گزارش مستند ساموئل خاچیکیان, گزارش مستند ساموئل خاچیکیان, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

دویست و پنجمین شب فیلم/ ۳۱ تیر ماه ۱۴۰۵ خورشیدی

سینمای ایران است. فیلم‌سازی که سبک و امضای خاص خودش را داشت و در طول بیش از پنجاه سال فعالیت سینمایی، با حدود چهل فیلم سینمایی، ماترکی از خود به جا گذاشت که امروز قابل تامل و توجه است. کارگردانی که دوربین را خوب می‌شناخت، نور و سایه را از بعد صرفا فیزیکی خارج کرده‌بود و معنا و مفهوم به آن بخشیده‌بود و استاد دکوپاژ بود. برای ساختن هر اثر تازه چنان انرژی و حرارت نشان می‌داد که گویی نخستین فیلمش را می‌سازد.

 و البته، در کنار همۀ این سجایای فنی و حرفه‌ای، انسانی بسیار فهیم و سلیم بود و بیشترین لذت را در مطالعه و کتاب می‌جست. مستند «ساموئل خاچیکیان، یک گفتگو» از امید نجوان برشی از زندگی و کار این فیلم‌ساز بزرگ کشور را به تصویر می‌کشد، بدون اغراق و گل درشت!نجوان که به همراه ادوین خاچیکیان به این نشست آمده، نزدیک به ۲۵ سال است در عالم سینما یا قلم می‌زند یا گام برمی‌دارد.

 

خوشحال نیست که در این فاصله، تقریبا تمام طرح‌های پیشنهادی‌اش مورد پسند زعمای قوم قرار نگرفته و خوشحال است که بالاخره وقتی این مستند را ساخت، خیلی راحت امکان حضور در بخش مسابقه جشنوارۀ حقیقت را به دست آورد. او قصه کلید خوردن این مستند را هم روایت می‌کند:

«سال‌ها پیش فرصتی داشتم خدمت استاد خاچیکیان باشم و در چند جلسه گفتگوی صوتی با او داشته‌باشم. این نشست‌ها خیلی هم حرفه‌ای و با تجهیزات فنی شایسته نبود، ولی در هرحال افتخاری بود برای من که یک گفتگوی تقریبا مفصل با ایشان داشته‌باشم. بعدها در جشنوارۀ حقیقت مستندی دیدم‌که بر اساس یک گفتگوی صوتی با آلفرد هیچکاک ساخته شده‌بود. بسیار هم موفق بود. تقارن نام هیچکاک با خاچیکیان در ذهن من از یک سو، امکان تبدیل یک نوار صوتی به اثری سینماییِ قابلِ قبول از سوی دیگر، تشویقم کرد تا نوار را پیدا و احیا کنم. در حقیقت خواستم این گفتگوی صوتی را مصور کنم. به کمک ادوین و دیگر دوستان، عکس‌ها و بریده فیلم‌ها را جمع کردم و چند گفتگو هم با نزدیکان کاری استاد انجام دادم».

بزرگان‌مان را فراموش نکنیم!

ادوین خاچیکیان، با اشاره به برخی خاطره‌ها، رضایت و خوشحالی خود را از نمایش این مستند در خانه اردیبهشت اودلاجان کتمان نمی‌کند و آرزومند است درباره بزرگان و هنرمندان دیگر هم مستندی هم‌وزن این مستند ساخته‌شود. می‌گوید: «شاید پنجمین یا ششمین بار است این فیلم را می‌بینم. ولی هربار برایم جذابیت خاص خود را دارد. مخصوصا از این جهت که هر روز یکی‌از بزرگان‌مان را از دست می‌دهیم و در نشست  بعدی جای خالی‌اش را احساس می‌کنیم».

