موسسه فرهنگی‌هنری اردیبهشت عودلاجان، در کتابخانه خود را به روی دوستان باز می‌کند. فهرست کتاب‌های کتابخانه، به تدریج در وبسایت موسسه منتشر می‌شود. علاقمندان و پژوهشگرانی که نیاز به مطالعه این کتاب‌ها و اسناد دارند، با عضویت در آن، می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.
در بده‌بستانی متقابل، دوستانی که علاقمند به اهدای کتاب و سند به کتابخانه ما هستند، لطفا تردید نکنند. کتاب‌ها و اسناد دریافتی با نام اهداکنندگان در کتابخانه قرار داده‌می‌شود و در وبسایت هم به اسم از آنان سپاسگزاری می‌شود.

داستان‌شناخت ایران

««زمینه» داستان به آخرین سال‌های دهه سوم قرن حاضر مربوط می‌شود. یعنی هنگامی که جامعه به اعتبار فرهنگی، «بسته» و ذهنیت و تعصبات مذهبی بر افکار مردم چیره است. شخصیت داستان- که مثل بسیاری دیگر از شخصیت‌های داستان‌های آل احمد «فاقد اسم» و «هویت» خاص است- سه‌تار نوی را که خریده‌است، «بی‌روپوش» و بی هیچ‌گونه کوششی برای پنهان‌کردن آن از چشم‌های فضول عوام‌الناس، به دست گرفته‌است. جز نوازندگان دوره‌گرد، چه کسی سه‌تار بی‌روپوش نوخرید را به دست می‌گیرد و از میان ازدحام مردم می‌گذرد؟ این هنرمند (نوازنده- خواننده) رسما سه سال است در مجالس و محافل خاصی می‌خواند و می‌نوازد و برای خودش سرشناس هم شده‌است. تقریبا از حساسیت‌های مذهبی و فضولی‌های برخی کوته‌بینان آگاهی دارد. چگونه چنین هنرمندی به خود اجازه می‌دهد «آلت کفر» را در انظار مردم جا به جا کند؟

داستان‌شناخت ایران, داستان‌شناخت ایران, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

سیری در اندیشه سیاسی عرب

«جنبش ملت‌های عرب برای استقلال و بهبود وضع اجتماعی خویش، کم‌وبیش، هم‌زمان با بیداری ایرانیان در قرن سیزدهم هجری (نوزده میلادی) آغاز شد. کوشش نویسندگان و روشنفکران عرب در بنیادگذاری این جنبش اثری بزرگ داشت. همان‌گونه که نویسندگانی چون جمال‌الدین اسدآبادی، طالبوف، مراغه‌ای و حبیب اصفهانی در بیداری مردم ایران و آمادگی برای انقلاب مشروطه بسیار موثر بودند، جنبش عرب نیز برای رهایی از تسلط ترکان و بعدها استعمار باختری، به رهیری نویسندگان مصری و سوری قرن سیزدهم آغاز شد.
اگر آثار نویسندگان ایرانی و عرب را در قرن سیزدهم باهم مقایسه کنیم، می‌بینیم هر دو گروه تا چه پایه درباره مسائل مهم اجتماعی و سیاسی ملت‌های خود بینش‌های یکسان داشته‌اند. هردو گروه پیشرفت‌های غرب را در زمینه‌های گوناگون مادی و معنوی می‌ستودند و چاره رفع واماندگی ملت‌های خود را در تقلید یا اقتباس از راه و روش غرب خواه در زمینه سیاست یا اقتصاد یا علوم و یا فنون نظامی می‌دانستند. هر دو با خودسری فرمانروایان مخالفت می‌کردند و حکومت قانون و نظام نمایندگی را بهترین شیوه کشورداری می‌شمردند. هردو از چیرگی خرافات بر ذهن مسلمانان ناخشنود بودند و در آشنایی مردم خویش با دانش‌های نو می‌کوشیدند. ولی در کنار این همسانی‌ها تفاوت‌های بزرگی نیز در نخستین مراحل بیداری ایرانیان و عربان می‌توان یافت. از این میان به دو تفاوت اشاره می‌کنیم: یکی تلاش گروهی از تربیت‌یافتگان مدارس علوم دینی برای اصلاح اندیشه سیاسی سنی بود که جنبشی همانند آن در میان علمای شیعه ایران پیدا نشد و اگر هم کسانی چون میرزا محمدحسین نائینی و آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و ملا عبدالله مازندرانی خواستند در اصول اندیشه سیاسی شیعه حرکتی پدید آورند، یا خود کوتاه آمدند یا . . . »

