گزارش مستند منم داریوش, گزارش مستند پرتره دکتر محمدمنصور فلامکی, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

صدونودونهمین شب فیلم/ ۳۰ اریهبشت ماه ۱۴۰۵ خورشیدی

مستند پرتره دکتر محمدمنصور فلامکی، از محمدرضا اصلانی از جمله آثار این فیلم‌ساز است که بسیار کم دیده شده‌است. او این فیلم را در سال ۱۳۹۲ ساخته. شاید دلیل کلیدخوردن این فیلم رفاقت و اعتقاد متقابل دکتر فلامکی و استاد اصلانی به هم باشد. دکتر فلامکی در نشست پس از نمایش مستند، تعریف و توصیف بسیار مستوفی درباره اصلانی داشت و حتی دو سه بار اعلام کرد سخنان اصلانی در دانشکده ادبیات در تفکر او بسیار موثر بوده. اصولا ساختن مستند پرتره یک معمار و شهرساز، حداقل از نظر کسی چون محمدرضا اصلانی باید دلایل موجه داشته‌باشد.

خانم دکتر فاطمه موسوی، که بیست‌وپنج است در کنار دکتر فلامکی شاهد فعالیت علمی و فرهنگی او است، می‌گوید: « سال ۱۳۹۲، به پیشنهاد جمعی از معماران و دانش‌آموختگان دانشگاه تهران، قرار شد بزرگداشتی در کاخ نیاوران برای دکتر فلامکی برگزار شود. در همان زمان موضوع ساختن مستند پرتره دکتر به میان آمد. محمدرضا اصلانی داوطلب این کار شد. در حرف و حدیث‌های اولیه، قرار شد بر بداهه‌گویی‌های دکتر توجه و تاکید شود. روایت عادی و گزارش‌گونه مد نظر نبود. به همین خاطر مستند تاکید خاصی روی آثار معماری و شهرسازی دکتر ندارد. اما حرف‌های او درباره فلسفه و ادبیات را مورد توجه قرار می‌دهد».

 

 

به نقل از فاطمه موسوی، دکتر فلامکی در سال ۱۳۹۱ «انجمن علمی فضای معماری نو ایران» را بنیان گذاشت و خانه پدری‌اش را به این انجمن صلح عمومی کرد. هدیه‌ای به جامعه معماری ایران. انجمن در این عمارت پدری مستقر است و فضاهای مناسب برای سخنرانی، درس‌گفتار و کارگاه دارد. علاوه بر کتاب‌خانه‌ای با حدود هفت‌هزار عنوان کتاب معتبر، مرکز اسناد انجمن هم بسیار غنی است  و همه این‌ها در اختیار و دسترس دانشجویان و دانشگاهیان است. درس‌گفتارها و کارگاه‌های انجمن برای فارالتحصیلان مقطع دکتری طراحی می‌شود تا داوطلبان آن‌چه را که در دانشگاه نمی‌شنوند و تجربه نمی‌کنند در این جا به دست آورند. در حقیقت نوعی آموزش تکمیلی و به‌روز برای مقطع بالاتر از دکتری. کاملا علمی و معاصر.

