سلام
سه دهه پیش، طی پژوهشی رسمی دربارۀ شهرسازی تهران، نکات جالبی به دست آمد. مثلا طی پژوهشی میدانی با ثبت آمار پنج روز کاری هفته، از اول شنبه تا عصر چهارشنبه، معلوم شد نزدیک به پانصدهزار نفر تردد در پلههای مسجد امام تهران اتفاق میافتد. این قطعا عدد بزرگی است. حتی خود پژوهشگران هم در صحت این عدد تردید نشان دادند و آمارگیری را با وسواس بیشتر، یک هفته دیگر هم تکرار کردند. نتیجه همان شد: پانصدهزارنفر تردد در هر روز. این عدد، بلاواسطه چند پرسش را پیش روی گروه مطالعه قرار داد، به ویژه به این خاطرکه در دیگر گرهگاههای تهران چنین تراکمی از تردد ثبت نشدهبود. مثلا در میدان تجریش یا میدان امام حسین. پس پرسش اول این است که در این نقطه از تهران چه اتفاقی میافتد که چنین تراکم تردد در آن را شاهدیم؟ در دانش و عرف معماریو شهرسازی مبحثی تحت عنوان «شأن مکان» داریم. یعنی هر اتفاقی در هرکجا نمیافتد. مثلا فقط آن دستفروش یا طبقفروش میداند در کدام نقطه باید بساط کند یا بایستد تا بازارش بچرخد. پلس راه هم میداند در کدام پیچ جاده باید کمین کند که راننده خلافکار را شناسایی کند. یا در کدام نقطه باید بایستد که رانندۀ احتمالا خلافکار از قبل هشیار باشد و خلاف نکند. در مورد پلههای مسجد امام هم باید این سؤال را پاسخ داد که در آن نقطه چه اتفاق روزانهای میافتد که این همه رفتوآمد در آن باشد.
وقتی به این سؤل پاسخ دادهشد باید پاسخ داد برای سهولت آن اتفاق (مثلا تجارت یا ارتباط فصایی) چه تمهیدی باید به کار گرفتهشود تا تردد آسان و اتفاق درستتر انجام شود. تازه اینها پرسشهای اولیه است. نکات ریز مهمی هم هست. مثلا آیا آن اتفاق به نفع عمومی شهر است؟ یعنی اگر آن تردد سنگین بخاطر جذابیت تجاری آن نقطه است، آیا اصولا تراکم جذابیت تجاری در شهر به صورت نقطهای درست است یا به صورت پراکنشی؟ آیا در نقاط دیگر شهر امکان خلق چنین جذابیتی هست یا نه؟ اصولا شهر بهتر است به صورت متمرکز با نقطه ثقل مرکزی اداره شود یا به صورت اقماری، پیرامونی یا پراکنشی؟ اگر از این پرسشها بگذریم، آن پژوهش که در سطح شهر تهران انجام شد، حداقل، این موضوع را روش کرد که بازار تهران، هنوز هم، نقطه ثقل شهری است و در حفاظت از آن نباید به بیراهه رفت. معلوم شد، دلیل ماندگاری و تداوم جذابیت این پهنه تکعاملی نیست. مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی هستند که بازار تهران را تبدیل به یک پهنۀ مهم شهری میکنند. پس نمیتوان برای حفاظت و تداوم حیات آن نسخه ساده و تکگزینهای نوشت. اینها و پرسشهای اطراف این موضوع همان زیباییهای شهری هستند که جذابیت شهرو شهرنشینی را میسازند. شهر فقط خیابان و ساختمان نیست. اینها هم هستند.