موقعیت مدیران صنایع در ایران

موقعیت مدیران صنایع در ایران

«انقلاب بهمن ۵۷ صرفا اقتصادی نبود، بلکه تضاد عمده نهادهای پرتوان اجتماعی و مذهبی و در کنار آن نهاد اقتصاد سنتی (بازار) در مقابل مدرن‌گرایی بی‌بندوبار اجتماعی ره‌آورد دربار، دولت و نهاد سیاست در مشارکت با نهاد اقتصاد مدرن بود که شعار حقوق‌ بشر تزریقی کارتر آن را شعله‌ور کرد و دیکتاتوری نهاد سیاست را برانداختند. سرمایه‌داران دارایی‌های خود را تبدیل به نقدینگی کردند و به‌موقع در کشورهای غربی شروع به کار کردند و از شرکت‌های آنان در ایران پوسته‌ای خالی و بدون سرمایه و کالا و انبوهی بدهی بیش نماند. از بین همه شرکت‌های انگشت‌شمار بنگاه صنعتی و اقتصادی که روند تولید و پخش و جریان امور را بدون دستکاری و انتقال سرمایه به خارج ادامه می‌دادند، شرکت مینو یکی از مهم‌ترین آن‌ها بود. در سال ۵۸ گروه صنعتی مینو سودآوری قابل توجهی داشت که شامل هیچ‌کدام از ۴۹ ماده مصوب شورای انقلاب که منجر به ملی‌کردن آن واحد شود را نداشت. اما متاسفانه در زمستان ۵۹ وقتی شنیدم دادگاه حکم بر ناتوانی مدیریتی آقای خسروشاهی صادر کرده و مدیریت شرکت را به دادگاه محول کرده‌اند، وجودم آتش گرفت. علی خسروشاهی در طول دهه‌ها فعالیت تجاری و صنعتی خود جزو علم‌گرایان و خردورزان بسیار پرکار بودند و هرگز عدل و انصاف را در تجارت و عملکرد کاری نادیده نگرفتند. به حدود ۶۰۰۰ پرسنل مانند فرزندان خود رسیدند، متدین بودند. . . . مینو در سال ۱۳۴۱ با تولید آب‌نبات سه‌گوش به تولید بیش از هزار رقم محصول با کیفیت و با مهر استاندارد در دهه پنجاه رسید. بیش از ۱۰ هزار زمینه شغلی و کارآفرینی به وجود آورد. . اگر شرکت کاترپیلار، ایران ناسیونال و مشابه با فروش تعدادی ماشین‌آلات در سال ۱۳۵۵ به میلیارد تومان فروش دست یافتند، مینو با فروش آدامس شیک ۴ عددی در بسته به قیمت ده‌شاهی، پفک نمکی ۲ ریالی در شهرستان و ۵ ریالی در تهران و ویفر و بیسکویت ۵ و ۱۰ ریالی به میلیاردها تومان فروش دست یافت.»