رویکرد اتحاد و انتقاد!
«دیگر اختلاف اساسی نخشب و همفکرانش با رهبران حزب ایران نحوۀ تعامل با دولت مصدق بود. رهبران حزب ایران خود را از بنیانگذاران نهضت ملیشدن صنعت نفت میدانستند، از دولت مصدق پشتیبانی میکردند و شماری از آنان در دولت مشارکت داشتند. . . برخلاف آنها، نخشب به خط مشی اتحاد و انتقاد باور داشت. از دولت مصدق قاطعانه و پرشور حمایت میکرد ولی برای نخشب منافع نهضت ملی اولویت داشت و بر استقلال حزب ایران از دولت و رویکرد انتقادی به برخی از اقدامات مصدق تاکید میکردند. . . مثلا در ۶ آذر ۱۳۳۰، در رابطه با برگزاری انتخابات دورۀ هفدهم مجلس شورای ملی، در نامۀ سرگشاده، . . . از دکتر مصدق میخواست نهضت ملی را تعمیق دهد: «اینک مبارزۀ نوین و دامنهداری بر علیه عمال و ایادی سیاست استعماری باید آغاز گردد و با کمال شدت و بیرحمی به حساب ظلمها و جنایتها، غارتها و دزدیها، شقاوتها و سفاکیهای آنان رسیدگی گردد». . . و برای توضیح نظر خود مینوشت: «آقای دکتر مصدق ما فراموش نمیکنیم کابینۀ شما برای جبرای کسری بودجه، از ترفیع و رتبه و اضافهکاری کارمندان جزء نیز جلوگیری کرد»، درنتیجه به علت افزایش قیمتها و گرانی مایحتاج عمومی، «مردم ایران بینواتر و فقیرتر گردید». آقاب دکتر مصدق، صبر و تحمل مردم، فداکاریها و از خودگذشتگیهای آنان همه برای جلوگیری از دخالت ناروای انگلستان و مسلطساختن جمعی نوکرمأب بر سرنوشت ما بود». . . «اگر مجلس سوسیالیست داشتیم، چه اشکالی داشت به جای فشار به طبقات محروم و اسیر این کشور، نصف ملک آنها که به اندازۀ کشور سوئیس زمین دارند. . . به تصرف دولت درآید.»
خداپرستان سوسیالیست؛ محمدحسین خسروپناه؛ کتاب پیام امروز؛ چاپ اول؛ ۱۴۰۰؛ ص ۲۴۲
(تحقیق ارزندهای است از بخشی از جامعۀ سیاسی دورۀ پرالتهاب نهضت ملی ایران، مستند به آثار معتبر و مکتوب. توصیه میشود)