اندیشه سیاسی عرب, سیری در اندیشه سیاسی عرب, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

خاک کارخانه

سال ۷۴ یا ۷۵، خصوصی‌سازی در واقع فقط نقاب بود. می‌خواستن کارخونه رو زمین بزنن. دیگه نمی‌خواستن کارخونه تولید داشته‌باشه. کارخونه مال خودشون که نبود. می‌خواستن با خاک یکسانش کنن. چندسالی بود که تحمل نداشتن تعداد کارگرای کارخونه زیاد باشه. فکر می‌کردن هرچقدر تعداد کارگرا کم‌تر باشه، کنترلش راحت‌تره. کارخونه بعد از انقلاب ۱۲۵۰ کارگر داشت. توی خاورمیانه حرف اول را می‌زد. مهندس عبادیان، روحش شاد، هفت تا امتیاز چیت‌سازی گرفته‌بود. کارخونه اولش پارچه عرض هشتاد و نود تولید می‌کرد، ولی آقای عبادیان که دید این جوری صرف نمی‌کند، صدتا دستگاه بافندگی عرض صدوهشتاد آورد. پارچه‌هایی که این دستگاها تولید می‌کردن آبرفت هم نداشت. این دستگاها رو قبل از سال ۱۳۷۰ از آلمان و ترکیه آوردن و تا موقعی که کارخونه خوابید، هنوز کار می‌کردن. یه حساب و کتاب ساده کن؛ الان یه خونه می‌خوای بسازی، پنج‌شیش سال طول می‌کشه. اما تصور کن، کلنگ کارخونه رو سال ۱۳۱۴ زدن و در عرض سه سال راه افتاد. قسمت بافندگی ۱۲۰۰ تا دستگاه داشت. چیز کمی نیست. شیشصد دستگاه سمت راست، شیشصد دستگاه سمت چپ. توی سه سال، کارخونه به این عظمت ساختن. هربار که به دوربرگردون خیابون امام می‌رسم و چشمم به کارخونه می‌افته، نمی‌دونی چه حالی می‌شم. سقف تمام ساختمون‌های کارخونه یه شیب اصولی و حساب‌شده داشت. چرا؟ برای این‌که برف و بارون روی سقف واینسته، بریزه. الان شما معماری تک و توک ساختمون باقی‌مونده رو نگاه کنی، متوجه شیب مناسب سقف‌شون می‌شی. طوری طراحی کرده‌بودنش که بالای صدسال عمر کنه، نه فقط ده بیست سال. . مرداد ۸۳ داشتیم بابا رو می‌بردیم بیمارستان امام که بستری بشه. با همون حال زارش، چشمش به ساختمون کارخونه افتاد که داشتن تخریبش می‌کردن. خیلی ناراحت شد. آخرین نگاه رو کرد و گفت این‌جا تاریخ بود. این جا قدمت بود. بابا سال ۶۳ مدیر چیت‌سازی شد و سال ۷۳ هم استعفا داد. برام تعریف کرده‌بود که سال ۶۷ یا ۶۸ از طرف شرکت آلمانی بابکوف اومده‌ بودن که دیگ بخار کارخونه رو بخرن. البته در مزایده‌ای که چیت‌سازی برای فروش آن برگزار کرده. .

