گزارش مستند داستان چندهزارساله یک شهر, گزارش مستندهای مستند ببینیم و لذت ببریم(۲)-۶, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

صدو نود و یکمین شب فیلم/ ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ خورشیدی

نمایش چهار مستند از فیلم‌سازان گیلانی در ششمین روز«مستند ببینیم، لذت ببریم» پایان‌بخش این رویداد زیبا بود. این چهار مستند از مجموعه ده‌تایی «رشت در گذر تاریخ» بود که به همت سازمان فرهنکی، اجتماعی و ورزشی شهرداری رشت تولید شده‌است. آثاری که قصد دارد تصویری تقریبا کامل از جوانب مختلف شهرو مردم رشت ارائه نماید. درتدارک نمایش این فیلم‌ها، خانه فرهنگ گیلان مددکار و همراه خانه اردیبهشت اودلاجان بود. گامی در توسعه همکاری‌ها بین دو موسسه فرهنگی هنری. بدین ترتیب، صدو نود و یکمین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان شب فیلم گیلان شد که امری مبارک است و امیدوارکننده.تهیه‌کننده مجموعه فیلم‌های «رشت در گذر تاریخ» نادر معصومی بود که خود از جرگه فیلم‌سازان نام‌آشنا است. نخستین فیلمی که به نمایش درآمد اثری بود از رضا مجلسی به نام «سراهای گمشده»، مستندی تقریبا کامل از پیشینه تجاری، مدنی و اجتماعی رشت که در قالب کالبدی شهر نمایان می‌شود.

مجلسی با دقتی درخور به سابقه تجاری رشت می‌پردازد و اهمیت سوق‌الجیشی شهر در تجارت منطقه را مطرح و سازمان کالبدی آن را به تناسب موضوع به مخاطب منتقل می‌کند. رشت در چندصد سال گذشته چهارراه تجاری و ترانزیتی بوده و کشورهای اروپایی از طریق مسیر روسیه و دریای خزر و گلوگاه رشت به تجارت با ایران و کشورهای همسایه می‌پرداختند و به همین خاطر شهر دارای کاروانسراهای بسیار زیاد است که متاسفانه مورد توجه و بازدید گردشگران نیستند.

 بسیاری از این بناها در فهرست آثار فرهنگی و تاریخی کشور به ثبت رسیده‌اند، ولی، به‌قول کارگردان، فقط ثبت شده‌اند، همین. اقدام موثری در حفاظت یا توسعه آن‌ها صورت نگرفته. کاروانسراهایی مثل گلشن، ملک، محتشم، میرزا احمد، طاقی بزرگ و طاقی کوچک و چند بنای مشابه دیگر، در حقیقت، تاریخ و هویت شهر را می‌سازند. برخی از ین بناها مثل سرای سعادت ظرایف آجری زیبایی دارند که متاسفانه تنها و بی‌کس به حیات خود ادامه می‌دهند، در صورتی‌که اگر خوب احیا شوند، رشت چهره دیگری پیدا می‌کند.

آتش به جان شهر!

در ابنیه تاریخی رشت عموما دو ماده آجر و چوب بیشترین مصرف را دارند. اصولا زیبایی بناهای رشت به وجود این دو وابسته است و الحق به‌ویژه در کارهای چوبی هنرنمایی‌های خاص گیلان را می‌توانیم ببینیم. اما همین ماده ساختمانی ظریف و زیبا، خود، همیشه آغوشی بازاست دربرابر آتش. در مستند زیبای سراهای گمشده تاریخچه‌ای از این آتش‌به‌جانی رشت را شاهد هستیم. همان‌گونه که در روزهای اخیر هم چنین خسارت مهیبی بر تن و جان بازار رشت خورد.

 ولی با اطمینان می‌گفت رشت، همیشه از این آتش‌ها عبور کرده و خودرا بازیافته است. زیبایی تاریخ رشت به همین نوزایی‌ها است. نوزایی‌های مکرر. به هرحال مستند سراهای گمشده، به باور مخاطبان، دریچه ناب و تازه‌ای به میراث نهفته و گمشده شهر گشود که حتما در جلب نظر مخاطبان و مدیران ذی‌ربط تاثیر خواهدداشت. به همین دلیل باید کوشید شعاع نمایش این مستند و مستندهای مشابه هرچه بیشتر شود. در نمایش این مستند در خانه اردیبهشت اودلاجان، بودند مخاطبانی گیلانی و رشتی که بسیاری از این اماکن را نمی‌شناختند و ندیده‌بودند. این هشداری است به نهادها و سازمان‌های مرتبط با گردشگری فرهنگی.

ای قدیمی رشتی!

مستند «کجایی ای قدیمی رشتی» از سعید محصصی تلاشی است برای یادآوری آن‌چه‌ها که داشتیم و الان دارند گم می‌شوند و از زیست شهری رشت خارج می‌شوند. رشت، به گفته کارگردان، شهری تقریبا صنعتی است. هم در مقیاس کارخانه و صنعت بزرگ و هم در مقیاس کارگاه و خرد. کارگردان کاری به صنایع بزرگ ندارد و در شهر دنبال صنایع و حرفی می‌گردد که متاسفانه در حال انقراض هستند.

