سلام

تقریبا در تمام طرح‌های جامع و کلان شهرها، از جمله تهران، یکی از مهم‌ترین مسائل و موضوعات، مساحت شهر است. و، تقریبا در تمام موارد منجر به گسترش شهر و افزایش مساحت آن می‌شود. این گسترش شهر، در خوش‌بینانه‌ترین وجه، ناشی از افزایش نفوس شهر و نیاز به فضاهای جدید است. و متاسفانه، در موارد بسیاری هم ناشی از دخالت‌های غیر علمی و احتمالا سودجویانه است. همین که زمینی از خارج محدودۀ شهر وارد محدودۀ قانونی شود، ارزش افزوده بالایی پیدا می‌کند و همین امر وسوسه‌انگیزترین انگیزه برای برخی اعمالِ نفوذها در گسترش شهرها است. اما، اگر با دید کارشناسانه و غیر سیاسی به موضوع بنگریم، گسترش شهرها ناشی از نتایج مطالعات مشاوران شهرساز است که نهایتا برای پاسخ‌گویی به نیاز جمعیت شهر مرزهای شهر را جابجا می‌کنند تا فضا برای ساکنین احتمالی آینده باز شود. بهتر آن است که ما بر این وجه از علل توسعه فضایی شهر تمرکز کنیم. در این‌جا، دو پرسش اساسی و اولیه را باید کنکاش کرد: نخست: آیا مطالعات مشاور در مورد افزایش آتی نفوس شهر دقیق است؟ دوم: آیا راه حل برای اسکان این افزایش جمعیت فقط گسترش مساحت شهر است؟ پیشنهاد و راه حل دیگری نیست؟

در مورد پرسش اول، عموما می‌توان تردیدهایی را روا دانست. حداقل با تجربه سالیان گذشته، این پیش‌بینی‌ها عموما دقیق نبوده‌اند. هرچند مشاوران شهرساز معمولا دو یا سناریو را پیش‌بینی می‌کنند و برای هریک راه‌حلی ارائه می‌کنند. با این‌حال، در اغلب موارد، این پیش‌بینی‌ها دقیق از آب درنیامده‌اند. دلایل این امر در حد و حوصله این یادداشت نیست. به همین خاطر، از این پرسش رد می‌شویم و با فرض نیاز به فضاهای جدید برای اسکان جمعیت جدید، به موضوع دوم می‌رسیم: آیا تنها راه، گسترش شهرها است؟

 

در این یادداشت فقط به یک گزینه دیگر اشاره می‌کنیم: استحصال زمین‌های رها شده در سطح شهر! در تمام شهرهای کشور، به ویژه در تهران، در تمام مناطق شهری، زمین‌های رهاشده شهری وسیعی وجود دارد. اگر این زمین‌ها تقویم، شناسایی و سپس استحصال شوند، ظرفیت بسیار بزرگی برای اسکان به وجود می‌آید. از شاخص‌ترین انواع این زمین‌ها، می‌توان به فضاهایی اشاره کرد که در اثر تغییر کاربری فضا تبدیل به زمین بایر شده‌اند. کارخانه‌ها و کارگاه‌هایی که بر اساس قانون خروج صنعت از شهر در گوشه و کنار شهر تعطیل شدند، الان فضاهای بلااستفاده‌ای هستند که تنها ممکن است تحت عنوان «فضاهای بی‌دفاع شهری» از آن‌ها نام برد که ممکن است بزه‌خیز هم باشند. ممکن است تعداد زیادی از پهنه‌ها در مالکیت دولت یا نهادهای عمومی باشند، ولی بخش‌هایی هم مالک خصوصی دارند و بلااستفاده ماندن آن‌ها بغیر از خسارت برای شهر، نتیجه و عاقبتی ندارند. این‌ها را می‌شود احیا، و از گسترش شهر اجتناب کرد.

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۴۳