سلام
اغلب، فرصت نمیکنیم درباره خانه و آپارتمانی که در آن زندگی میکنیم، دقیق شویم. مثلا چرا آشپزخانه باز داریم یا برعکس. شاید حتی کنجکاو نیستیم که اتاق پدرومادرِ خانواده حمام اختصاصی دارد یا نه. چه شد که سرویس بهداشتی گوشۀ حیاط وارد خانه شد و حمام هم همینطور. چرا مردم، در سالهای نهچندان دور، در خانههایی زندگی میکردند با حیاط مرکزی و اتاقهای دورتادور آن و هریک مال یکی از اعضای خانواده یا در اجارۀ دیگران. چه شد که امروز به ندرت خانهای پیدا میشود که «اتاق پذیرایی» جدا داشتهباشد. مگر امروز کسی مهمانی نمیرود؟ پس چرا اتاق پذیرایی نداریم؟ امروز آیا در زندگی شهری خانوادۀ گسترده داریم که همه در یک خانه زندگی کنند؟ یعنی پدر بزرگ و مادر بزرگ، با عروس و داماد و بچههای آنها و احیانا بچههای آن بچهها؟ چه شده که امروز اولین نیاز هر جوانِ آمادۀ ازدواج یافتن یک خانۀ مستقل است؟ به گونهای که اولین پرسش پدرومادر عروس از دامادِ آیندۀ احتمالی این است که آیا خانه دارد؟ اصولا، جداشدن از خانواده، به هر دلیلی، اولین گام پس از ازدواج است. فرهنگ جامعه و سلیقۀ مردم مرتب در حال تغییر است و به همین خاطر معماری خانهها هم مرتب شکل عوض میکند و خود را با نیازهای معاصر تطبیق میدهد. در جامعهای که به دلیل اقتصادی یا به خاطر رشد مناسبات اجتماعی زن و مرد، هردو شاغل هستند تا چرخ زندگیشان بگذرد، قطعا، آشپزخانه نمیتواند سهم بزرگی از خانه را اشغال کند.
بهویژه در شهرها و فضاهایی که به دلایل مختلف مردم زندگی بیرونی را دوست دارند. چرا در برخی شهرهای کشورمان این همه واحد «غذای برونبر» وجود دارد؟ آیا بانوان آن شهرها بلد نیستند غذا درست کنند؟ حتما بلدند، ولی از نظر فرهنگی در سطحی قرار دارند که نمیخواهند وقتشان را در آشپزخانه سپری کنند. وقتی میشود غذای آماده از بیرون سفارش داد و خرید چرا وقت و انرژی صرف کاری شود که مزدی هم ندارد! ممکن است این حرفها برای اغلب ماها کمی عجیب به نظر بیاید ولی واقعیت مسجل و مسلم آن است که هرچه زمان میگذرد، نیاز و علایق آدمها تغییر میکند و مثلا «غذای خوشمزه» نهایت رضایت اعضای خانواده نیست. اگر میشود بهجای صرف وقت در خانه برای ایننوع وظایف، سینما رفت و فیلمی دید، قطعا دلنشینتر است. با تغییر ذائقه مردم، معماری خانهها هم تغییر میکند. امروز، خانههای سالهای سی و چهل چندان راحت نیستند. مثلا غالب خانههایی که در تهران در پهنۀ بالای بولوار کشاورز در آن سالها ساختهشدند، علیرغم شکل و شمایلشان، باب طبع زندگی امروز نیستند و نیاز به تغییر در فضاها دارند. این نیاز در معماری خانههای شهرهای اقماری بسیار حادتر است. مثلا، بسیاریاز واحداهای آپارتمانی کوچکمقیاس شهریار و اندیشه نیازمند بازآرایی جدی هستند.