او به یاد می‌آورد در جلسه قبلی نمایش این مستند مهندس نظام‌الدین کیایی هنوز در میان ما بود که دیگر نیست. ادوین به نکتۀ ظریف دیگری هم اشاره می‌کند: «در این مستند تکه‌هایی از فیلم‌های پدرم را دیدیم. هیچ دقت کردید شکل و منظر خیابان ولیعصر را در یکی از فیلم‌های سال‌های سیِ پدر؟ مردم بساط سیزده‌بدر پهن کرده‌بودند. در جایی که الان آسفالت است و برج و بتن. امیدوارم پرتره دیگر سینماگران مهم و برجسته کشور هم، تا دیر نشده، ساخته‌شود». یکی از مخاطبان، در تایید این آرزو، تاکید دارد پرتره و هر مستند دیگری از بزرگان هنر و اجتماع نباید به سمت ستایش و نگاه تک‌بعدی برود.

اعادۀ حیثیت از فیلمفارسی!

رویا نیساری، با اعلام این‌که در سال‌های قبل از انقلاب، عموما اهل دیدن فیلمفارسی نبوده، با تاکید اعلام می‌کند «با دیدن مستندپرتره خاچیکیان، متوجه شدم در آن دوره هم فیلم‌های درخشان در حد و مقیاس مقبول و استاندارد ساخته می‌شد که سینمای خاچیکیان نمونه مجسم آن می‌تواند باشد.»

گزارش مستند ساموئل خاچیکیان, گزارش مستند ساموئل خاچیکیان, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

 نیساری به حرف کیمیایی در این مستند اشاره می‌کند که «نور در سینمای خاچیکیان چه جایگاهی داشته‌است. تکه های کوچکی از فیلم‌های او را که در این مستند دیدیم، واقعا قابل شتایس و افتخار هستند». اصولا، وقتی آدمی چون هوشنگ گلمکانی درباره این هنرمند صحبت می‌کند و او را جزو نخستین کارگردانان مولف سینمای ایران برمی‌شمارد، نشان از ارج و قرب او در دنیای سینمای ایران است.

نیساری به گفتۀ مسعود کیمیایی هم اشاره می‌کند که «یکی از ارزش‌های سینمای حاچیکیان، تاکید بر فرم است.» یکی دیگر از مخاطبان، در این رابطه، به بحث‌های عمیق هنری در سال‌های چهل سدۀ گذشته اشاره می‌کند، به ویژه در میان اهالی شعر، که بر تقدم یا تاخر اهمیت فرم در هنر، به‌ویژه در شعر، جریان داشت. بودند کسانی که می‌گفتند شعر اگر متکی به فرم نباشد شعر نیست.

فیلم‌ساز دو دوره!

ساموئل خاچیکیان، خوشبختانه، در زمره فیلم‌سازانی بود که با انقلاب نه از ایران رفت و نه کارگردانی را کنار گذاشت. روایت است که فیلم عقاب‌ها که یکی از کارهای پس از انقلاب او است، نزدیک به ده میلیون تماشاچی داشت. هادی ملک‌اسماعیلی از آن دسته است که خاچیکیان را با آن فیلم به یاد می‌آورد که در کودکی بر پردۀ سینما آن را دیده. او، در عین حال، معتقد است «جای برخی کسان در فیلم خالی است. مثل امیر قویدل که فیلم «ترن» او نشانه‌های کامل تاثیرپذیری از سبک و سیاق خاچیکیان را دارد. همین‌طور بهتر بود از نصرت‌الله کنی هم بیشتر یاد می‌شد یا از مهدی میثاقیه که از ارکان سینمای آن سال‌ها بودند و کم‌تر درباره‌شان صحبت می‌شود».امید نجوان، با احترام به نظر این مخاطب، تاکید و تکرار می‌کند که تمام تلاشش این بود که از موضوع اصلی مستند که ساموئل خاچیکیان بود خارج نشود. حتی، شاید اشاره به مرگ مادر خاچیکیان پس از خبر جعلی و شایعۀ مرگ خاچیکیان هم می‌توانست در فیلم نباشد چون ارتباط مستقیم با کارکتر شخصیت فیلم ندارد و بود و نبودش در مستند تاثیر خاصی ندارد.محمود یارمحمدلو، با استناد به گفته‌ای از اکبر عالمی که «اخبار امروز تاریخ فردا است». یادی از مسعود مهرابی می‌کند که بر اهمیت آرشیو و بایگانی تاکید داشت. 