خاک کارخانه, خاک کارخانه, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

گزارش یک دوران

ازجمله وقایع تاثیرگذار دیگر بر زندگی یهودیان ایران، کوچ دسته‌جمعی و فرار گروهی از خانواده‌های لهستانی را که از ترس رژیم هیتلری به ایران آمده و پناه جسته بودند و در میان آن‌ها جمعی از یهودیان لهستانی نیز حضور داشتند و در سال‌های ۱۹۴۲-۱۹۴۳ به تهران رسیدند، می‌توان یادآور شد. هم‌چنین مهاجرت اجباری یهودیان عراقی به ایران را بعد از وقایع سال‌های ۱۹۴۷ م. و کودتای سلطنتی در عراق را به عنوان نمونه دیگر می‌توان ذکر کرد. یهودیان لهستانی و روسی که از چنگ فاشیست‌های هیتلری گریخته‌بودند، از طریق قفقاز به ایران آمده ورقی از اقدامات وحشیانه نازی‌ها را بر صفحه تاریخ نوشتند. بیش از پنج‌هزار نفر آواره مسیحی و یهودی در گروه‌های مختلف، اواخر مرداد ۱۹۴۱ از طریق بندر انزلی به ایران آمده، در اردوگاه‌های پناهندگان در تهران اسکان داده‌شدند. از این عده حدود هزار و پانصد نفر یهودی بودند.

یهود, گزارش یک دوران, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

روزنامه خاطرات فلان‌ السلطنه

دیشب را تا صبح از صدا و مسخرگی کریم (شیره‌ای) خواب نکردم. صبح با حال کسالت دربخانه رفتم. قبله عالم صبحانه میل می‌فرمودند. پرسیدند فلانی، پاته را خوردی به ریق نیفتادی؟ عرض کردم خیر، ماکول است. قدری میل فرموده طولوزان را فرستادند آمد. فرمودند این بیشتر قوه می‌رساند یا گرد شاخ کرگدن؟ عرض کرد البته شاخ کرگدن چیز دیگر است، اما پاته هم قوت تمام دارد. بیچاره فرنگی‌ست. نمی‌داند کمالات را به خمیر جگر غاز چه کار؟ شاه به روی مبارک نیاورده ده سیر پاته را یک‌جا با عسل میل فرمودند. خدا بخیر بگذراند. حکیم طولوزان را خوف برداشته عرض کرد قبله عالم پاته یک هفته را یک‌جا میل بفرمایند بنده مسئولیت البته به گردن نخواهدگرفت. فرمودند به گور پدرت می‌خندی گردن نگیری. لابد میل به کند و زنجیر انبار داری، پدر سوخته. بدهیم زیر چوب ریقت را بالا بیاورند؟ طولوزان بی‌دماغ شده به حالت قهر اجازه مراجعت به وطن خواست.

