سلام
شهر شاداب میشود. شاید هم بتوانیم بگوییم شاداب شدهاست! کدام شهر؟ تهران؟ ساوه؟ اهواز؟ بابل؟ کدام؟ میتوانیم بگوییم تمام شهرها. شاید از شنیدن این حرف شگفتزده شویم! اینهمه مساله و مشکل و جنگ و کرونا و خیابان و میدان! باز هم از شادابی حرف میزنیم؟! بله. در یک کفه ترازو شهرهای امروز را بگذاریم و در کفه دیگر شهرهای ده سال پیش را. یک اتفاق مهم در شهرهای ما افتاده که ذات شادابی شهر است: هرروز بیش از روز پیش شهر به تصرف مردم میآید. تصرف همیشه نظامی و با قهر نیست. همینکه هر روز در هر کوی و برزن کافه و باشگاه و کتابفروشی باز میشود، همین که هر روز بیش از روز پیش مردم زندگی بیرونی را پیشه میکنند، یعنی شهر به سمت شادابی میرود. ولی چرا چنین میشود؟
جامعه ایرانی شدیدا در حال تحول و شکوفایی است. این ربطی به خط و ربط اداری و حکومتی ندارد. جامعه مدنی است که نیروی محرکه موتور تحول است. این جامعه هر روز شکوفاتر، درونیتر و گستردهتر میشود. همین جامعه مدنی است که منش و روش زندگی خود را به خیابان کشانده. دورهمیها و همنشینیهای خیابانی نمود و بروز بیرونی این روش زندگی است. اما پسِ پشت جامعه مدنی چه نیرویی نهفته است؟ این نکته مهمی است و باید به دقت و شدت آن را واکاوید و تحلیل کرد. به نظر میرسد ساختار اقتصادی کشور در نیم قرن اخیر تغییر اساسی کرده و حرف اول را صنعت میزند نه بازار.
در کنار این تغییر، نسبت تاثیر اجتماعی زنان و مردان در جامعه کاملا دگرگون شده. امروز صحبتکردن از جامعه مردسالار ایران کمی خندهدار به نظر میآید. زنان از پستوها بیرون آمدهاند و تبدیل به نیروی اجتماعی شدهاند. این در شرایطی است که جمعیت دانشجویی کشور در این بازه زمانی بیست برابر شدهاست. در حالی که جمعیت کشور فقط سه برابر شده. اگر این نوع آمارها را با رشد و توسعه جهان الکترونیک و انقلاب اطلاعات کنار هم بگذاریم، متوجه عمق تغییرات اجتماعی کشور میشویم. پس جای شگفتی نیست که هر روز بیش از روز قبل نسل جوان و شاداب کشور خیابانها را در اختیار میگیرد و روش زندگی خود را به آن تحمیل میکنند. ما این تغییرات را در چهره معماری و کالبدی شهر کشف میکنیم. وقتی در مرکز پایتخت اینهمه سالن تئاتر و نمایش باز میشود و در شرایط غیر جنگی روزانه بیش از یکصد و پنجاه هزار بلیط تئاتر فروخته میشود، یعنی جامعه نیرومند مدنی در حال تحمیل خواستها و آرمانهای خود به شهر است. آرمانهایی بهغایت منطقی و غیر احساسی. طرفه آنکه نسل متولدین دو سه دهه گذشته بسیار صبور، حسابگر و دانا است. بسیار منطقیتر از نسلهای پیشین. جامعه مدنی به چنین نسلی نیاز دارد. دوران زدوخورد باید به پایان بیاید و تمام رویاها و خواستها به صورتی مدنی و آرام تحقق پیدا کنند.