعریف شهر، یک تکه کلیدی وجوددارد که در حقیقت ذات شهر را بیان‌می‌کند. می‌گوییم«شهر زیستگاهی انسانی‌است». پس زیستگاه‌بودن شهر اصل اول است. آن هم زیستگاه انسانی. چون اگر فقط زیستگاه باشد فرقی با جنگل و کوهستان که زیستگاه حیوانات است، ندارد. از این که بگذریم، باید ببینیم که آیا هر زیستگاه انسانی همان شهر است؟ نه. چون روستا هم زیستگاه انسانی است ولی شهر نیست. پس شهر زیستگاه انسانی‌است با برخی شروط وویژگی‌ها که آن را از روستا متمایز می‌کند. این‌جا وارد تمام آن ویژگی‌ها نمی‌شویم وفقط یکی‌ازآن‌هارا طرح می‌کنیم: درشهر نیازهای غیرمادی انسان‌ها بسیار بسیارفراتر ازنیازهای مادی‌است.

هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد!

هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد!

شهر مقوله پیچیده‌ای است. پدیده‌ای هزارلایه است. اما قابل کشف و شناخت است. باید ابزار شناخت در اختیار داشته‌باشیم. اتفاقات اخیر در شهرهای ما، فارغ از هر تفسیر و نظری به محتوا و شکل بیرونی این رویدادها، آموزه بزرگ شهرسازی و معماری دارد.

امید، رمز سرزندگی شهری

امید، رمز سرزندگی شهری

در ماجرای شیوع جهانی ویروس کووید۱۹، یک گزاره مهم و قدیمی دوباره به اثبات رسید: امید به زندگی سلاح موثری در برابر مرگ است. آمارهای زیادی هست که نشان می‌دهد بیمارانی که حود را باختند و امید از دست دادند، به مرگ نزدیک‌تر شدند. امید، کلیدواژه زندگی است در تمام وجوه. شهر و کشور هم به امید زنده است. اگر به هر دلیلی شهروندان یک شهر امیدی به آینده شهرشان نداشته ‌باشند، شهر می‌میرد. اما مساله مهم این است‌که بدانیم تظاهر بیرونی امید در یک شهر چیست. چگونه می‌توان به آینده شهر امیدوار بود؟

انسان‌ها، روحِ کالبد شهر

انسان‌ها، روحِ کالبد شهر

در عرف شهرسازی گفته می‌شود شهر عبارت است از مثلت انسان، طبیعت و محیط مصنوع. که اگر دقیق‌تر بگوئیم این سه جزء را نباید سه راس یک مثلث بدانیم، چون محیط مصنوع حاصل کار انسان روی طبیعت است. انسان روحِ شهر است و در طول تاریخ، در تمام نقاط جهان هرچه‌که ساخته‌شده به‌دست انسان بوده. اگر انسان نباشد هیچ چیز نیست. قبل از این‌که انسان پا به عرصه حیات و طبیعت بگذارد، طبیعت وجود داشت و با حضور انسان است که این طبیعت تبدیل به شهر و سکونتگاه می‌شود. با این مقدمه، می‌توانیم بگوییم جنس شهر و کیفیت آن نیز بستگی به انسان‌هایی است که در آن زندگی می‌کنند. تفکرات و فرهنگ اهالی یک شهر است که کیفیت آن شهررا تعریف می‌کند. چرا چنین‌است؟ چون انسان موجودی است که اندیشه دارد. فکر می‌کند و برای کارهایش نقشه می‌کشد. پس انسان نقطه ثقل هر شهر و سکونتگاهی است. در تمام خاک عالم. حالا صحبت بر سر این است که این انسان چگونه و با چه انگیزه‌ای ممکن است به شهر خود بیندیشد و در تمام طول زندگی‌ش برای آبادی و شادابی آن تلاش می‌کند؟ پاسخ دوقسمت دارد: قسمت اول به خود انسان برمی‌گردد، قسمت دوم به حواشی و اطراف او. انسانی که بتواند نقش موثر و درستی در ارتقای منزلت زیستی شهر بردارد، باید انسانی آگاه، خردمند و مسئولیت‌شناس باشد.

بله، شهر مال ماست!

بله، شهر مال ماست!

«ما» اگر حس کنیم به حساب آمده‌ایم و نقشی در مدیریت داریم، می‌توانیم تعلق مکان نسبت به شهر داشته‌باشیم‌و شهر مال ما باشد. حتی فراترازاین: وقتی می‌گوییم «اگر به حساب بیاییم . .»، یعنی هنوز هم دیگرانی هستند که دوست داریم ما را به رسمیت بشناسند. دیگرانی حاکم بر ما، که ما از آن‌ها تقاضا داریم که نقشی هم به ما بدهند. در حالی که در تفکر مدرن قضیه خیلی عمیق‌تر از این حرف‌ها است. دیگران کی هستند که برسرنوشت ما حاکم باشند. در جهان مدرن «دیگران» وجود ندارد. آن ها را ما خودمان انتخاب می‌کنیم، آن‌ها حاکم بر ما نیستند، افراد ما و در حقیقت کارمندان ما هستند که برای دوره‌ مشخص زمانی موظف به رتق‌وفتق امور شهر هستند. بدین ترتیب، مدیریت شهر نه امر حاکمیتی بلکه امری خدماتی است. مدیران شهر که از طرف ما استخدام شده‌اند وظیفه دارند خدماتی که می‌خواهیم برای ما انجام دهند، همین. نه بیش از این. حال، ممکن است این نهاد مدیریت خدماتی، به ابتکار عمل خود، یک پله ارتقا یابد و از مرحله خدماتی به مرحله «اجتماعی» صعود کند. یعنی نه تنها خدمات ارائه می‌کند بلکه متوجه انسجام اجتماعی و نفع عمومی شهروندی هم هست.