فلان السلطنه

صادق هدایت از افسانه تا واقعیت

«هدایت در نامه‌ای به یکی از دوستان در سال ۱۳۲۹ شروع به مسخره‌کردن کندی و آهستگی خدمات پستی در ایران می‌کند و سپس می‌افزاید «بازهم پرت‌وپلا شروع شد. باید مواظب خودم باشم. اما از طرف دیگر مثل این است که با همین پرت‌وپلاها است که در قید حیاتم». در واقع او هرقدر در جهان انزوای خود مغموم‌تر می‌شد، در جمع بیشتر بذله‌گویی می‌کرد. و هرقدر افسردگی‌اش بیشتر ریشه می‌دواند، زبان و قلمش در گفت‌وگو و نگارش تیزتر و گزنده‌تر می‌شد. بخش اعظم کار خلاق او در دهه ۲۰ (از جمله حاجی‌آقا) را می‌توان طنز تلقی کرد، با این تفاوت که طنز او در این‌جا به‌طور فزاینده رنگ ریشخند و استهزا- حتی گاه هجو و ناسزاگویی- می‌گیرد. چنان که گویی زهر درون مولف باید هم‌چون مفری برای عذاب درونش به روی کاغذ بیاید. تا همین اواخر طنز فارسی مشخصا خشن و مستهجن بود. به خصوص در ترجمه و مقایسه با آثار مشابه اروپایی. به‌راستی، از کلاسیک‌هایی مانند نوری ابیوردی، سوزنی سمرقندی و عبید زاکانی گرفته تا ایرج و عشقی، در دوره‌های اخیر، گاه دشوار می‌توان تفاوت بین طنز و فحش مستقیم را دریافت. گرچه حتی در حالت دوم نیز هنرمند واقعی می‌توانست با انتخاب واژه‌ها و عبارت‌های مناسب کیفیت ادبی اثر خود را محفوظ بدارد. طنز هدایت ظریف‌تر از هجو و هزل است و دامنه آن نیز گسترده‌تر از طنزهای کلاسیک و نوکلاسیکی است که در قالب یک حکایت نکته ویژه‌ای را بیان می‌کردند. از سوی دیگر، طنز او معمولا عواطف تندی را منعکس می‌کندو اغلب یک احساس ناشکیبایی را در پوشش طنز و تمسخر این یا آن موضوع بیان می‌دارد. با این‌همه نمی‌توان طنز او را نمونه‌ای‌از ادبیات متعهد دانست، زیرا فاقد چارچوب ایدئولوژیک، هدف مثبت، یا حتی احساسی از تعهد نسبت به چیزی جز خود طنزگویی است. از سوی دیگر، نمی‌توان صددرصد آنارشیستی، یعنی بی‌بندوبارانه خواندش؛ بلکه طنز او را می‌توان اعلام جرمی فراگیر و استثناناپذیر علیه هر آن‌چیزی دانست که به نظرش زشت و اهریمنی می‌رسد- در هر حوزه اندیشه و . .»

صادق هدایت, صادق هدایت از افسانه تا واقعیت, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

راه بی سرانجام

در یک جمع‌بندی کلی شاید بتوان گفت تراژدی‌هایی که در این چند سال به صورت پی‌درپی بر آسوریان گذشت، اجتناب‌ناپذیر بود. به عبارت دیگر، شاید برای گریز از این سرنوشت محتوم هیچ راهی نداشتند. آسوریان حتی اگر به نفع روسیه وارد جنگ نمی‌شدند، باز هم نمی‌توانستند از گزند تصمیم ترکان عثمانی برای «حل‌وفصل» مسئله مسیحیان عثمانی مصون بمانند و با توجه به رفتاری که قوای عثمانی و ایادی آن‌ها در قتل عام ارمنی‌ها در همان سال‌ها از خود نشان دادند، بایستی یقین حاصل کرد که نابودی آسوریان نیز اجتناب‌ناپذیر بود. البته وضع آسوریان ایرانی فرق می‌کرد، هرچند در آتشی که برپا شد تر و خشک باهم سوزانده‌شدند. مسیحیان ارومیه، چه آنانی که در کشتار و آزار مسلمانان نقش داشتند و چه آنانی که مخالف این سیاست بودند و در روزهای سختی تکیه‌گاه و پناه آشنایان مسلمانشان بودند، به‌طور کلی سرنوشتی مشترک یافتند. و کسی میان آنان تمایز قائل نشد. در حقیقت از نظر حکومت عثمانی و عموم مسلمانان، مسیحی‌بودن دلیلی کافی برای کشتار و مرگ بود.