سخن یا گفتار؟

برای یکی‌دو مخاطب این خواسته مطرح بود که از دکتر فلامکی و کارهای حرفه‌ای و زندگی‌ش بیشتر می‌دیدند و می‌شنیدند. این نکته را کارگردان در همان سکانس‌های اول فیلم، به‌نوعی پاسخ می‌دهد. دوربین روی کتاب‌ها و آثار مکتوب دکتر فلامکی می‌چرخد و عناوین کتاب‌ها و نام مولف- محمدمنصور فلامکی- را به رخ می‌کشد. کارگردان می‌گوید با شخصیت علمی و حقوقی فلامکی کار دارد نه زندگی شخصی و حرفه‌ای او. تصویرها تاکید دارند اکثریت کتاب‌های دکتر فلامکی تالیف هستند نه ترجمه. می‌خواهد بگوید مستند با کسی سروکار دارد که با اتکا به ریشه و گنجیه ادبیات و فرهنگ ایران، به دنبال خلق و ارائه مبانی نظری برای معماری ایران است. او وقت خود را صرف ترجمه نکرده، مگر معدود. هرچند ایتالیایی و فرانسوی را بخوبی می‌داند و کتاب‌های آلمانی هم کتاب‌های بالینی او هستند. خود دکتر فلامکی در صحبت خود پس از نمایش فیلم تاکید می‌کند «اروپا و جهان پیشرفتۀ غرب دانش معماری را کشف و ارائه کرده‌اند و دیگر لازم نیست چرخ را از نو اختراع کنیم، اما باید دید این دانش در بستر معماری ایران چه شکل و شمایلی می‌گیرد و ایرانی و معاصر می‌شود».

سخن و معماری

دکتر فلامکی در این مستند، تاکید خاصی بر «سخن» دارد در برابر گفتار. او معتقد است وقتی سخن مکتوب می‌شود می‌تواند تبدیل به میراث ادبی و فرهنگی شود در حالی‌که گفتار چنین نیست و در حافظه تاریخی ملت و جامعه نمی‌ماند. او نوشتن را می‌ستاید.

رویا نیساری با اشاره به این بخش از فیلم معتقد است «قسمت اول فیلم که رابطه ادبیات و معماری را بیان می‌کند، البته از زبان دکتر فلامکی، بسیار جذاب است و حاکی از آن است که معماری همان ساختمان نیست و بر اساس مبانی نظری و اصول فکری مشخصی شکل می‌گیرد که بنیان هویتی دارد». او در ادامه این نکته را مطرح می‌کند که در مقاطعی از این سکانس بلند، بخصوص آن‌جا که سخن از دیالکتیک سخن و معماری است، صدای زنگ معابد را به عنوان موسیقی متن می‌شنویم. گویی کارگردان علاقمند است این بخش از گفته فلامکی را تقدیس کند. به مخاطب چنین پیام می‌دهد که «نوشتن امر مقدسی است».

به باور یکی از آشنایان کارگردان در جلسه، «در جایی، گاهی پرسشی را می‌گذارند و رد می‌شوند. همه حقایق را و همه داده‌ها را رو نمی‌کنند تا مخاطب را درگیر و تحریک کنند موضوع را خودش پیگیری کند».

گزارش مستند منم داریوش, گزارش مستند پرتره دکتر محمدمنصور فلامکی, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

حکیم در برابر حکیم!

محمود یارمحمدلو، از دید یک مستندساز معتقد است «هر اثر هنری، هر شاخه هنری را باید در ژانر خودش شناخت و بررسی کرد. این مستند که اثری است از یک فیلم‌ساز مولف و کهنه‌کار، به زعم من، یک فیلم تجربی است. قصه و روایت یک حکیم درباره یک حکیم دیگر‌ است. محمدرضا اصلانی این ظرفیت بزرگ را دارد که هر اثرش به مثابه یک تجربه جدید بررسی شود». یارمحمدلو با نگاهی به تاریخی سینما، می‌گوید: «وقتی گریفیث در آثارش از نمای بسته استفاده کرد، تهیه‌کنندگان آن را به سخره گرفتند که چرا آدم‌ها را نصفه‌نیمه نشان می‌دهد! این فیلم هم چنین می‌کند. وجهی از زندگی فلامکی را برجسته می‌کند. وجهی که از نظر کارگردان مهم‌ترین وجه وجودی فلامکی است. وگرنه برای معرفی وجوه مختلف زندگی او باید سریال چندین قسمتی ساخت.» به باور محمود یارمحمدلو، سینمای تجربی ما را به فکر وامی‌دارد. «در این فیلم فهمیدیم سرچشمه هر هنری، از جمله معماری، زندگی است. فلامکی، در این مستند یک حکیم است. فیلم هم سیری خاص دارد تا بر این وجه توجه شود. در سکانسی صحبت از نقشه پاریس می‌شود. پلانی هم نشان می‌دهد ولی بعد از آن پاریس را در کلام فلامکی می‌بینیم نه در نقشه. اصلانی با این کار به ما اجازه می‌دهد ذهن و فکرمان را به پرواز درآوریم و پاریس را در ذهن‌مان بسازیم».

