
دویست و دهمین شب فیلم/ ۱۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ خورشیدی
امیرحسین سیاح، کارگردان مستند «فاطمی» که در دویستودهمین شب فیلم خانۀ اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمد، دربارۀ انگیزۀ خود و کارگردانِ همراه خود، فرشاد عسگری کیا، از ساختن مستند فاطمی را چنین بیان میکند: «در حالوهوای سیاسی موجود در کشور، در میانۀ چنگاندازی گروهها و مشربهای سیاسی به تاریخ و جامعه، متاسفانه به این نتیجه رسیدیم که بخش بزرگی از جوانان کشور آشنایی و آگاهی بسیار کمی از تاریخ معاصر دارند.»
البته در فرازی دیگر یادآور میشود: «در جریان مطالعه میدانی از حدود صد نفر عابر در میدان فاطمی پرسیدیم نام چه کسی است فاطمی؟ فقط یک نفر گفت یک وزیر بوده! بقیه اصلا نمیدانستند». با چنین پیشدرآمدی، تصمیم میگیرند مستند «فاطمی» را بسازند. «در سال ۹۷ تحقیق را شروع کردیم. حسین فاطمی ویژگیهای خاص خود را داشت. دربارهش فیلم و گزارش تصویری نداریم، یا ما پیدا نکردیم.» سیاح میافزاید، «اکثریت قریب به اتفاق عکس و سند مورد استفاده در این مستند را از دوستان و خانوادۀ فاطمی گرفتیم.
نهادهای عمومی و دولتی، یا نداشتند یا کملطفی کردند و در اختیار نگذاشتند.» در ابتدا قرارشان بر ساختن فیلم بلندی دربارۀ فاطمی بود. «در رافکات اولیه، زمان فیلم چهارساعت و نیم است. میدانستیم معمولا مخاطب حوصله دیدن فیلم به این بلندی ندارد. در چند مرحله فیلم را کوتاه کردیم تا رسید به کپی حاضر که حدود هشتاددقیقه است». سال ۹۸ تولید شروع شد و در سال ۱۴۰۰ به اتمام رسید ولی روند مجوز و کپی نهایی فیلم حدود پنجسال طول کشید. سیاح در مورد حساسیتهای غیرفنی اطراف فیلم هم صحبت کرد: «ما تا به آخر نفهمیدیم، از دید سلیقۀ حاکم، امروز، آیا فاطمی هنوز مورد قبول هست یا نه. چون در برخی ادارات و سازمانها که امید همکاریشان را داشتیم نوعی گارد نسبت به او احساس میشد. به همین خاطر ما «از هر لقب و توصیفی برای فاطمی در عنوان فیلم اجتناب کردیم! نه «دکتر»نه «شهید». فقط «فاطمی» و نه عنوان دیگر.» مستندی تاریخیسیاسی با محورِ دکتر حسین فاطمی، سیاستمدار نهضت ملی ایران.
پرترهای از تاریخِ گذشتۀ نزدیک!
حسین فاطمی از چهرههای شاخص تاریخ معاصر ایران است. برخی از وجوه شخصیتی او و فعالیتهایی که داشته، او را در حد یک قهرمان ملی برای ایرانِ معاصر معرفی میکند. همو بود که رسانه را در چهرۀ کسانی چون محمد مسعود خلاصه میکرد، او بود که برای اول بار تشکیل جبهه ملی را پیشنهاد کرد و او بودکه دردوره وزارت خارجهاش دستور تعطیلی سفارت انگلیس را صادر کرد. البتهکه به اندازۀ هوادارانش مخالف هم داشت. هم از جانب دربار و سازمان حاکم و هم از میان مشربهای سیاسی و عرفی مخالف حکومت. بالاخره هم جانش را در این راه داد. از ترور جان سالم بدر برد، از ضرب و شتم روزِ کودتا قصر در رفت ولی نهایتا اعدام شد. مستند «فاطمی» برشی مهم از زندگی این چهره برجستۀ معاصر ایران است.
رسول پیروی معتقد است «فیلم بسیار خوبی است. مونتاژ، ادیت و گفتار بسیار خوبی دارد. سیاهبازیهای لابلای سکانسها هم از نقاط قوت اثر است. از همه مهمتر، بیطرفی فیلم است.» به باور پیروی «فیلم عموما با بزرگان و سیاستمداران سروکار دارد. ولی در دو مورد مردم و ادبیات آنها را داریم: سیاهبازیها و دیوارنویسیها. این دوجاست که مردم را میبینیم».
ابزار سیاسی!