 در سکانسی صحبت از کفش ساغری است که دست‌ساز رایج رشتی است ولی هم‌زمان برخی خانواده‌ها از کفش‌های وارداتی استفاده می‌کرده‌اند. این نوع برخورد با صنایع بومی، در ظروف سفالی بسیار حادتر و محسوس‌تر است.

گزارش مستند داستان چندهزارساله یک شهر, گزارش مستندهای مستند ببینیم و لذت ببریم(۲)-۶, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

اهالی گیلان، به درستی، معتقدند پخت غذا در «گَمِج» موجب خوش‌طعمی غذا می‌شود که به دلیل ضخامت سفالی ظرف و پخت آرام و مغزی غذا است، اما با ورود و رواج ظرف مسی و آلومینیومی و دیگر محصولات جدید، معمولا، در هیچ خانه رشتی گمج استفاده نمی‌شود مگر به ندرت. این اتفاق، نه تنها در رشت بلکه در تمام شهرهای پهنه ایران در مورد انواع صنایع دستی می‌افتد. محصولات جدید که نگهداری‌و مصرف راحتی دارند بازاررا تسخیر می‌کنند.

موتورسیکلت و . . .!

یکی از شیطنت‌های زیبای محصصی در این مستند استفاده از چند تصویر از حضور و جولان موتورسیکلت در کوچه‌های تنگ و ترش تاریخی شهر است. بازیگرِ نقش گردشگر و پژوهشگر در دو سکانس درحالی که مجذوب دیوارها و بناها است و از آن‌ها عکس و یادداست تهیه می‌کند، کم مانده در معرض تصادف با موتورسیکلتی باشد که به سرعت در این کوچه‌ها تردد می‌کند. نا همسانی ظرف و مظروف. در تقریبا تمام شهرها و بافت‌های تاریخی کشور، موتورسیکلت‌ها بلای جان مردم و شهر هستند. متاسفانه این فرهنگ را برخی هنرمندان بنام و معتبر کشور هم، بی‌آن‌که خود بدانند، ترویج کرده‌اند. کارگردان خوش‌آوازه و معروف ما وقتی موتورسیکلت رضاموتوری را در دل بافت تاریخی تهران با سرعت حرکت می‌‌داد، اصلا، تصور نمی‌کرد روزی این حرکت الگوی جوانانی باشد که این محله را با موتورسیکلت تبدیل به میدان جنگ می‌کنند و آرامش تاریخی محله را از بین می‌برند.

کارگردان موسیقی مرحوم جفرودی را نخ تسبیح فیلم خود کرده و حرف و تصویر خود را با ریتم آن هم‌نوا می‌کند. این نیز خود همان «ای رشتی قدیمی» را تداعی می‌کند. 

یکی از ویژگی‌های این مستند آن است که نگاه نوستالژیک به موضوع ندارد و در حد یک ناظر کنجکاو و بی‌طرف با سوژه طرف می‌شود.

 در این گشت و گذار برای پیدا کردن صنوف در حال انقراض، نوعی اطلس جغرافیای تاریخی رشت را هم ورق می‌زنیم و محله‌های شهر را که عموما با نام حرفه و صنف شناخته می‌شوند سیر می‌کنیم مثل مسگران، ساغری‌سازان و غیره. اگر این توجه به مکان کمی بیشتر و جدی‌تر می‌شد وزن فرهنگی و مدنی مستند را دو چندان می‌کرد و می‌توانست یکی اسناد ماندگار رشت‌شناسی برای آیندگان باشد. آیندگانِ نزدیک!

سان‌شاین، مهستی، فروغ

مستند «الفبای خاطرات» ساخته الهه گل‌محمدی اثری است خودمانی و تا حدودی نوستالژیک از سابقه آموزش در رشت. با گفتگوهای بسیار با قدیمی‌های این حوضه و با تمرکز اصلی بر دبیرستان دختران فروغ که در میانه سلطنت رضاشاه توسط آمریکایی‌ها با تبدیل ساختمان بیماستان به دبیرستان شکل گرفت و نام سان‌شاین گرفت. بعدها، این نام به مهستی تغییر یافت و نهایتا شد فروغ. هرچند اخیرا نام ۱۷ شهریور بر آن نهاده‌اند. تعدادی از معلمان و دانش‌آموزان قدیم این مدرسه خاطرات خود را مرور می‌کنند که عموما  با حسرت همراه است. این مستند موضوع درس و مشق را برای ترویج هم‌دلی و هم‌نوایی قرار داده و در این راه موفق هم هست. الهه گل‌محمدی، عامدانه با تصادفی، چهره و فضای امروز مدرسه را بسیار لُخت و بی‌حس و سترون نشان می‌دهد. این سترونی در برابر خاطرات حسرت‌باری که آشنایان دارند، دوگانه غریبی می‌سازد که به خودی خود این پرسش را در برابر مخاطب قرار می‌دهد که «چه بر سر این مدرسه پر از خاطره آمده؟ چه سکوت مرگباری دارد این‌جا». جالب است که سقف بلند راهروها و پنجره‌ها و بازشوهای بلند و شکیل، حقارت امروز آن را بیشتر نشان می‌دهد.

