گزارش مستند ماه سایه, گزارش مستند ماه سایه, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

دویست و دوزادهیمن شب فیلم/ ۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ خورشیدی

می‌گوید «وقتی کتاب فریده لاشایی- شال بامو- را می‌خواندم، جایی گفته‌بود، وقتی فهیمه اکبر می‌خواند تمام مردم رشت دم می‌گرفتند. از آن روز به بعد، در پی او بودم.» این چنین بود که آزاده بی‌زارگیتی به فکر ساختن مستندی درباره این هنرمند بزرگ گیلان می‌افتد. می‌گوید حوشحالم که بالاخره نام و آوازۀ این خانم هنرمند را به فهرست زنان موسیقی ایران اضافه کردم. هرچند، بدون مستند من هم او در این حوزه بود ولی متاسفانه هرگز نام‌و نشانی از او در ادبیات موسیقی گیلان و البته ایران وجود نداشت. مستند «ماه‌سایه» از آزاده بی‌زارگیتی برشی از زندگی و آثار این خواننده زن گیلان است که تا هشتادسالگی در حسرت ماند تا فرصتی یابد و بر صحنه رود. و بالاخره به آرزویش ‌رسید. در غربت. زندگی شخصی و هنری این زن، آیینه عبرتی است برای همۀ ما. او در یک خانوادۀ به اصطلاح اشرافی و متجدد به دنیا آمده و با چنین خانواده‌ای هم وصلت کرده، ولی اجازه خواندن و رفتن روی صحنه پیدا نمی‌کند.

 

همسر او در مشاغلی چون سرکنسولی ایران در خارج، نمایندگی مجلس و امثالهم بوده ولی به او اجازه هنرنمایی نمی‌داد. او در زندگی‌ش یک شانس و فرصت مهم داشته و همین باعث شده نشانی از هنر خوانندگی او در خاطره‌ها ثبت شود. این، آشنایی با جهانگیر سرتیپ‌پور بود که استعداد و ظرافت صدای او را کشف کرد و ترانه‌های بسیاری را برای او ساخت. 

نکته جالب آن‌که تعدادی از ترانه‌های معروف سالیان قبل از انقلاب برای صدای او نوشته‌شده بود و او در محافل خانوادگی اجرا کرده‌بود، بعدها توسط دیگر هنرمندان کشور و به نام آن‌ها اجرا و ثبت شد. از جمله ترانۀ معرف «شب بُو، بیابان بُو. . » که توسط فریدون فرخزاد و پوران اجرا شد و ترانه‌های دیگر. باز جالب است یادآوری شود ترانه معروف «گیلان‌جان» که هنوز مرتب توسط افراد مختلف اجرا می‌شود، از نخستین ترانه‌های او هست و گفته می‌شود شعر آن برای دختر بزرگ فهیمه- گیلان- سروده شده‌است.

عجیب است که چنین شخصیت و هنرمند بزرگی در غبار فراموشی بود و در اواخر عمر بود که کم‌کم نام و آوازه‌اش توسط برخی بزرگان مطرح شد.

نُشو، نُشو

تقریبا در نیمه‌های عمر، نظامیِ خوش‌ذوقی از دوستان خانوادگی فهیمه اکبر، پیشنهاد و تشویق می‌کند ترانه های فهیمه‌ حداقل به صورت خصوصی اجرا و ضبط شود. و این، در حقیقت، اصلی‌ترین منبع و داده دربارۀ صدا و ترانه‌های او است. بعدها این نوار یا سی‌دی توسط دوستان او به صورت محدود تکثیر می‌شود و کم‌کم علاقمندان موسیقی گیلان با او و آثارش آشنا می‌شوند. به‌گفتۀ کارگردان، شخصیت‌هایی چون حسین علیزاده هم فهیمه اکبر را نمی‌شناختند.

در سال‌های اخیر تکه‌هایی از ترانه‌های فهیمه اکبر در یکی دو فیلم سینمایی مورد استفاده قرار گرفت. از جمله توسط صفی یزدانیان و تینا پاکروان.