ابراهیم عمرانی سیاهبازی و پردهخوانی را از ابزارهای هنری خاصی برمیشمارد که عموما کارکرد سیاسی هم داشتهاند. «مثل پردهخوانی با موضوع قوام توسط انتظامی در دربار». عمرانی علاقمند است بداند آیا در بایگانیهای متعدد کشور هیچ تکهای سیاهبازی از آن دوران نبود که به عنوان شاهد در فیلم بیاید و کار سیاهباز امروز دنبالۀ آن تلقی شود؟ که پاسخ کارگردان به این پرسش منفی است. «در بایگانیهایی که در دسترس بودند دنبال تصاویری از این نوع سیاهبازی گشتیم ولی موفق نشدیم.» سیاح اضافه میکند متن شعرهای این سیاهبازیها، تماما، مال همان دوره است و سیاهباز امروز، جواد انصافی، آنها را اجرا کردهاست. او این نکته را هم تاکید میکند که از نگاه دوستان و همکاران فیلمساز، وجود سکانسهای سیاهبازی در فیلم زاید بود و بهتر بود حذف شوند. «ولی چون فیلم را برای مخاطب عام ساختیم، دوست داشتیم او را تا بهآخر بکشانیم. این قطعهها، همینطور دیوارنویسیها حسی در مخاطب ایجاد میکند و در میانۀ بحثهای سیاسیو سنگین تمددی است برای فکرکردن به ادامه روایت. به همین خاطر ترجیح دادیم در فیلم باشند. هر چند از نظر فیلمشناسان ضروری شمرده نشد».

و البته، موسیقی!
رویا نیساری انتخاب این چهره را برای ساخت پرتره، انتخاب مهمی میداند و در شرایط حاضر مفید برای سینما و مخاطب. «فیلم تاثیرگذاری بود. نشانههای سینمایی کاملی داشت. موسیقی ابتدای فیلم تاثیر گذار بود با آن درختان و سایههای سیاه در پسزمینۀ تصویر. نقش سیاهبازیها، کنایهای بود از این گزارهکه تمام این سیاسیکاریها نوعی بازیدادن مردم است. از سوی دیگر از یکنواختی و کسالت فیلم جلوگیری میکند.» نیساری دربارۀ ریورس حرکت میهمانان سیاسی دربار پس از شکست نهضت و سرکوب آن، معتقد است «شگرد خوبی بود برای نشاندادن اینکه انگار میگویند «رفتهبودیم ولی دوباره برگشتیم». و موسیقی انتهای فیلم هم نشان از تداوم فریاد آزادیخواهی در برابر ظلم و بیداد است».یکی از مخاطبان، با اشاره به حرف منصوره اتحادیه در سکانسی از فیلم، میگوید: «درست است که نباید وقایع تاریخی را تکرار هم دانشت، ولی این فیلم نشان میدهد بسیاری از وجوه رویدادهای تاریخی معاصر ایران از جنبش مشروطه به این طرف، انگار، جوهر و روند مشابهی دارند. روایت فیلم نشان میدهد هم مخالفان مصدق به «انگیسی»بودن متهم هستند، هم دکتر فاطمی! رهبر مذهبی مخالف شاه و خود شاه هم همین اتهام را دارند. گویی طرفین بجای حرف متین و استدلال در برابر هم، فقط حربۀ اتهام در دست دارند. طبیعی است که در چنین جامعهای امکان شکلگیری یک جریان سیاسی و فرهنگی ناب و پایدار وجود ندارد». مخاطب دیگری در ادامه به گفتگوی عبدخوایی اشاره میکندکه در ۱۵ سالگی اسلحه دست میگیرد برای کشتن فاطمی صرفا به خاطر اینکه رهبر فلان مشرب سیاسی فاطمی را خارج از دین شمردهو قتلشرالازمدانسته. نشانه عدم بلوغ سیاسی».
شعار زدگی
جلال حسینی، معتقد است استفاده از انواع شگردها در کنار هم، مثلا «چیدن پلانهایی از دیوارنویسیها در ادامۀ گفتارها، ممکن است فیلم را شعاری کند». او بر این باور است که متن و بطن فیلم خوب پیش میرود نیاز چندانی به این فاصلهگذاریها به نظر نمیآید.امیرهادی ملکاسماعیلی هم چنین نظری دارد ولی از نگاهی دیگر. «انگار یک متن پیدیاف در برابر ما گذاشتهاید با اطلاعاتی فراوان و متنوع. ترکیب این همه اطلاعات باید به منظور روشنتر شدن موضوع فیلم باشد. ولی شاید چنین نباشد. این تنوع و تکثر، ممکناست باعث گمشدن اصل مطلب شود».
ابراهیم عمرانی ساختن این فیلم را، در شرایط حاضر، بسیار مفید میداند. «در روزگاری که گروهی از تاریخنویسان عزم کردهاند چهرۀ مصدق را خراب کنند و حتی کودتا را به گردن او میاندازند، ساختن این فیلم شاید کمک کند تعدادی از مردم آن روزها را بهتر بشناسند». عمرانی در شگفت است «در حالیکه دو کشور آمریکا و انگلستان بارها، هم به صورت رسمی، هم از طریق کتابها و اسنادی که منتشر کردهاند، اصل اقدام به کودتا را پذیرفتهاند و حتی از مردم ایران پوزش خواستهاند، گروهی در ایران اصرار دارند همه روند قبل و بعد از کودتا را به گردن مصدق بیندازند».