او می‌گفت «مردمی که بایگانی نداشته‌باشد، تاریخش را دیگران برایش می‌نویسند». یارمحمدلو، سپس به نشانه‌هایی از نگارگری دیرین ایران، مکتب بغداد، اشاره کرد که امروز، تک‌تک آن‌ها سند تاریخی به شمار می‌روند. از دید یارمحمدلو «کار امید نجوان، که در حکم یک سند مرجع هست، گام اول و مفید در راهی است که باید طی شود تا ملتی نباشیم که تاریخ را دیگران برای ما بنویسند. خودمان باید بنویسیم».

سنتِ خاچیکیان!

جمال اطهاری علاقمند است بداند آیا مسعود کیمیایی را «می‌توان پیرو سبک خاچیکیان دانست. یا اصولا، آیا در سینمای ایران فیلم‌سازانی را می‌توان نام برد که دنباله خاچیکیان باشند»؟ به نظر می‌آید این موضوع چندان روشن نیست. چرا که بسیاری‌ها فیلم‌ها و سبک کیمیایی را بیشتر متاثر از وسترن آمریکایی می‌دانند و نشانه‌هایی از تاثیر مستقیم آن را در فیلم قیصر سراغ می‌گیرند. در عین حال، کارگردانان دیگری که تلاش کردند در ژانر پلیسی یا فیلم‌های ترسناک فیلم بسازند، که احتمالا پا جای پای خاچیکیان بگذارند، در کار خود چندان موفق نبودند. آثار قابل اعتنایی ساخته‌نشد که بشود مصداق تاثیر سینمای خاچیکیان باشند. اصولا، سینمای خاچیکیان، سینمای سهل و ممتنع بود. به دلیل مهارت و تسلط او بر داستان‌گویی، فیلم‌هایش چنان روان و راحت بودند که برخی‌ها فکر می‌کردند می‌توانند نظیر آن‌ها را بسازند ولی فهمیدند «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها». یکی از حاضران، به نکته خاصی اشاره می‌کند: «شب‌نشینی در جهنم، در زمان خود، از نظر جلوه‌های ویژه و تروکاژ، شاهکار تلقی می‌شود. به گفته مهندس نظام‌الدین کیایی، همۀ صحنه‌های این فیلم روی یک میز یک در دو متر ساخته و فیلم‌برداری شده. از این جهت، خاچیکیان را باید نخستین استاد تروکاژ در سینمای ایران دانست». این مخاطب به نکته دیگری هم اشاره می‌کند «وقتی می‌گویند صفت تماشاچیان فیلم‌ها از دم فلان سینما تا دم بهمان سینما بود و عکس‌هایش هم موجود است، گواه این امر است که او «داستان‌گو» بوده. و نه داستان‌گو ساده، بلکه استاد این حوزه. و متاسفانه، جامعه درباره چنین شخصیتی، آشنایی لازم را ندارد. نمی‌داند چه می‌شود تا کسی مثل ساموئل خاچیکیان در سینمای ایران ظهور کند.»

اکسپرسیونیسم!

رسول پیروی، معتقد است خاچیکیان فضا و حال و هوای اکسپرسیونیستی را بخوبی می‌شناخت. تقریبا بیش از همه کارگاردانان آن موقع. «شاید بد نمی‌شد این وجه از ارزش‌های او در فیلم برجسته‌تر می‌شد. چون نشان می‌دهد او کارگردان صاحب سبک بود و کاملا سینما را می‌شناخت، نه یک تکنیسین سینما».

جواد وطنی، به تجربۀ خود در ساختن مستند دیافراگم اشاره می‌کند و «تنها صداست که می‌ماند»! «الان متوجه شدیم، وجود یک نوار کاست چقدر ممکن است مهم باشد و زیربنای یک مستند با ارزش را بسازد و به چه سند و منبعی تبدیل شود.» 

