سلام
ضربالمثلی است معروف که «تنمان داغ است، نمیدانیم کجامان درد دارد!» وضعیت پس از جنگ هم چنین وضعیتی است. هنوز عمق فاجعه را نمیدانیم. آثار جنگ فقط در خرابی و ویرانی کالبدی نیست. تاثیرات روانی و اجتماعی جنگ بسیار فراتر از تاثیرات کالبدی بر شهر و کشور است. با اینحال، وقتی دچارش میشویم، لازم است هرچه زودتر خود را از آثار روانی آن رها کنیم، سوگ و مویه را کنار بگذاریم و به فکر آینده باشیم. باز به یک ضربالمثل دیگر اشاره کنیم: «خوب است که انسان فراموشکار است!». این مثل برای گذر از آثار بحران مصداق خوبی است. باید تمام زجر و جنگ و خصومت را فراموش کرد، آستین بالا زد و کشور را ساخت. خلقکردن وساختن موجب شادابی میشود. در بسیاری از کشورهای جهان این تجربه را داشتهاند. به یاد بیاوریم سرزمینهای اروپایی، در طول جنگ جهانی دوم، خسارتهایی دیدند که در برخی موارد امید به احیا نداشتند. در مواردی، بیش از هشتاد درصد از شهر نابود شد. ولی امروز، تقریبا، تمام شهرهای اروپا آباد هستند و نشانی از آن فجایع و تخریبها نیست. شاید برلین، مینسک و سنتپیترزبورگ شاخصترین نمونهها باشند. اما سخن ما، یادآوری هنر اروپاییان نیست. میخواهیم به یک نکته خاص اشارهکنیم: در بازسازی شهرهای جنگزدهمان، خطاهای پیشین را تکرار نکنیم.
شهرها و مکانهای آسیبدیده را«برای آینده» بازسازی کنیم نه برای رفع تکلیف و گذشتن از این بحران. به هر حال، این جنگ بر ما آوار شده، عمارتها و مکانهای ارجمند زیادی را فروریخته، به جای آنها عمارات و مکانهایی بسازیم که بر غنای معماری و شهرسازی ما بیفزایند. آثاری که نشان از بلوغ مدنی و هنری ما در سده بیستویکم باشند نه صرفا کپیکردن آنچیزی که بود. البته این توصیه در مورد آثار و میراث تاریخی و فرهنگی نیست. آنها اصول و قواعد خود را دارند. برخی از آنها در حکم شناسنامه هستند و باید عینبه عین سابق مرمت و احیا شوند. مثل کاخ گلستان تهران و چهلستون اصفهان. حتی برخی آثار «غیر نفیس» میراثی مثل کنیسه رفیعینیا. یعنی عمارتهایی که جزو حافظه عمومی و خاطره جمعی شهر هستند. اینها را، تا حد ممکن بهتر است مثل سابق بازسازی کرد. اگر این فهرست را کمی بازتر ببینیم، عمارت کاخ سنا، عمارت شیشهای صداوسیما و سالن ورزشی دوازدههزار نفری آزادی هم میتوانند مدنظر باشند. هرچه به عمق موضوع نزدیکتر میشویم ظرایف بیشتری مطرح میشوند. ولی باید این را پذیرفت که در آستانه آزمونی بزرگ قرار داریم و باید بکوشیم در برابر آیندگان روسفید باشیم. در چنددهه گذشته، به دلیل گسترش شهرنشینی، فرصت و امکان کنترل فنی و کیفی شهرسازی و معماری بر این حرکت گسترده را نداشتهایم، به همین خاطر با نوعی آشفتگی بصری مواجهیم. عمارتهای جدید را درست بسازیم.