مرجان یشایایی ضمن اظهار امتنان از کارگردان برای ساخت این مستند، می‌گوید: «این مستند از این جهت جذاب است که در میان تعداد زیادی پرترۀ سینمایی از مردان، این یکی از چند پرترۀ مقبول سینمایی است که موضوعش یک زن خواننده موسیقی است. دیدن مستندی با لطافت زنانه مغتنم است.» او دوست دارد تاکید کند گفتگو دربارۀ زنان و مسائل آن‌ها زیاد است ولی دراین مستند ما با موسیقی گیلان‌ آشنا می‌شویم و دربارۀ شخصیت‌های اصلی آن می‌شنویم.

جریان اصلی!

ابراهیم عمرانی می‌گوید از قبل با شخصیت و آثار فیهمه اکبر اشنا بوده و اطلاعاتی داشته، اما با این مستند بخشی از آن اطلاعات اصلاح شد. «شاید همۀ ما فکر می‌کردیم زیربنا و بستر اصلی این موسیقی فاخر گیلان زنده‌یاد عاشورپور است. الان متوجه می‌شویم ترانه‌های زیادی که جهانگیر سرتیپ‌پور برای صدای فهیمه اکبر ساخته و او به نحوی اجرا کرده بستر اصلی این موسیقی بوده. باید خوشحال بود که در سایۀ پژوهش‌های پشتیبان این مستند، بخشی از ادبیات موسیقی گیلان شفاف شد و غبار از چهره های شاخص‌ اصلی آن زدوده شد». عمرانی دوست دارد تاکید کند «در کنار محتوای خوب، ساختار و فرم مستند هم قابل توجه بود و تدوین درستی داشت».

 

گزارش مستند ماه سایه, گزارش مستند ماه سایه, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

کارگردان، با توجه به اشارات برخی مخاطبان، بر این نکته تاکید دارد که سال‌ها تلاش کرده این گزاره را برهم زند که «تاریخ را فقط فاتحان می‌نویسند». و تلاش کرده چهره‌هایی را برای پرتره انتخاب کند که در حاشیه قرار دارند ولی کارهای مثبت می‌کنند. کارهای بزرگی می‌کنند ولی مطرح نیستند. «جای خوشحالی دارد که برخی از این چهره‌ها را توانسته‌ام به عرصه بیاورم و البته بسیاری را نه».

گل‌درشت‌ها

یکی از مخاطبان به چند نکته از مستند می‌پردازد و بر این عقیده است که «این مستند، به هرحال به عنوان یک سند در تاریخ سینمای مستند خواهدماند. کارگردان توانسته به عکس‌ها و اسنادی دست پیدا کند که برای نخستین‌بار در این فیلم ارئه شده‌اند. از این جهت هم شایسته تقدیر است هم خوشحالی». اما، به نظر این مخاطب، «در چنین مستندی لازم نیست نگاه کاملامشهود فمینیستی وجود داشته‌باشد. موضوع بسیار روشن و گویا است. اصلا دلیل ندارد مرتب از «وضع زنان» و اجحاف‌هایی که به آن‌ها می‌شود حرف بزنیم. سرگذشت فهیمه اکبر مثل یک آیینه تمام و کمال وضعیت زنان و جامعه را تصویر می‌کند. وقتی فهیمه با آن پشتوانۀ خانوادگی نمی‌تواند به خواستۀ هنری خودش برسد، وضع بقیه معلوم است. به همین خاطر، اصلا لازم نبود کارگردان وضعیت به اصطلاح مورد تبعیض زنان را مرتب گوشزد کند». از دید این مخاطب، این نوع برخورد با مخاطب، نوعی کم‌لطفی به او است «انگار مخاطب متوجه اوضاع نیست و کارگردان خودرا موظف می‌داند تا به او گوشزد کند که وضع زنان خوب نیست. مورد تبعیض هستند».