آسوریان, راه بی سرانجام, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار

«به عبارت دیگر، مردمی که هم در زیر فشار استبداد و تنگناهای شدید و تحمیلات فراوان و طاقت‌فرسای اقتصادی و مالیاتی آن به سر می‌برند، و هم به‌خاطر استبداد از رشد فرهنگی و تنوع سیاسی برای تفکر و اندیشه و تجربه‌های اجتماعی بارمانده‌اند، هیچ مجال و فرصتی برای اظهار نظر و مبادله عقاید و انتخاب راه و گزینش گرایش‌ها و یا کار اجتماعی منطبق با فرهنگ سیاسی و مصالح اجتماعی و مواضع اقتصادی خویش ندارند. به این ترتیب، تظام استبدادی خود در سوئی می‌ایستد و هرگونه تفکر اجتماعی مخالف و عقیده سیاسی معارض را با برچسب مارکسیستی در مقابل خود قرار می‌دهد و آن را به ‌وسیله قانون و یا بدون قانون و به هرحال به ‌وسیله زور یا تزریق مفاهیمی نظیر خرابکاری و توطئه‌گری و براندازی غیر قانونی و مخالفت با امنیت و قانون و نظام قلمداد می‌نماید. و در این میان به‌طور عمد و به دست خود خلائی عمیق ایجاد می‌کند که در این خلاء هم تفکر منطقی مخالف و متعادل و حتی غیر انقلابی و صد در صد اصلاح‌طلبانه و به‌اصطلاح رفرمیست هم جایی ندارد. نظام استبداد، در حقیقت همه مردم را در مقابل دو قطب مخالف قرار می‌دهد. به این ترتیب که هرفردی از افراد جامعه اگر با رژیم استبداد موافق نباشد، مارکسیست است. طبق منطق رژیم هیچ مخالفی نمی‌تواند مارکسیست نباشد و هر مارکسیستی طبق قانون مجرم و قابل تعقیب و عملا فردی یاغی به شمار می‌رود. پس هر مخالفی با روش‌های اجتماعی و اقتصادی رژیم بالمال مجرم و خطا کار و محکوم است. این منطق همانطور که گفتیم از یک سو راه را بر پیدایش و رشد سریع اندیشه اجتماعی منطقی و هر نوع نظام فکری مخالف استبداد و فساد می‌بندد و در مقابل هرگونه فعالیت اجتماعی و سیاسی متعادل مخالف را بر روشنفکران و فرزانگان مسدود می‌کند و از سوی دیگر . . . .»

خانه‌ خوانی, اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

نامه‌ها

«به عبارت دیگر، مردمی که هم در زیر فشار استبداد و تنگناهای شدید و تحمیلات فراوان و طاقت‌فرسای اقتصادی و مالیاتی آن به سر می‌برند، و هم به‌خاطر استبداد از رشد فرهنگی و تنوع سیاسی برای تفکر و اندیشه و تجربه‌های اجتماعی بارمانده‌اند، هیچ مجال و فرصتی برای اظهار نظر و مبادله عقاید و انتخاب راه و گزینش گرایش‌ها و یا کار اجتماعی منطبق با فرهنگ سیاسی و مصالح اجتماعی و مواضع اقتصادی خویش ندارند. به این ترتیب، تظام استبدادی خود در سوئی می‌ایستد و هرگونه تفکر اجتماعی مخالف و عقیده سیاسی معارض را با برچسب مارکسیستی در مقابل خود قرار می‌دهد و آن را به ‌وسیله قانون و یا بدون قانون و به هرحال به ‌وسیله زور یا تزریق مفاهیمی نظیر خرابکاری و توطئه‌گری و براندازی غیر قانونی و مخالفت با امنیت و قانون و نظام قلمداد می‌نماید. و در این میان به‌طور عمد و به دست خود خلائی عمیق ایجاد می‌کند که در این خلاء هم تفکر منطقی مخالف و متعادل و حتی غیر انقلابی و صد در صد اصلاح‌طلبانه و به‌اصطلاح رفرمیست هم جایی ندارد. نظام استبداد، در حقیقت همه مردم را در مقابل دو قطب مخالف قرار می‌دهد. به این ترتیب که هرفردی از افراد جامعه اگر با رژیم استبداد موافق نباشد، مارکسیست است. طبق منطق رژیم هیچ مخالفی نمی‌تواند مارکسیست نباشد و هر مارکسیستی طبق قانون مجرم و قابل تعقیب و عملا فردی یاغی به شمار می‌رود. پس هر مخالفی با روش‌های اجتماعی و اقتصادی رژیم بالمال مجرم و خطا کار و محکوم است. این منطق همانطور که گفتیم از یک سو راه را بر پیدایش و رشد سریع اندیشه اجتماعی منطقی و هر نوع نظام فکری مخالف استبداد و فساد می‌بندد و در مقابل هرگونه فعالیت اجتماعی و سیاسی متعادل مخالف را بر روشنفکران و فرزانگان مسدود می‌کند و از سوی دیگر . . . .»

