مستند کسی که  مثل هیچ کس نیست

مستند کسی که مثل هیچ کس نیست

حدود چهارماه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سه دانشجوی فنی دانشگاه تهران در یورش نظامیان به دانشگاه شهید شدند. دو روز پس از این حادثه، نیکسون، معاون وقت ریاست جمهور آمریکا به ایران آمد. ترکیب این دو واقعه داستان‌ها و روایت‌هایی به وجود آورد که درون‌مایه فیلم‌ها و گزارش‌های مختلف، حتی با نگاهی متضاد، شد. فیلم «کسی که مثل هیچکس نیست» یکی از این روایت‌ها است.
واقعیت آن است که بسیاری از کنج‌وگوشه‌های تاریخ گذشته نزدیک ما هنوز جزو اسرار و یا روایت‌های متفاوت است. عجیب است که در موارد بسیار زیادی، وفاق عمومی درباره رویدادها و تحولات یکصد سال گذشته‌مان وجود ندارد. با این نگاه، به تماشای مستند امیرهادی ملک‌اسماعیلی می‌نشینیم تا روایت او از واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ می‌نشینیم.

مستند چشم های بابا

مستند چشم های بابا

پس از هشت هفته و نمایش ۱۴ فیلم مستند از مجموعه «کودکان سرزمین ایران»، نوبت آن است که یادی از محمدرضا سرهنگی کنیم. شخصیتی که، به اعتبار تحلیل‌ها و گزارش‌ها، با ساختن این مجموعه، جریان زلال و پاکیزه‌ای از سینمای مستند با محور کودک و دنیاهای او را در سینمای ایران به وجود آورد. اهمیت کار این تهیه‌کننده دلسوخته به تعداد فیلم‌هایش نیست، به جریانی فکری و هنری است که به وجود آورد.
او خود فیلم نساخت مگر یک فیلم کوتاه داستانی که شاید هم «حدیث نفس» خود او باشد به نام «چشم‌های بابا». این فیلم کوتاه را می‌بینیم و با دوستان و یاران او هم‌کلام می‌شویم، شاید که بتوانیم اندکی از فعالیت‌های او را سپاسگزار باشیم.

مستندهای دست های کوچک ربابه و بچه ها در هور بازی می کنند

مستندهای دست های کوچک ربابه و بچه ها در هور بازی می کنند

ویژگیِ مهم مجموعه «کودکان سرزمین ایران» آن است که چهارکنج این سرزمین پهناور را به هم می‌دوزد و زیبایی‌های آن را به رخ می‌کشد. در هفته هشتم نمایش این یادگارهای ماندگار سینمای مستند، ساحل دریای پارس را داریم و روستای ساحلی شمال کشور را. در جنوب، بچه‌ها در هور می‌چرخند، ماهی صید می‌کنند، جوجه پرنده‌ها را برمی‌دارند، شنا می‌کنند، و البته یار غار پدر و مادر هم هستند. از آن طرف ربابه در شمال کشور همراه و هم‌نوای مادر است تا در غیاب پدر و برادرش که برای کار به شهر رفته‌اند، کارهای خانه لنگ نماند. این دخترک نازنین هرروز مسیری طولانی را با هم‌کلاسی‌ها و دوستانش به مدرسه می‌رود تا از غافله دانش عقب نماند.
آیا حق نداریم فریاد کنیم «ایران ما زیبا است»!