وقتی یکی از خانم‌های قدیمی رشت که خاطراتی از این مدرسه دارد در گذر ازمحوطه جلو آن به‌یاد می‌آورد که «در این باغچه درخت و گل بود» که حالا نیست، این تضاد را بیشتر می‌فهمیم. خانم گل‌محمدی کسانی را در برابر دوربین نشانده که قطعا برای اهالی رشت آشنا هستند و ممکن است برای مخاطب غیرگیلانی چندان آشنا نباشند، ولی این موضوع خشی در اعتبار فیلم نیست چون متدولوژی درستی انتخاب شده. وقتی حرف از یک مدرسه تاریخی است باید که افراد زیادی درباره آن صحبت کنند و خاطره بگویند.

خشت و خاطره

مستند خشت و خاطره از مهدی میرصالحی، نوعی راهنمای گردشگری رشت است. میرصالحی خود سوار بر دوچرخه به اماکن تاریخی شاخص شهر می‌رود و توضیحاتی درباره آن‌ها می‌دهد. توضیحاتی درست و فنی، چراکه او خود یک باستان‌شناس است. بااو همراه می‌شویم و بناهای شاخص شهر را بازدید می‌کنیم. او علاقمند است به وجه ایرانی‌اسلامی بودن یا نبودن بنا دقت و توجه کند. 

مثلا وقتی وارد عمارت میرزا خلیل شهردار می‌شود پس‌از توضیح عمومی می‌گوید این بنا از دسته ایرانی‌اسلامی‌ها نیست. گردش در شهر با چنین شخصیتی حتما مفید فایده است. نام مستند از این گزاره ناشی شده‌است که خشت (پخته) اصلی‌ترین ماده ساختمانی این شهر است و به دلیل وجود آهن در ترکیب خاک منطقه این خشت‌ها به رنگ قرمز هستند. این راهنما مخاطب را با ظرایف خاص بناها و عمارت‌ها آشنا می‌کند و هرکجا که لازم باشد به داده‌های باستان‌شناسی هم ارجاع می‌دهد. تا اصالت قدیم شهر را یادآور شود. نگاهی منطقی به موضوع.

اگر فرو بریزند؟!

میرصالحی، به عنوان یک کنشگر، در برابر بناهای زیادی که در فهرست آثار تاریخی و فرهنگی شهر به ثبت رسیده‌اند ولی متاسفانه رها و بی‌کس هستند، به یک نکته بسیار مهم اشاره می‌کند که لازم است مورد توجه مدیران و ازمابهتران قرار گیرد. وقتی مقابل یک ساختمان فرسوده تاریخی ایستاده که دروپنجره‌هایش ریخته و تکه‌هایی از سقف هم نیست، اعلام می‌کند این بنا به‌شماره فلان در فهرست میراث تاریخی کشور به ثبت رسیده. «ولی اگر تکه‌تکه فرو ریزد و از بین برود، بازهم در فهرست میراث و آثار تاریخی و فرهنگی می‌ماند؟!» چیزی که دیگر نیست ولی در فهرست هست. این همان مصیبت بزرگ میراث فرهنگی ما است.ظاهربین شده‌لیم و فقط فهرست و کارنامه و تابلو می‌سازیم ولی عرق و علقه‌ای واقعی به این‌ها نداریم. همه نمایش است و خودنمایی. به روایت او، سال‌های سال است چنین بناهایی، از جمله عمارت خاص آوانسیان رها شده‌اند و به مرور دارند می‌میرند. کی باید جوابگو باشد؟ فعلا پاسخی نیست.

گزارش مستند داستان چندهزارساله یک شهر, گزارش مستندهای مستند ببینیم و لذت ببریم(۲)-۶, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

رشت، مهد تاریخ

تماشای چهار مستند از فیلم‌سازان گیلانی فرصتی بود برای مرور خاطرات و دانسته‌های خود درباره رشت. باید به مدیرانی‌که همت کردندو «رشت درگذر تاریخ» را ساختند و مستندسازان شهر را دور هم جمع کردند، تبریک گفت. تا باد چنین باد. نمایش این مستندها پرده اول همکاری درازمدت خانه اردیبهشت اودلاجان با خانه فرهنگ گیلان خواهدبود، در توسعه هم‌نوایی و بده‌بستان فرهنگی و هنری با هدف ترسیم تابلو رنگارنگ فرهنگی نازنین ایران زمین در بستر مدنی.