وطنی، در حاشیه، به برخی کم‌دقتی‌ها در ضبط صداها اشاره می‌کند و به طنز و شوخی می‌گوید «کارگردان وقتی به ضبط صدای خودش رسیده، موضوع کیفیت و دقت را رها کرده! چون فکر می‌کرده خودش مدعی خودش نیست و پیش خود گفته ولش کن!». وطنی استفاده نجوان از تصویر سالن نمایش سینما و انداختن برخی تصاویر بر پرده آن عکس را هم از شگرهای خوب دانست.

یکی از خانم‌های حاضر در نشست، تاکید دارد که «این کارگردان ارجمند چقدر زحمت کشیده و رنج دوران دیده، ولی انگیزه‌اش را از دست نداده.» او تاکید می‌کند «متاسفم که تا کنون این شخصیت مهم را نمی‌شناختم. چیزهایی درباره‌ش شنیده یا خوانده بودم و شاید یکی دو فیلم هم از او دیده‌بودم، ولی هرگز تصور نمی‌کردم رسیدن به آن قله مرهون چه زحمات و مشقت‌هایی است و ماها امروز چقدر راحت‌طلب و کم‌طاقت هستیم. سپاسگزارم از شما کارگردان و همه کسانی که شما را یاری دادند تا این فیم ساخته شود و ما این بزرگ‌چهره سینمای ایران را بشناسیم. شاید سرمشقی باشد برای دوستداران فرهنگ ایران».

حاصل یک دوران!

ساموئل خاچیکیان نخستین فیلم خود را در سال ۳۲ ساخت. به اسم بازگشت. فیلمی بسیار ابتدایی و در حد و قواره سال‌های نکبت و سترونی. ولی هرچه گذشت فیلم‌های او شخصیت خود را پیدا کردند و با هر فیلم تازه، علی‌رغم تنوع کامل موضوع و حتی ژانر، امضا و مهر او در کار کاملا مشخص بود. او به «کمی اغراق» در روایت اعتقاد داشت. می‌گفت «فیلم اگر با واقعیت جامعه کاملا جور دربیاید، فیلم نیست. کمی اغراق لازم است» چرا؟ چون «اغراق موجب تحرک است». او از آن دسته هنرمندان بود که «فرم» را اصل و مایه درونی فیلم می‌دانست. با این نگاه بود که «نور» در سینمای او تبدیل به شعر می‌شود. از یک سو تنالیته و از سوی دیگر کنتراست نور، سکانس‌ها و پلان‌های او را چنان شاداب می‌کرد که امروز هم وقتی به تماشای آن‌ها می‌نشینیم، حس می‌کنیم فیلم تازه‌ای است نه متعلق به چند دهه پیش.

گزارش مستند ساموئل خاچیکیان, گزارش مستند ساموئل خاچیکیان, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

بی‌دلیل نیست که مسعود کیمیایی برخی آثار او را هم‌سنگ سینمای جهان می‌داند و ستایش می‌کند. کیمیایی می‌گوید «در فیلم‌های خاچیکیان، فاصله بین فرم و مفهوم فقط یک گام کوچک است و هر آن ممکن است همین ظرافت سبب تنه‌زدن فیلم به آثار جهانی شود».

خاچیکیان در ایران به دنیا آمد ولی خانواده‌اش از مهاجران بودند. او خشونت‌های قومی سنگینی را در حافظۀ تاریخی خود داشت و گاه در بخشی از آثارش از آن‌ها استفاده می‌کرد، مثل مردی که برای فرار از دست نظامی‌ها به زیر آب می‌رود و فقط با یک نی نفس می‌کشد تا غائله بخوابد. حافظه‌ای ازفرار پدرش.

تکه ناب زندگی خاچیکیان پس‌دادن خانه‌ای بود که برای او ساخته‌بودند! نخواست اسیر تهیه‌کننده شود.