مستندهای هشت قطعه شبانی و در مدرسه سیدقلیچ ایشان

مستندهای هشت قطعه شبانی و در مدرسه سیدقلیچ ایشان

تابلو رنگارنگ ایران، زیبایی‌های خود را دارد. با تنوعی از فرهنگ‌ها و آیین‌ها و گروه‌های اجتماعی.
هم‌زمان که «بچه‌های هامون» آب و دریا را وسیله معاش و تلاش خود کرده‌اند و حتی بازی‌های خود را با آب و صید و دریا تعریف می‌کنند، پسربچه‌ای روستایی در گوشه دیگر کشور با این پرسش مواجه است که چرا پدرش پیش از وقت دختری را به همسری او برگزیده‌است. افق بچه‌های هور آبی بی‌کران دریا است، ولی برای این پسربچه روستایی کنجکاو، دنیایی از وهم و پرسش مطرح است. او پدر، پدر بزرگ و مادربزرگ این پرسش را در میان می‌گذارد، ولی آن‌ها بر این باور هستند وقتی بچه‌ای در این سن و سال چنین پرسشی را مطرح می‌کند، حتما ارواح در وجودش رخنه کرده‌است.
تابلو ایران چه رنگارنگ است. این تابلو را قدر بدانیم و لذت ببریم. دو مستند «بچه‌های هامون» و «مای‌سا و ماسان» گوشه‌هایی از منظر بزرگ و شگفت‎‌انگیز جامعه ایرانی را به تصویر می‌کشند. زیباست.

مستندهای بچه هامون و مای سان و مایسان

مستندهای بچه هامون و مای سان و مایسان

تابلو رنگارنگ ایران، زیبایی‌های خود را دارد. با تنوعی از فرهنگ‌ها و آیین‌ها و گروه‌های اجتماعی.
هم‌زمان که «بچه‌های هامون» آب و دریا را وسیله معاش و تلاش خود کرده‌اند و حتی بازی‌های خود را با آب و صید و دریا تعریف می‌کنند، پسربچه‌ای روستایی در گوشه دیگر کشور با این پرسش مواجه است که چرا پدرش پیش از وقت دختری را به همسری او برگزیده‌است. افق بچه‌های هور آبی بی‌کران دریا است، ولی برای این پسربچه روستایی کنجکاو، دنیایی از وهم و پرسش مطرح است. او پدر، پدر بزرگ و مادربزرگ این پرسش را در میان می‌گذارد، ولی آن‌ها بر این باور هستند وقتی بچه‌ای در این سن و سال چنین پرسشی را مطرح می‌کند، حتما ارواح در وجودش رخنه کرده‌است.
تابلو ایران چه رنگارنگ است. این تابلو را قدر بدانیم و لذت ببریم. دو مستند «بچه‌های هامون» و «مای‌سا و ماسان» گوشه‌هایی از منظر بزرگ و شگفت‎‌انگیز جامعه ایرانی را به تصویر می‌کشند. زیباست.

مستندهای سپیدجامگان و قطره قطره آبشار

مستندهای سپیدجامگان و قطره قطره آبشار

خسرو سینایی، یادش بخیر، فیلم‌ساز متفکری بود. در مستند «قطره، قطره، آبشار» سراغ روستایی مهجور در شوشتر رفته. روستایی که مردمش با قطره قطره آبی که از لای سنگ‌های کوه می‌چکد، زندگی می‌کنند. اما کودک نه ساله قهرمان سینایی، این حقارت را برنمی‌تابد. شیطنت خود را دارد. برای پرنده‌ها لانه می‌سازد، مارمولک شکار می‌کند و از این‌ها بالاتر، هرروز ده کیلومتر فاصله روستا تا شوشتر را طی می‌کند و به مدرسه می‌رود. تکواندو هم کار می‌کند. دوست دارد قهرمان شود و مدال بیاورد. «وای! چه می‌شود اگر با مدال بر سینه به روستا بیاید!» و از آن بالاتر: «چه شود وقتی از قهرمان می‌پرسند اصل و نسبش چیست، بگوید بچه روستای «توک توکاب» است!!»
در کنار این فیلم، مستندی هم از مهوش شیخ‌الاسلامی خواهیم دید به نام «سپیدجامگان». در روستای ورزنه، دختر نوجوانی که نمی‌خواهد تن به ازدواج زودهنگام بدهد، به کمک برادرش برای ادامه تحصیل دست به مبارزه‌ای خاموش می‌زند.
این دو مستند، از مجموعه «کودکان سرزمین ایران» هستند که تهیه‌کننده‌اش زنده‌یاد محمدرضا سرهنگی است.