سلام

در بحث‌ها و نشست‌های مختلف شهرسازی، عموما، دربارۀ راه حل منطقی برای پاسخ‌گفتن به افزایش جمعیت شهرها اختلاف نظر زیاد است. به رسم معمول، در اغلب اوقات گزینۀ توسعه افقی شهر مطرح می‌شود و فقط دربارۀ پهنه‌ای که باید به شهر اضافه شود، چانه‌زنی می‌شود. اما، گزینه‌های دیگری هم برای این مشکل وجود دارد. از جمله تغییر نرخ تراکم ساختمانی. با مصداق شهر تهران یک مثال را باهم بررسی می‌کنیم. مساحت شهر تهران حدود ۷۶ کیلومتر مربع است با حدود ۹ میلیون نفر جمعیت. یعنی به ازای هریک نفر ۸۵ مترمربع. در همین شهر تهران، شهرک اکباتان فقط ۲ کیلومترمربع مساحت دارد با ۴۵ هزار نفر جمعیت. البته ظرفیت ۶۴ هزارنفر را دارد ولی چون نرخ خانوار کوچک شده، فعلا ۴۵ هزارنفر در آن‌جا زندگی می‌کنند. یعنی برای هر نفر ۴۵ نفر. در نظر بگیریم که در این شهرک سطح اشغال ۳۰ درصد است. ۷۰ درصد بقیه فضای سبز و آزاد است. با سنجش این عدد و رقم‌ها، اگر شهر تهران با الگوی ساختمانی شهرک اکباتان ساخته می‌شد، ما به کم‌تر از نصف مساحت فعلی تهران نیاز داشتیم. تصورش مشکل نیست که در چنین صورتی چقدر در رفت‌وآمد و انرژی و فضا می‌شد صرفه‌جویی کرد. در مقیاس کشوری هم چنین محاسباتی قابل طرح است. هرچه سطح شهر بیشتر می‌شود وظیفۀ شهرداری سنگین‌تر می‌شود. مثلا در شهر سمنان شهرداری به ازای هریک نفر باید ۱۲۵ مترمربع از شهر را نگهداری کند. طبیعی است که کار مشکلی است.

 

 

بنابراین، یکی از موثرترین راه‌های پاسخ به افزایش جمعیت شهر، بالابردن نرخ تراکم است. ولی چرا تا کنون این موضوع در شهرهای ایران جا نیفتاده، موضوع تقریبا پیچیده‌ای است. اما، قطعا یک دلیل و علت مهم این مساله، دانش شهرسازی کشور از یک سو و مبانی فکری عام و رایج شهرسازان از سوی دیگر است. شهرسازان کشور هنوز در رویای خانه‌های کوچک و «چاردیواری اختیاری» هستند و لذت و اهمیت زندگی در ارتفاع را از عمق جان خود درک نکرده‌اند. وقتی این مبانی با دانش موجود شهرسازی کشور کنار هم قرار می‌گیرد، مقیاسی از تراکم و ارتفاع می‌شود که امروز شاهد آنیم. نکته قابل توجه در دانش و تفکر معماری و شهرسازی امروز ما، موضوع «مقیاس انسانی» است. معماران ما عموما به رعایت این مقیاس تاکید دارند. اما در نظر نمی‌گیرند مقیاس انسانی فقط در حد مقیاس کالبدی و اندام انسان نیست. مقیاس ذهنی و فکری انسانِ امروز باید ملاک عمل باشد. با همین نگاه است که رفتن به ارتفاع در تفکر بسیاری از معماران و شهرسازان ما مخالف اصل رعایت «مقیاس انسانی» است. جهان با سرعت روزافزون در حال پرواز ذهن و عین است و ما درگیر مقیاس کالبدی انسانی هستیم برای ساختمان‌و معماری. نتیجه چنین تفکری شهرهای گسترده و خفته و گاه توسری‌خورده در کشور است.

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۴۴