خانه‌ خوانی

«ایوان پشت‌گرمی‌ای به خانه دارد و هم‌زمان جایی است برای همراهی با جهان در حرکت بیرون و تماشای آن؛ جایی که گویا با آوردن جهان غریبه به داخل رامش می‌کند و به فردی که در خانه نشسته، اطمینان می‌دهد که گوشه‌ای از تلاطم محیط بیرون را در آغوش می‌گیرد. حوادث مختلف زندگی و تجربه رویدادهای نامعلومش به چیزی بیش از پناه‌گرفتن در اتاقکی امن احتیاج دارد. خانه‌ای دیگر لازم است تا بشود رقصیدن با موجودی آزاد را آغاز کرد و از آن لذت برد. در این فضا، ایمنی دیگری ساخته می‌شود که می‌تواند افق‌های هستی فرد را به جهان بیرون باز کند و کانون وجود او را از من به تو و من-جهان گسترش دهد. کیفیت خاصِ ایوان، این‌که جایی میان درون و بیرون است، در ساختن این تجربه دوطرفه، همراهی‌مان می‌کند و یادمان می‌آورد گاهی هم برای آرام‌ گرفتن، فارغ از هر معنا و قضاوت قبلی، باید از حصار خود بیرون آمد و جهانی دیگر را تماشا کرد. ایوان حضوری مداوم در تاریخ معماری ایران دارد و همواره در تحول بناها نقشی درخور داشته‌است. به نظر می‌رسد وجود این عنصر سه‌طرف بسته و جهت‌دار یکی از خواست‌های فضایی مهم مردم این سرزمین بوده‌است. پنجره و ایوان دو شکل متفاوتِ اتصال خانه به دنیای بیرون‌اند. پنجره مرزی باریک است که ساکن خانه را داخل نگه می‌دارد و بیرون را فقط پیش چشمش می‌آورد، اما ایوان تجربه‌ای دیگر می‌سازد. ایوان بیرون و درون را یک‌جا و هم‌زمان دارد. این مکان ساکن خانه را به مواجهه مستقیم با بیرون می‌برد. ایوان هم داخل است هم حارج؛ گوشه‌ای برای تکیه‌دادن به خانه است!»

خانه‌ خوانی, خانه‌ خوانی, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

قصه خوبِ دوستانِ خوب

خانه اردیبهشت اودلاجان مقصد فرهیختگانی است که دل در گرو آبادانی میهن دارند. نیکانی که از احیای هر خانه و محوطه‌ای لذت می‌برند و حاضرند غم‌خواری و همراهی کنند. چند روز پیش، دو خانم عزیز که برای بازدید خانه آمده‌بودند، متوجه شدند ما حدود ۱۵۰ جلد کتاب قدیمی داریم که متاسفانه فرصت نکرده‌ایم فهرست‌برداری کنیم.

کتاب‌های «بهروز»

خانواده «بهروز» خانواده فرهیخته‌ای است. در روزهای اول تابستان، از این خاندان گرامی، دکتر مازیار بهروز به خانه اردیبهشت اودلاجان آمد، همراه رضا کیانیان. بازدیدی از خانه و گپ‌وگفتی شیرین.