ابراهیم عمرانی می‌گوید: «در فیلم اشاراتی در مورد زمان و مکان است که خیلی عمیق و مهم هستند. ولی از نظر ساختاری، ابتدا و انتهای فیلم باهم جور نیستند. اگر کمی از متن خارج شویم، ممکن است دچار سردرگمی شویم. ولی این سلیقه اصلانی است. او یک روایتگر-گزارشگر نیست. بنابراین انتظار ندارم بیاید زندگی فلامکی را گزارش کند. ساختار جذاب است.»

در معماری بمانم؟!

یک مخاطب جوان خطاب به دکتر فلامکی، می‌گوید: «دچار سرگشتگی هستم آیا در معماری بمانم یا نه. مولانا می‌گوید گرفتار مکان نشویم. مرا روشن کنید».

دکتر فلامکی با اشاره به فضا و زمینه کار معماری در ایران امروز، می‌گوید: «پاسخ دشواری است. متاسفانه معماران جوان ما دسترسی راحت به دانش معماری جهان و حتی ایران ندارند. سفرهای علمی عملا تعطیل است. ارتباط بین معماران ما و دیگران در اقصا نقاط جهان قطع است.» دکتر فلامکی معتقد است باید به هر شکلی معماران ما در کوران ادبیات و دانش معماری قرار بگیرند. علاوه بر آن باید در زمینه‌های دیگر هنری هم فعال باشند «چون معماری رشته‌ای فراگیر است و با هنرهای دیگر کار دارد». دکتر فلامکی با فروتنی، به یاد می‌آورد «بسیاری از سخنانی که من گفته و مکتوب کرده‌ام چیزهایی است که از محمدرضا اصلانی در دانشکده ادبیات شنیده‌ام.»

در خصوص فیلم، نظرات مخالف هم هست. یکی از مخاطبان از دانشگاه هنر می‌گوید: «به عنوان یک کارشناس هنر معتقدم این فیلم برای معرفی فلامکی فیلم خوبی نیست. پراکندگی دارد. حرکت دوربین را نمی‌شود درک کرد. هرچند سخنانی بسیار عمیق مطرح است.» این مخاطب اضافه می‌کند «این گزاره که سخن برتر از گفتار است، در فیلم درک نشد».

رسول پیروی، تدوینگر، از اصلانی گله‌مند است که «ما را می‌برد کنار چشمه ولی تشنه برمی‌گرداند». از دید او فیلم حق مطلب را ادا نکرده. دلیل این ضعف در معرفی موضوع آن است که «اصلانی و دکتر فلامکی همدیگر به‌خوبی می‌شناسند و تصور می‌کنند مخاطب هم به همان اندازه به طرفین آشنایی دارد و دلیلی بر شناساندن موضوع نمی‌بینند. در حالی که چنین نیست. مخاطب تشنه دانستن و شناختن است». 

تجربه خوب

ارد زند، فیلم‌ساز، تاکید می‌کند «بهترین تعریف ازشخصیت استاد فلامکی و اصلانی را از زبان و اثر این دو نفر شنیدیم. دکتر فلامکی در معماری و شهرسازی فردی نام‌آشنا است ولی اندیشه و تفکر او در ادبیات معماری و شهرسازی بر ماها آشکار نیست. اصلانی این وجه از شخصیت فلامکی را از زبان خود او بیان می‌کند. دانستن این که فلامکی چند بنا ساخته یا چند طرح شهرسازی کار کرده، چندان کار سختی نیست. در بایگانی‌ها و گزارش‌های مختلف می‌شود به این داده‌ها دسترسی پیدا کرد، ولی شخصیت فلسفی، هنری و ادبی فلامکی، که بسیار مهم است، 