نوشین فراحمدی بر این باور است که این مستند «یک سند شاعرانه و هنرمندانه است». ازنگاه او در نبود خود فهیمه اکبر، ساختن مستندی درباره او کار سختی بود. کارگردان «با عکس و فیلم‌های محدود تواسنته این فیلم را بسازد، به‌گونه‌ای که موضوع نبود خود فهیمه اکبر حس نشود». جای تقدیر دارد که «حدود هشتاد دقیقه برشی‌از زندگی یک هنرمندرا با استناد به تعدادی عکس و فیلم و البته متن و گفتار شاهدیم، بدون خستگی». فراحمدی تولید چنین مستندهایی را برای غنای دانش فرهنگی جامعه مفید می‌داند. به ویژه آن که در باره شخصیت‌های مرکز نشین نباشند.

 

قلمرو وسیع مخاطب

مخاطبی آرزومندی خود به امکان گسترش طیف مخاطب چنین مستندهایی را مطرح می‌کند که «کاش این مستند نه در جمع‌های محدود و کوچک، در رسانه عمومی پخش می‌شد تا تعداد بسیاری می‌توانستند در لذت ما سهیم باشند». این مخاطب ارجمند یادآور می‌شود «اخیرا دربرخی فرهنگسراهای شهر گروه‌های موسیقی کر زنان شکل گرفته و اجراهایی هم دارند. از خلال این اجراها متوجه می‌شویم هنوز استعدادهای ناب موسیقی در میان زنان کم نیست». او به یک نکته زیبا هم اشاره می‌کند: «وقتی این هنرمندان صدای خود را در تالارهای عمومی می‌شوند، احساس می‌کنند انگار دوباره متولد شده‌اند. انگار دارند پرواز می‌کنند». از دید این مخاطب، فعلا این گروه‌ها با احتیاط‌ها و ملاحظاتی دارند کارهایی می‌کنند. امیدواری مقبولی وجود دارد که امکان ارائه صدای زنان ممکن شود».

مخاطب دیگری اظهار تاسف می‌کند که در «همین یک سدۀ گذشته چه استعدادهای شگرفی در فرهنگ کشور مهجور و فراموش‌شده مانده‌اند». از دید این مخاطب، «خوشختانه مستند ماه‌سایه مستند موثری است. شروع و پایان تاثیرگذاری دارد».

آزاده بی‌زارگیتی در مورد آهنگ‌های ضبط‌شده فهیمه اکبر به این نکته اکتفا می‌کند که «از کنسرت اجراشده در آمریکا فقط صدا داریم. تصویر و فیلم تهیه نشده یا حداقل به‌دست ما نرسیده. سی‌دی یکی‌از دوئت‌هایی را که فهیمه با سرتیپ‌پور اجرا کرده، فقط یکی از خویشان نزدیک خانواده داشت که لطف کردند و ما اجازه یافتیم در این فیلم استفاده کنیم». بی‌زارگیتی دوست دارد تاکید کند «هنوز ابهام‌های زیادی در مورد ترانه‌ها و آهنگ‌های فهیمه اکبر وجود دارد. بویژه آن‌هایی که امروز خیلی‌ها به اسم زنده‌یاد عاشورپور می‌شناسند. لازم است تحقیق بیشتری شود».

گفتار روان

فخرالدین سیدی دور از انصاف می‌داند اگر از گفتار مستند سخن نگوییم «گفتار و متن بسیار روان و مثل آب زلال بود. مخاطب را تا آخر با خود می‌کشاند».

گل‌اندام شیرازی هم به گفتار متن حساس است و علاقمند است بداند «راوی گفتار کیست و متن‌ها بر چه اساس و منابعی استوار هستند». کارگردان بر این نکته تاکید دارد که متاسفانه فیلم زمانی ساخته‌شده که فهیمه اکبر در دنیا نبود. بنابراین گفتارها و دیالوگ‌های مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود من، مهناز فضلی و رخشان بنی‌اعتماد خوانده شدند. دیالوگ‌های آقایان را هم چندتن از سینمایی‌ها از سر لطف خواندند.

