شورشِ خانِ گریزپا!

«خانِ جنید از چهره‌های افسانه‌ای خوارزم و ورارود است؛ حضور کوتاه‌مدت او در ایران هم مثل افسانه است. . . پرسشی که پیش می‌آید آن است که آیا بهتر نبود خانِ جنید شرایط پناهندگی را می‌پذیرفت و بعد از خلع سلاح در گوشه‌ای از ایران آرام می‌گرفت؟ اما به گونه‌ای که از وضعیت دیگر کسانی که در آن دوره به ایران پناهنده شدند و در گوشه‌ای آرام گرفتند، برمی‌آید، پاسخی که می‌توان داد، منفی است. برای مثال به سرنوشت احسان نوری‌پاشا و گروهی از همراهانش می‌توان اشاره کرد که در سال‌های ۱۳۰۶-۱۳۰۹ و به امید برخورداری از حمایت ایران، رهبری گروهی از شورشیان کرد را در منطقۀ آرارات بر ضد دولت ترکیه برعهده گرفته و بعد از شکست مجبور شدند به ایران پناهنده شده و در گوشه‌ای آرام بگیرند. بخش عمده‌ای از تاب و توان آن‌ها در مراحل بعد صرف مکاتبات غالبا بیهوده با مقامات ایرانی برای افزایش مقرری و رسیدگی به وضعیت اسفبار آن‌ها شد. دیگر پناهندگان و تبعیدی‌ها نیز وضعیت بهتری نداشتند. در شأن خان جنید نبود که به چنان سرنوشتی گرفتار آید و همان بهتر که به افغانستان پناه برد که از لحاظ پناه‌دادن به رهبران عشایر و گروه‌هایی که از دست بلشویک‌ها گریخته‌بودند، مانند ترکیه در موارد مشابه، رویکرد به‌مراتب بازتری داشت تا ایران دورۀ پهلوی. در آن دوره علاوه بر امیر عالم‌خان، آخرین امیر بخارا که خود در کابل بود، طیف گسترده‌ای از طوایف پناهنده و نیروهای باسماچی نیز به امید مراجعت به آسیای میانه و از سرگیری مباراتشان با روس‌ها، در حول و حوش مرزهای شمالی افغانستان جای گرفته‌بودند و خان جنید نیز هنگامی که درگذشت- ۱۳۱۷ شمسی- ده سال پایانی زندگی‌اش را در میان ترکمن‌ها، همان‌جایی که می‌بایست باشد، سپری کرد.»

خان جنید در ایران، شیر صحرای قراقوم در ترکمن‌صحرا؛ کاوه بیات؛ نشر شیرازه؛ چاپ اول: ۱۴۰۱؛ ؛ ص ۷۶

(دربارۀ هشت ماه حضور و شورش خانِ جنید در ایران (۱۳۰۷)، خبر و نوشته بسیار محدود است. حضوری شبیه به افسانه.)

 

 

 

 

کتاب مکتب خانه در ایران