سلام
امروز در محلۀ تاریخی اودلاجان، «خانۀ قصه» داریم. به احترام و قدردانی از هوشنگ مرادی کرمانی، قصهنویس جهانی ایران، که حدود بیست سال در همین خانه زندگی کرده، با خانوادۀ ارجمندش؛ قصههای مجید را نوشته و سه فرزند نازنینش هم در همین خانه، به مهر و عشق، بالیدهاند. اینک یک سال از شروع به کار این خانه گذشتهاست. بدنیست ببینیم، بود و نبود این خانه چه تاثیر و نقشی در محله داشته و دارد. از کجا میشود فهمید یک کانون فرهنگی در محله جا افتاده یا نه. آیا این جا افتادن تاثیری در مناسبات اجتماعی و مدنی محله و شهر دارد؟ طبعا، میتوان به روش کلاسیک و علمی بازخورد هر اتفاق کالبدی و فرهنگی در محله را ارزیابی کرد. مثلا از طریق پرسشنامه، مصاحبه و روشهای علمی دیگر. معمولا این روشها برای ارزیابی بازخورد پروژه پس از پنج یا ده سال انجام میشود که فرصت لازم برای تاثیرگذاری وجود داشتهباشد. در مورد خانۀ قصه چنین روشی، در حال حاضر، لازم نیست و ما هم امکان و تجهیزات لازم برای اجرای آن را نداریم. بنابراین، متوسل به روش رایج به اصطلاح «شهودی» میشویم. در این روش، سرنخهایی را دنبال میکنیم که ممکن است ما را به مقصود برساند. اصلیترینِ این سرنخها چنیناند؟ آیا نسبت به روز اول شروع کار، بر مخاطبان خانه افزوده شدهاند یا نه. دوم: آیا نسبت به روز اول، برنامههای خانه برای مخاطبان زیادتر شده یا نه؟ سوم: آیا جنس برنامهها نسبت به روزهای اول تغییر مثبت داشته یا منفی؟ آیا مخاطبانِ خانه را طیف محدودی تشکیل میدهد یا نه؟
اصولا خانۀ قصه علاقمند است مخاطبانش را از کدام طیف، سن، جنس و گرایش فرهنگی انتخاب کند؟ دنبال مخاطب عام است یا مخاطب خاص؟ در حال حاضر مخاطبان اصلی خانۀ قصه از اهالی محل هستند یا اهالی شهر؟ آیا خانۀ قصه دنبال اهالی محل است یا شهر و کشور؟ در کجا موفق بوده و در کجا ناموفق؟ معیار و متر این ارزیابی چیست؟
در یک نگاه کلی، که امیدواریم خطا نباشد، به نظر میرسد خانۀ قصه فراتر از پیشبینی اولیه توانسته در محل جا بیفتد و علاقمندانی از تمام شهر هم داشتهباشد. امروز، در پنج روز هفته برنامههایی برای مخاطبان مختلف در این خانه برگزار میشود. از کلاس نقاشی و قصهخوانی برای بچهها تا سوادآموزی به تعدادی مادر کمسواد. در خانۀ قصه، سنت همخوانی کتاب زنده شده و هرماه یک جلسه کتابی را که تعدادی از مخاطبان بزرگسال خواندهاند، به صورت جمعی، دور هم، بازخوانی و دربارهش بحث میکنیم و ریزهکاریهای کتاب را برای همدیگر روشن میکنیم. در کلاسهایی برای بچهها و بزرگان نحوه لذتبردن از کتابخوانی آموخته میشود. نشستهایی برای ترویج ادبیات اصیل وجود دارد. مثلا آشنایی با جشنهای باستانی، آشنایی با شاهنامه و متنهای کلاسیک! اینها همه در یک سال!