هنوز برای خیلی‌ها ناشناخته است.» زند علاقمند است توضیح دهد «وقتی می‌خواهیم به ژرفای یک موضوع برسیم، با رسانه سینما، بسار سخت است. در فیلمی چون پرتره دکتر فلامکی، ممکن است بسیاری انتظار داشته‌باشند گزارش ساده و راحتی از یک زندگی ببینند و بشنوند. «ولی این فیلم ژانر خودش را دارد. موضوع فیلم کسی است که می‌کوشد با تکیه بر ادبیات ایران مبانی نظری معماری را بنویسد، ولی موسیقی متن را از باخ استفاده می‌کنند تا یادآور شوند معماری هرچند باید هویت ملی داشته‌باشد، امری جهانی است.» ارد زند به روش و منش اصلانی هم اشاره می‌کند. به نظر او «مستند پرتره فلامکی یک فیلم تجربی است. اصولا تمام آثار سینمایی او تجربی هستند. از جمله، مثلا، جام حسنلو به توصیف شکل و شمایل جام نمی‌پردازد به قصه‌های پس پشت شکل‌ها نظر دارد و به یک‌باره به قصه حلاج و بردارشدن او می‌رسد. اصلانی گزارشگر نیست مولف است. با این دید باید به آثار او نگاه کرد».در این مستند، دوربین در پسِ صحبت‌های دکتر فلامکی قسمت‌های مختلف خانه را می‌چرخد و به ما نشان می‌دهد. عمق می‌دهد به حرف‌های او.

سهل و ممتنع!

یکی از مخاطبان می‌گوید «فیلم‌ساختن درباره دکتر فلامکی، امری سهل و ممتنع است. سهل است چون آن‌قدر حرف و سند و عکس درباره او هست که با آن‌ها می‌شود مجموعه تلویزیونی ۵۲ قسمتی ساخت. ولی ممکن است این ۵۲ قسمت نتواند او را به مخاطب بشناساند. چون دکتر فلامکی به طرح تفصیلی جوادیه و مجموع جوپارگان نیست. او به بناهایی که ساخته نیست. حتی به شاگردانی که الان همه استاد و معمار هستند نیست. او مغزافزار معماری و شهرسازی ایران است. وقتی او برای شناخت شهر ایرانی به سراغ فارابی می‌رود، یا وقتی تعاریف اقلیم و معماری را از نوشته‌ها و آرای نسفی استخراج می‌کند، نشان می‌دهد چه کار بزرگی است رسیدن به مبانی نظری معماری معاصر ایران از دل ریشه‌ها و اسناد معتبر ادبی. اگر در دنیای معماری و شهرسازی، بازار ترجمه داغ است، دکتر فلامکی به سراغ تالیف با بهره‌گیری از متون ادبی و فلسفی تاریخی ایران می‌رود.»

گزارش مستند منم داریوش, گزارش مستند پرتره دکتر محمدمنصور فلامکی, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

دکتر فلامکی می‌گوید در کنار آثار ایرانی، کتابخانه‌ و خانه اسنادش پر است از کتاب‌ها و اسناد معتبر آلمانی، ایتالیایی و فرانسوی. چرا که اینان در دهه‌های اخیر دانش معماری را کشف و گسترش داده‌اند و ما هم باید از آن‌ها استفاده کنیم، با تکیه بر تاریخ ایران.

در مستند محمدمنصور فلامکی، یک شیرین‌کاری جذاب از طرف کارگردان را شاهدیم. در تیتراژ پایانی، آن‌جا که باید عوامل فیلم معرفی شوند، در معرفی کارگردان به خط‌نوشته ظریفی در گوشه چپ پایین کادر برمی‌خوریم با این مضمون: «تقدیم به استاد فلامکی؛ محمدرضا اصلانی».