دست‌فروشان سیاسی

«در بعد از ظهر یک روز گرم خرداد ۱۳۵۸، حدود ۳۰ تن از جوانان زن و مرد در پارک تئاتر شهر سرگرم یک بحث داغ بودند. آنان در آن‌جا جمع شده‌بودند تا راه‌های برخورد با تهدیدهای رسمی علیه کتابفروشان خیابانی را بررسی کنند. آنان شیوه‌های تاسیس یک انجمن کتابفروشان خیابانی و مکان استقرار آن را مورد بحث قرار دادند و آئین‌نامۀ داخلی آن را به رای گذاشتند. چهار مرد و یک زن به عنوان اعضای کمیتۀ اجرایی انتخاب شدند. . . .

دست‌فروشی خیابانی به‌عنوان یک مسالۀ سیاسی، از نخستین روزهای دوران پیش از انقلاب خود را نشان داد. بیکاران سیاسی جوان، فارغ‌التحصیلان دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها با استفاده از آزادی‌های آشفتۀ موجود شروع به ایجاد بساط و دکه در طول پیاده‌رو خیابان‌های اصلی پایتخت کردند. آنان پیاده‌رو مناطق مرفه مرکزی- خیابان‌های اصلی تهران، پارک لاله، پارک ملت، خیابان‌های کارگر و کشاورز و اطراف پارک‌های بزرگ عمومی را با کالاهای فرهنگی خود پر کردند. برخی‌ها محصولات قابل حمل‌شان را روی یک ورق روزنامه پهن کرده‌بودند. بعضی‌ها فقط با یک تابلو ساده‌ای که روی آن اقلام در معرض فروش‌شان مثل کتاب و روزنامه، نوارهای موسیقی و سخنرانی‌های سیاسی ذکر شده‌بود، در پیاده‌رو ایستاده بودند. برخی دیگر هم مال‌التجاره‌شان را با چیزهای کاملا متفاوتی چون ساندویچ، چای گرم و نوشیدنی‌های خنک عرضه می‌کردند. دست‌فروشانِ باهمت‌تر نیز بناهای ثابت‌تری چون کیوسک‌های فلزی و یا کلبه‌های چوبی برای خود ساختند که آزادنه از خطوط برق اطراف استفاده می‌کردند و با چراغ‌های رنگین فضاها را روشن می‌کردند. بنابراین، هر شامگاه، پیاده‌روها به بازار مکاره تبدیل می‌شدند.»

سیاست‌های خیابانی؛ جنبش تهی‌دستان در ایران؛ آصف بیات، اسدالله نبوی هاشمی؛ نشر شیرازه؛ چاپ‌ یازدهم؛ ۱۴۰۲؛ ص ۲۴۶

(کتاب جالبی است دربارۀ موضوعی که همیشه در برابر ما است ولی ما از کنارش رد می‌شویم. تهی‌دستان و ساکنان اقلیمِ فقر.)

 

 

 

 

کتاب مکتب خانه در ایران