محمود مردانی

محمود مردانی، برای خیلی‌ها فقط یک اسم، و برای همه اطرافیانش، یک رفیق خالص و پایدار است. دوستان و دوستداران بسیاری دارد. از هنرمند و دانشگاهی تا آرایشگر و کاسب والامقام.
محل کارش، به نوعی پاتوق این آدم‌ها است. او پس از اولین بازدیدش از «خانه اردیبهشت اودلاجان» در فرصت‌هایی به این‌جا آمده و دوستانش را هم با خودش همراه کرده. در یکی از این دیدارها، بیش از سی جلد کتاب به کتابخانه مجموعه هدیه کرد. از پائولو کوئیلو تا محمود دولت‌آبادی و از فرهنگ تک‌جلدی دانشگاهی تا مجموعه اشعار سیدعلی صالحی. فهرست کتاب‌هایش را با اشتیاق در بانک اطلاعاتی کتابخانه ثبت کردیم تا هرکس نیازی به مطالعه این‌ها دارد از دیدن «خانه اردیبهشت اودلاجان» هم لذت ببرد.

علیرضا شاهرخی‌نژاد

خیلی خوب است که اهالی محله خود را جزئی از خانه اردیبهشت اودلاجان بدانند. یکی از نمونه‌های این هم‌پیوندی را در روزهای اخیر شاهد بودیم. هم‌محله‌ای ما، آقای علیرضا شاهرخی‌نژاد، نزدیک به بیست عنوان کتاب برای ما فرستاد که عموما در حوزه دین و دینداری بودند. در میان‌شان، البته زندگینامه کامل همسر امام خمینی در دو جلد با عنوان «یک قرن زندگی پرماجرا». می‌دانیم که این بانوی بزرگوار فرزند پامنار بود.

سیروس مهراندیش

سیروس مهراندیش
یکی از معماران خوش‌ذوق و خوش‌فکر معاصر ما، سیروس مهراندیش است. یکی از ارکان «مهندسان مشاور آژند شهر». کارنامه طول و درازی دارد و در بسیاری فعالیت‌های صنفی فعال بود و هنوز هم هست، هرچند نه مثل گذشته. از فعالان «کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران» است که برنامه بسیار مفید «پاکت آبی» را با کمک دوستان و همکارانش اجرا می‌کرد که برنامه خوبی برای آموزش معماران جوان بود با شنیدن و بررسی پروژه‌هایی که توسط خود طراحان آثار ارائه و گفته می‌شد که «چه طراحی کردند، چه اجرا شد» و مهم‌تر آن‌که، «چرا چنین شد».

پیروز پروین

پیروز پروین، فرهیخته و دانش‌آموخته صنعت و هنر، چند ده جلد کتاب به کتاب‌خانه اردیبهشت اودلاجان هدیه کرده که حال و هوای آن سال‌ها را دارند. از ترجمه‌های فیروز شیروانلو و حمید عنایت تا «هزارسال نثر پارسیِ» کریم کشاورز.

محمد تاجیک

محمد تاجیک را همه سینمایی‌ها می‌شناسند. «مرد مهربان» سینمای ایران است که «دیپلماسی صله رحم» راه انداخته و تور بزرگی برای رفاقت و مودت هنرمندان پهن کرده.

در آستانه شب یلدا، به رسم مالوف، سری به خانه اردیبهشت اودلاجان زد و تعدادی کتاب در حوزه سینما و ادبیات داستانی به کتابخانه ما هدیه کرد. از جمله، «فرهنگ فیلمنامه» و «تاریخ سینما» و هفت هشت کتاب دیگر.

آرش رئیسی

آرش رئیسی شاعر است و اهل گفتگو و البته طرفدار محیط زیست پایدار. کتاب شعرش «با بانو و بی بانو» نام دارد. اخیرا به بازدید نمایشگاه «ماجرای نبودنت» (اثر محمدصادق دهقانی) آمده‌بود. در جوار این بازدید دو کتاب به کتابخانه اردیبهشت اودلاجان هدیه کرد. هر دو با امضای نازنین خود.

محسن پیرداده

یکی از امیدواری‌های جامعه مدنی ایران، آن است که بخش بزرگی از بدنه مدیریتی کشور در لایه‌های میانی و کارشناسی را افرادی تشکیل می‌دهند که علاوه بر توان فنی و کارشناسی، علاقمند به جامعه و فرهنگ ایران هستند. این بخش مهم جامعه، معمولا اهل مطالعه و آشنایی با تازه‌های جهانی است. محسن پیرداده یکی از این کارشناسان و مدیران ارجمند کشور است.

