سلام

همۀ ماها در شهر زندگی می‌کنیم، اما، واقعیت آن است که برای بسیاری از ما هنوز شهر تعریف مشخص و قابل قبولی ندارد. در مواردی خودمان را با شهر وفق نمی‌دهیم. نمی‌شناسیمش! احساس می‌کنیم این شهر مال ما نیست. یا ما مال این شهر نیستیم. چگونه بین ما و شهر جدایی می‌افتد؟ بهتر است شهر را تا مقیاس یک خانه پایین بیاوریم و دوباره به مقیاس قبلی برش گردانیم. به دیدار کسی می‌رویم. به خانه‌اش. کلیت خانه و آرایه‌ها و اثاثیه و وسائلش ما را جذب می‌کند و احساس می‌کنیم مثل خانۀ خودمان است. حتی نکته و آموزه‌ای از آن برمی‌داریم برای دلپذیرترکردن خانۀ خودمان. عکس قضیه هم صادق است: وارد خانه‌ای می‌شویم که هیچ تناسبی با سلیقه و خواست‌های ما ندارد. ماندن در آن خانه نوعی عذاب برای ما می‌شود. دل‌مان می‌خواهد هرچه زودتر از آن بیرون بیاییم. اگر دوباره از مقیاس خانه به مقیاس شهر برگردیم، همین وضع را تجربه می‌کنیم. در و دیوار شهر، تابلوهای تبلیغاتی شهر، شعارها و انذارها شخصیتی از شهر می‌سازد که ممکن است شما موافقش نباشید و راه رفتن در شهر به مثابه راه‌رفتن در سرزمینی بیگانه می‌شود. آن هم نه سرزمینی که کنجکاوی شعف‌انگیز شما را برنگیزد، سرزمینی که شما را جذب نمی‌کند، دفع می‌کند. شما خود را در شهر خودتان بیگانه حس می‌کنید. شهر برای شما جایی باز نکرده، چشم‌اندازی برای شما ترسیم نمی‌کند. این وضعیت بستری است برای فرار از شهر. البته اگر امکانش را داشته‌باشید.

 

اگر امکان فرار از شهر را به هردلیل نداشته‌باشید تبدیل به موجود ناراضی و نق‌زن شهر می‌شوید. واقعیت آن است کالبد و سازمان فضایی شهر در رفتار فردی و جمعی مردم اثر دارد. امروز در مکتب شهرسازی مدرن از آموزۀ «جلوگیری از بزه از طریق طراحی شهری» استفاده می‌کنند. در این آموزه حتی تاثیر روانی طول ممتد دیوار شهری روی مردم مورد مطالعه قرار می‌گیرد چه برسد شعار و دیوارنوشته‌ها که تاثیر مستقیم بر روان و رفتار مردم دارند. شما دوست دارید در ستایش عشق و رواداری سخن بگویی و سخن بشنوی، در برابر، شعر «مرگ بر» حک شده. دوست دارید از کنار منظری طبیعی رد شوید، ولی مجبورید ویرانه‌ها را تماشا کنید. و امثال این موارد. امروز طراحی منظرهای شهری چنان اهمیتی پیدا کرده که «پیاده‌راه» را بر مبنای آن‌ها طراحی و سامان می‌دهند. مثلا پیاده‌راه موزه(فرش)تا موزه(ملی) با گذر از ایستگاه‌های فرهنگی، یا گذر از کنار فضاهای تجاری. بدین ترتیب، نماهای شهری تاثیر بسیار زیادی بر رفتار و واکنش‌های ما دارند. نباید این گونه باشد که بخشی از مردم احساس کند این شهر ما آن‌ها نیست. مال بخش خاصی از ساکنان است که خواست و شعار خود را بر در و دیوار شهر می‌زنند. فرق نمی‌کند این بخش از مردم اکثریت هستند یا اقلیت، مهم آن است که بخشی از مردم شهر را مال خود نمی‌دانند.

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۳۴