یکی از مخاطبان معتقد است، الان که سالها و دههها از آن رویدادها گذشته، لازم است با نگاه تازه به آنها بنگریم. او به گفته یکی از متفکرین امروز ایران اشاره میکند که «مصدق در ساختاری نخشتوزیر شد که همۀ ارکانش تعریف داشت و او میدانست نقش و اختیارات شاه و نخستوزیر چیست. چرا پساز پذیرش نخستوزیری این روحیه را نداشت که با شاه مملکت بنشیندو هردو در حد اختیارات خود امور کشوررا سامان دهند، نه اینکه از ابتدا شروع به نزاع باهم کنند».
دیوارنویسی
مخاطبی میگوید: «دیوارنویسیهای فیلم را دوست دوست داشتم. در اینها از فونتهای مختلف استفاده شده. با تنوع بسیار زیاد. بهگونهای که چشم تمرکز خود را ممکن است از دست بدهد. اولا شعارهای این دیوارنویسی برچه مبنا انتخاب شده، دوما، چرا اینقدر متنوع و متفاوت؟ آیا در خدمت موضوع فیلم است؟»جمال اطهاری میگوید: «خیلی یاد گرفتم. تعجب میکنم از اعتراضهایی که به دیوارنویسیها میشود. دیوارنویسی دو بعد دارد: بعد زیباییشناسی و بعد سیاسی.
مثلا در اروپا، گرافیتی تبدیل به شیوه مهم بیان اجتماعی شده. دیوارنویسی بخشی از این فیلم است و لازم بوده. دیوارنویسی، در حقیقت جای پخش شبنامه را گرفته که در دورهای موثرترین روش بود».
محمد مقدم معتقد است برای تحقیق درباره دکتر فاطمی و دیگر چهرههای معاصر منبع کم نیست. «خود کارگردان هم در تیتراژ انتهایی فیلم ردیف بلندی از منابع را که اغلب معتبر هستند قید کردهاست. ولی باید از ترسیم رسمی و رایج چهرۀ این شخصیتها اجتناب کرد». مقدم تاکید دارد «تقریبا تمام گزارشها و مطالبی که دربارۀ فاطمی هست، شبیه همانی است که در این مستند دیدیم. با پشتوانۀ تصویر. داستان معروف قتل محمد مسعود و روزنامه باختر امروز و ترور فاطمی و امثال اینها. حال که دههها از آن دوره گذشته آیا حرف تازهای نداریم؟» مقدم به مستندی از محمد تهامینژاد اشاره میکند که در سال ۵۸ پخش شده و قبول میکند برای ساختن مستند «فاطمی» زحمت زیادی کشیده شده و انرژی زیادی صرف شده که حتما قابل تقدیر است و امید به کاری تازه».واقعیت آن است که هر فیلمساز بنا بر مبانی فکری خودش پا پیش میگذارد و «فیلم خودش» را میسازد و آن را باید نقد کرد نه اینکه «چنین باید میبود».
پیر و جوان ندارد
فائزه علیزاده یادآور میشود: «کارگردان اشاره میکند که جوانان با تاریخ معاصر بیگانههستند، من میخواهم اضافه کنم فقط جوانان نیستند که با تاریخ معاصر بیگانهاند، بزرگترها هم اطلاع چندانی از تاریخ و رویدادهای گذشته نزدیک ندارند. به همین خاطر فیلم فاطمی مخاطبان زیادی در میان هردو نسل میتواند داشتهباشد.
اصولا شکاف بزرگی بین روشنفکران و جامعه، بخصوص عوام وجود دارد. فقط در میان مذهبیها این شکاف وجودندارد. حرف یکعالم بزرگ دینی را هم روستایی درک میکند هم استاد دانشگاه پاسخ سؤالش را میگیرد. و این امر مهمی است».

امیرحسین سیاح، به چند نکته هم اشاره دارد. میگوید «مجموعۀ بزرگی از دیوارنویسیها در ایران، اروپا، آمریکا و حتی آمریکای لاتین را جمع کردیم تا در صورت استفاده از دیوارنویسی در فیلم پشتوانه کافی داشتهباشیم.» میگوید بسیاری از شعارهای دوره فاطمی را که مردم میخواندند یا بر دیوارها مینوشتند در سالهای اخیر هم در شهرها داشتیم. به همین خاطر، بسیاری از دیوارنویسیهای فیلم انگار از دیوار های امروز فیلمبرداری شدهاند. علت اصلی استفاده از اینها در فیلم حسی بود که به مخاطب منتقل میکند و مخاطب ارتباط بهتری با موضوع پیدا میکند».در انتها، یکی از مخاطبان به بحثهای جدیدی که درباره ملیشدن نفت و مصدق مطرح است اشاره کرد. «الان، پس از هفتاد سال میتوانیم بپرسیم حاصل آن نهضت که منجر به کودتا و سرکوب خشن سیاسی شد و علاوه بر انگلستان، آمریکا را هم وارد زندگی سیاسی ایران کرد، نمیتوانست طور دیگری باشد؟»