علی شیلاندری

در میان مستندسازان کشور، علی شیلاندری چهره خاص خود را دارد. کم می‌سازد ولی خوب می‌سازد. شاهکار او مستند «دیون و بودن» است. این مستند دو بار در خانه اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمده و در هر دو جلسه هم کارگردان عزیز حضور داشته و به پرسش‌های مخاطبان پس از نمایش فیلم پاسخ داده‌است.

نمایش 1 - 25 از 4,291

 نام کتاب عنوان فرعی نویسنده مترجم ناشر سال موضوع نسخه
خوشه6گروه نویسندگانبی نام134711
سگاز مجموعه دانستنی‌های جوانانمحمد مشیریموسسه انتشارات اشرفی1360آموزشی1
پیشنهادات برای پیشرفت تدریسبی نامبی نامآموزشی1
دستور زبان آلمانیپرتو علویجاپخانه و کتابفروشی مرکزیآموزشی1
روانشناسی بلوغهایم گینوتمهدی قراچه داغینشر دایره1379آموزشی1
رفتار والدین با فرزندانآموزش خانوادهمحمدعلی ساداتسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1376آموزشی1
روانشناسی تربیتیآموزش خانوادهغلامعلی افروزسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1378آموزشی1
آمادگی جسمانی بانوانبی نامصدیقه جباری، بهروز ژاله‌دوستانتشارات ناهید1372آموزشی1
آمادگی جسمانی بانوانبی نامصدیقه جباری، بهروز ژاله‌دوستانتشارات ناهید1372آموزشی1
درباره تربیت فرزندانآنتون ماکارنکوصداق سرابیانتشارات گوتنبرگآموزشی1
نشانه‌های آموزشی مناسبگروه نویسندگانعبدالحسین محمدکاریسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1378آموزشی1
خانم‌ها خقیقت را بگوییدمنصف گیتونیعبالحسین محمدکاریسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1385آموزشی1
همسران موفقکلیدهای کام‌یابی در زندگی همسرانخلیل استریسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1387آموزشی1
نرمش برای بیماران قلبیتومی پریورلیاسمن مویدینشر بام1363آموزشی1
معجزه ارادهنورمن وینسنت پیلوجیهه آزرمیسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1378آموزشی1
آموزش بهداشت نوجواناندفتر مدیترانه شرقی سازمان بهداشت جهانینوشین سیستانی‌پورسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1380آموزشی1
گفتارهایی درباره تربیت فرزندانآ. س. ماکارنکوابوتراب باقرزادهانتشارات چاپخش1351آموزشی1
راهنمای عملی سنجش هوشآلفرد دبلیو مانزورتعلی‌رضا یزدان‌پناهسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1385آموزشی1
آشپزی و شیرینی‌پزی نسیممعصومه عدالتیانتشارات نسیم کوثر1390آموزشی1
درمان با ویتامین‌هاآلیس فاینشتاینحسین حقیرانتشارات آفرینگان1378آموزشی1
چه باید خورد و چگونه باید پختگیلورد هاوزرمهدی نراقیانتشارات امیرکبیر1356آموزشی1
گلها و گیاهان شفابخجلد دوم، سبزی‌ها و میوه‌های شفابخشمهدی نراقیانتشارات امیرکبیر1347آموزشی1
هنر خوب زیستنراز طول عمر با تغذیه طبیعی، خامگیاهخواریعلی‌اکبر رادپویاانتشارات شهید1364آموزشی1
درمان با میوه‌هامحمدجواد هوشیارمولف1390آموزشی1
آموزش تغذیه در خانوادهحبیب هدایت، سیمین وثوق، منصور انصاری‌پورسازمان انتشارات انجمن اولیا و مربیان1375آموزشی1
 نام کتاب عنوان فرعی نویسنده مترجم ناشر سال موضوع نسخه