سلام
شهر موجود زندهای است که هر لحظه تغییری در آن اتفاق میافتد. این تغییرات در شهرهای جاافتاده و دارای ساختار محکم، البته در جوامعی که در گذار و التهاب نیستند، بسیار درونی و آهسته است ولی در شهرهای دوران گذار و در جوامع التهابی کاملا محسوس و آشکار است. وقتی از کسی میشنویم در وصف یک شهر میگوید «دیگر آن شهری نیست که قبلا بود»، لزوما توصیف خوبی نیست. یعنی تغییرات شهر چنان وسیع بوده که قابل تشخیص با وضعیت سابق و آشنا نیست. متاسفانه بسیاری از شهرهای ما در بازۀ زمانی پس از اصلاحات ارضی و بهویژه پس از انقلاب، به دلیل تغییرات وسیع دموگرافیک کاملا چهره عوض کردند و متاسفانه در بسیاری از موارد این تغییرات در جهت مثبت و تعالی نبودند. در این تغییرات سریع، وجهی از شهر که موجب آرامش و تعلق خاطر است، بیشتر لطمه میبیند: فضاهای مکث. شهرِ جاافتاده، به مرور، فضاهای مکث دارد. یعنی جاها و نقاطی که برای مردم «پاتوق» شدهاند. این نوع فضاها نقاط وصل رفتاری مردم شهر هستند. دورهمیهای به موقع و بیوقع مردم در این نقاط شکل میگیرد. این نقاط متفاوت از «سرکوچه» و «دم در» است که معمولا در عصر بی رادیو و بی تلویزیون در شهرها رایج بود. فضاهای مکث شهری پاتوق مکان دورهمی همسایهها نیستند. مال همۀ شهر است و در آن ممکن است اجتماعات فرهنگی و حتی سیاسی برگزار شود.
این اجتماعات لزوما هر روزه یا هفتگی نیستند و ممکن است در طول تاریخ معاصر هر کشور یکی دوبار اتفاق بیفتد ولی تاثیر عمیق خود را بر شهر و جامعه میگذارند. اتفاقاتی که در جریان بهار عربی افتاد و مکانهای خاصی تبدیل به مراکز اجتماع عمومی شدند، نمونه بارز و اوج چنین حرکتی بودند. یا در جریان انقلاب نارنجی اکراین، بدون ورود به کیفیت و ماهیت آن بهاصطاح انقلاب. منظور این است که کالبد عمومی شهر ظرفیت لازم برای اجتماع مردم را دارد و این اجتماعات مانع روند عادی تردد مردم شهر نمیشوند. این نقاط مکث، در سطحی بزرگتر همانی هستند که در محلات و مناطق شهری ممکن است شکل بگیرند. مکانهایی که قبلتر ها وظیفهشان به عهده قهوهخانهها بود. الان میدانگاههای کوچک محلهای، ورزشگاههای منطقهای و گاه باشگاهها عهدهدار این وظیفه هستند. جامعه مدنی کشور به سرعت در حال گسترش و تکثیر است و لزوم چنین فضاهایی کاملا ضروری به نظر میآید. علیرغم توسعه فضاهای ارتباطی مجازی در تمام سطوح، هنوز هم ارتباط چهره به چهره مردم جایگزین ندارد و نیاز به فضاهای مکث در شهر کاملا احساس میشود. این فضاها کاملا مستقل از شائبههای ایدئولوژیک و آیینی و قومی هستند و فقط مکانی امن و راحت برای دیدار مردم باهم به شمار میروند حتی به صورت یک گذر و راسته، نه لزوما میدان و میدانگاه.