جلال حسینی معتقد است «این مستند باید صدای پالوده و تمیز و زلال می‌داشته. فیلمی که موضوع اصلی‌اش موسیقی است، باید صداگذاری دقیق و بسیار فنی داشته‌باشد. به عبارتی دیگر، در فیلم‌های مرتبط با موسیقی علاوه بر بحث «اصلاح رنگ» حتما بحث «اصلاح صدا» هم باید مد نظر باشد. مهم است».

آزاده بی‌زارگیتی می‌پذیرداصلاح صدادرچنین مستندی حتما مهم است. ولی به این نکته تاکید می‌کند که شنیدن صداهای این مستند در یک سالن سینمایی استاندارد قطعا با صدای آن‌در سالن کوچکی با امکانات محدود فرق دارد. صدای مستند برای سالن سینما تنظیم شده. کاش امکان نمایش در سینما داشتیم.»کارگردان به این نکته هم اشاره می‌کند «اصل صداها و سی‌دی‌ها و نوارها که به دست ما رسید، عموما فاقد کیفیت استاندارد ضبط فنی بودند. تلاش زیادی کردیم کیفیت را بالا ببریم ولی این کار تا حدی ممکن است و حاصل کار همانی است که امروز شنیدیم».یکی از مخاطبان معتقد است شنیدن صداهای قدیمی و آرشیوی با این خش‌ها دلنشین‌تر و واقعی‌تر است.

جهانگیر سرتیپ‌پور

در این مستند علاوه‌بر خود فهیمه اکبر، چهرۀ جهانگیر سرتیپ‌پور هم برجسته است. کارگردان از چند زاویه به این شخصیت می‌پردازد که هریک حرف و حدیث خود را دارد. وجه اول، شخصیت هنری سرتیپ‌پور است که ترانه‌سرا و آهنگسازی است متبحر با پشتوانۀ هویت ملی و بومی که ترانه‌های زیادی برای صدای فهیمه اکبر ساخته‌است. این وجه از شخصیت او به خوبی در مستند پرورانده شده و کاملا جا افتاده.

وجه دوم چهرۀ او به تعلق خاطر شدیدش به فهیمه اکبر است. هم از لحاظر صدا و هنر، هم از لحاظ فرهنگ و شخصیت فهیمه. در حقیقت، شاید بتوان گفت او بود که فهیمه را کشف کرد و حداکثر کوشش خود را به کار بست تا فهیمه تبدیل به یک ستاره شود، هرچند ستارۀ دور از دسترس. از این وجه، تلاش و کوشش او بسیار شایسته‌تر از دیگر وجوه است چون روی ستاره‌ای زمان و انرژی خود را صرف کرده که می‌دانست او امکان ارائه این دستاوردها را ندارد. شاید او آیندۀ دورِ فهیمه را در نظر داشت.

گزارش مستند ماه سایه, گزارش مستند ماه سایه, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

شاید هم به قول نمایشنامه‌نویس ایرلندی «شنا می‌کرد نه به این خاطر که حتماباید به دریا برسد». و این نکتۀ مهم‌تری است. اما وجه سوم شخصیت سرتیپ‌پور در این فیلم چهرۀ سیاسی و اجتماعی او است. در جای‌جای مستند باور ضد بیگانۀ او مورد تاکید قرار دارد. با اشاره به ترانه‌ها و آهنگ‌هایی که در اعتراض به ورود ارتش شوروی به گیلان ساخته یا اعتراض‌هایش به حضور سپاه روس در گیلان به صورت عدم شرکت در مراسم‌ها. در این وجه از شخصیت سرتیپ‌پور به نظر می‌آید کارگردان این گرایشات را غالب بر شخصیت هنری و فرهنگی او کرده که حیف است.