سلام

به‌صورت عادی و رایج، بسیاری از مردم دوست دارند خانه‌ای داشته باشند، چاردیواری، با حیاط و باغچه و شمعدانی، دور از هیاهوی شهر و شلوغی زندگی آپارتمانی که مستقل و راحت زندگی کنند. طبعا، این خانه با حیاط و گل‌وگلدانش مساحتی بزرگ‌تر از سطح یک واحد آپارتمانی می‌طلبد. نگهداری و ایمنی و امنیتش هم به تمامه به عهده همان تک خانواده‌ای است که خانه را در اختیار دارد. طبعا، زندگی در محله‌ای که از این خانه‌های تک و مستقل تشکیل شده، مزایا و امتیازهای خودرا دارد، به‌ویژه اگر محله دارای قدمت باشد و اهالی با همدیگر آشنا باشند و نیازهای روزمره خانواده هم قابل تهیه در محله باشد. یعنی اهالی خانواده نیازی به رفتن به مرکز شهر یا مناطق دیگر شهری برای رفع نیازهای روزمره نداشته‌باشند. اما برای این‌که دکان و مغازه‌های این محله امکان تداوم داشته‌باشند باید حداقلی از مشتری در محله باشد. مثلا حداقل دویست خانواده. تا قصابی و بقالی و اتوشویی محله بتواند دخل‌وخرج کند. حال، بیاییم حساب کنیم این دویست خانواده در یک محله نه، در یک کوچه چقدر فضا لازم دارد تا به ظرایف موضوع بیشتر پی ببریم. فرض کنیم هرخانه فقط دویست مترمربع زمین اشغال کند. با برِ ده متری. اگر خانه‌ها را در دو طرف یک کوچه بچینیم، تنگ هم، صدخانه در هر طرف، طول کوچه به یک کیلومتر می‌رسید. و کل مساحت زمین و کوچه بین آن‌ها حدود پنجاه هزار مترمربع. یک کیلومتر یعنی چهار ایستگاه استاندارد اتوبوس شهری. طبعا تامین زیرساخت‌های شهری مثل تاسیسات آب و برق و گاز و تلفن برای دویست انشعاب هم هزینه و امکانات خاص خودش را می‌طلبد. حالا اگر این دویست خانواده را در یک مجتمع مسکونی مثلا پانزده یا بیست طبقه اسکان بدهیم، بجای پنجاه هزار مترمربع، فقط پنج هزار مترمربع لازم است.

 

اهالی طبقات بالا این شانس را دارندکه شهر را نظاره کنند و از نسیم خنک صبح لذت ببرند. اسکان در مجتمع‌های بزرگ مسکونی مزایای دیگر هم دارد. معمولا ایمنی و امنیت بیشتری نسبت به خانه‌های تک و مستقل دارد، ارتباط با خانواده‌ها می‌تواند اصولی‌تر باشد چون برخی نیازها برای همه مشترک است. مثل نظافت و نگهداری ساختمان و تاسیسات و نگهبانی. در مجامع‌های بزرگ و بلندمرتبه یاد می‌گیریم کار جمعی بکنیم. مجبوریم برای اداره ساختمان «مدیریت» انتخاب کنیم. آن‌هم مستقیم و بدون فشار از بیرون. به این ترتیب در زندگی گروهی در مجتمع بزرگ تمرین دموکراسی می‌کنیم. یاد می‌گیریم برای مدیریت محیط زندگی‌مان افراد مورد وثوق را انتخاب کنیم. این یعنی تمرین برای انتخابات شورای شهر و مجلس و ریاست جمهوری. بدین ترتیب هرچه مجتمع بزرگتر باشد این تمرین جدی‌تر می‌شود. مثلا کوچکترین مجتمع شهرک اکباتان تهران ۳۲۰ واحدی است. علاوه بر این‌ها، زمین خداست که داستانش مفصل‌تر است.

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۴۱