سلام

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های عمومی معماران و شهرسازان، موضوع «سرزندگی شهری» است. متاسفانه این مطالبه، غالبا، بد فهمیده شده و بسیاری بر این باور هستند که با گل و سبزه و پارک می‌توان شهررا سرزنده کرد. چنین نیست. در ارزیابی‌های معتبر جهانی اصولی که به عنوان معیار برای درجه‌بندی سرزندگی شهری مورد استناد قرار می‌گیرد اصولی ریشه‌ای، ساختاری و عمومی هستند. مثلا آموزش، بهداشت، زیرساخت‌ها، امنیت، شبکه‌های اجتماعی و بسیار موارد از این قبیل. هرکدام از این بخش‌ها هم زیربخش‌هایی مهم‌تر دارند، مثلا «تفریح عمومی» یکی از اساسی‌ترین زیربخش‌های بحث اجتماعی است. در دنیای معاصر و در شهر معاصر امکانات وسیع و کافی برای تفریح عمومی مردم باید فراهم باشد. گاه این تفریح عمومی به تجمع‌و راه‌پیمایی هم تعبیر می‌شود. در جهان مدرن نباید نفس‌ها در سینه حبس شوند. مردم باید آزادانه و رها از هر نوع پیامدی به صورت انفرادی و عمومی بتوانند فریاد بکشند. ولی طرف دیگر طیف، تفریح‌های عمومی رایجی است که غالبا مورد تردید کسی نیست. مثلا وجود ورزشگاه‌ها، سالن‌های سینما و تئاتر و غیره. این‌ها هم به خاطر نوع برخورد مخاطبان با آن‌ها ممکن است جنبه غالب فرهنگی داشته‌باشندیا جنبه غالب تفریحی. مثلا اگر تماشاگران یک مسابقه فوتبال چنان تربیت شده‌باشند که در پایان مسابقه برای برنده زمین هورا بکشند حتی اگر تیم خودشان نباشد، آن مسابقه و تماشای آن امری فرهنگی است چون مردم برای دیدن زیبایی بازی آمده‌اند نه برای مبارزه و حساب‌کشی.

 

. در چنین حالتی حس غالب در تفریح عمومی، خصلت مدنی و مدرن دارد. اصولا، جامعه مدرن، به معنای واقعی آن نه در شکل غالب آن، جامعه گفتگومحور است نه نزاع‌محور. پس یک مسابقه فوتبال می‌تواند مصداقی از یک امر مدنی با محوریت تماشای زیبایی‌های بازی و تخلیه هیجانات باشد. اما نفس وجود چنین فضاهایی در هر شهر نشانه غلبه خواست و مطالبه عمومی مدرن است. جهان پیشامدرن کاری با تفریح عمومی و گروهی مردم نداشت. اگر در روم باستان میدان گلادیاتورکشی بود یا در ایران عصر صفوی میدان چوگان داشتیم، این‌ها هرگز با هدف تامین امکان تفریح عمومی مردم نبودند. اما امروز در هر شهر کوچک و بزرگ هم باید زمین ورزش باشد هم سینما و تئاتر؛ وگرنه شهر نامیده نمی‌شود. بنابراین وظیفه معماران و شهرسازان است که به این فضاها اهمیت بیشتری دهند. درست است این فضاها در اثر فشار افکار عمومی و مطالبات اجتماعی ساخته می‌شوند، ولی در برگشت، خود همین فضاها به اعتلای فرهنگی و رفتار مدنی مردم کمک می‌کنند. یک ارتباط دوجانبه بین خواست اولیه و تاثیر ثانویه وجود دارد. در شهری که جوانانش فیلم سینمایی را در قاب تنگ گوشی تلفن می‌بینند انتظار شکفتگی هنری و فرهنگی، بی‌انصافی است.

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۲۷۵