«تولید مستند «به ایران جاودانهام» پروژهای سفارشی بود از تلویزیونن. ظاهرا یکی از مدیران دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، در دیداری با آقای ضرغامی، زمانی که رئیس رادیو تلویزیون بود، صحبت از احمد اقتداری و آثار او میکندو به ضرغامی توصیه میکنداین بزرگمرد دانشمند را دریابند. او به شبکه یک دستور میدهد» و شبکه یک هم وارد قرارداد با رضا رشیدیان میشود برای ساخت پرتره دکتر احمد اقتداری. این فیلم در یکصدوسومین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمد. رشیدیان در ادامه قصه ساخت این فیلم به سهچهار ماه اول کار اشاره میکند که اقتداری راضی به نشستن جلو دوربین تلویزیون نمیشود. «دکتر اقتداری شخصیتی رک، صریح و در عین حال یکدنده دارد. حاضر نبود پرترهاش توسط تلویزیون ساختهشود. به سیاستهای فرهنگی تلویزیون با تردید نگاه میکرد». رشیدیان به نکته ظریف دیگری هم اشاره میکند: «بالاخره، با لطایفالحیل، و البته کمک دختر ارجمندشان حاضر شد جلو دوربین قرار بگیرد، به شرطی که همسرش هم در قاب فیلم بیاید!».
مستند «شکسته پیوسته» از محمود یاراحمدلو، پرتره استاد یدالله کابلی، در دویست و دومین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمد. فیلمی بسیار روان، راحت و بدون هیچ پلان اضافه. ویژگی نشست پس از نمایش فیلم، حضور خود استاد کابلی بود. همراه با توضیحاتی از زندگینامه و سبک هنری خویش که حتما مغتنم و مفید بود. این فیلم بیست سال پیش ساخته شده ولی بسیار شاداب و پرتلالو است انگار تازه ساختهشده. یارمحمدلومیگوید: دانشجوکه بودم، دنبال چیزهای نو بودم. «در دو سالی که در اصفهان بودم، در پی پاسخ به این پرسش بودم که «روح» هنر ایرانی چیست و چگونه به وجود میآید مستندی هم از قلمزن بزرگ اصفهان، آقای ظریفی، ساختم که خط تیتراژ را هم استاد کابلی نوشتند که همینهم جرقهای شد در ذهن من که پرتره خود ایشان را بسازم.» یارمحمدلو به یافتۀ خود دربارۀ روح هنر ایران اشاره میکند: «به نظرمن یکیاز ارکان روح هنرایرانی، مهارتو ممارست است. این را در قلمزنی، حاتم و سپس در خط دیدم. بی سبب نیست که میگویند «دود چراغ باید خورد».
«به ایران جاودانیام» ادای دینی است به سه چهره تاثیرگذار مطالعات خلیج فارس: زندهیادان، سدیدالسلطنه کبابی بندر عباسی، دریادار غلامعلی بایندر، و دکتر احمد اقتداری. به همین خاطر، روایت فیلم از شهریور ۱۳۲۰ و سرنوشت این سه شخصیت آغاز میشود و در امتداد تاریخ معاصر ایران پیش میرود. البته محور اصلی مستند، پردازشی است از شخصیت و فعالیتهای دکتر احمد اقتداری.دکتر احمد اقتداری علمدار مطالعات خلیج فارس است. سفرهای فشرده پژوهشی او از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ در امتداد سواحل شمالی خلیج فارس، از دیلم تا جاسک، نخستین مواد اولیه بیش از چهل کتاب و دویست مقاله درباره خلیج فارس و زندگی مردمان ساکن سواحل آن است. امروز هرکس برای هر پژوهشی درباره سرشت و سرنوشت مردمان سواحل خلیج فارس محتاج مطالعه آثار دکتر احمد اقتداری است. با این تذکار که آثار او به سبک دانشنامهای نیست و جوهر انسانشناسی مبتنی بر تاریخ دارند.
جامعه مدنی ایران، جامعۀ متکثری است که هم ریشه دارد، هم تنوع. آنچه که لازم داریم، کاویدن ابعاد و عمق این جامعه و درسگرفتن از رویدادها و ادبیات آن است. در این جامعه طیفی از فعالان و دوستداران فرهنگی و علمی وجود دارد که هریک گوشهای از کار را گرفتهاند. آنچه که امروز در ادبیات رسانهای تحت عنوان تابآوری مردم مطرح است، ناشی از عمق و وسعت این جامعه مدنی است. ماندگاری ایران در طول تاریخ مدیون این مدنیت است. این جامعه، از عصر روشنگری ایران، که با جنبش قانون و مشروطهخواهی نشان داده میشود، به بعد رنگوبوی مدرن و جهانی به خود گرفت و از مقوله آیین و سیاست به اجتماع و هنر رو کرد. در این بستر است که کسانی چون پرویز شهریاری پیدا میشوند که فراتر از جامعه تکساحتی به پهنه بیکران آنچه که به انسان و زیست او ربط دارد وارد میشود.
خوشنویسی فقط یک مهارت یا فقط شاخهای از هنر نیست. یک دنیا حرف و مبانی در آن هست. چرا برخی متنها و کتابها را نمیشود با خط نستعلیق نوشت؟ حافظهایی که خوشنویسی شدهاند چرا همه با نستعلیق است؟ آیا هر متن و مطلب را میشود “شکسته” نوشت؟. بالاتر از همه چی میشود که با دیدن خطی خوش حسی به ما دست میدهد که کمیاب است. اینها به علاوه قصه تاریخی خوشنویسی وخوشنویسان، میتواند روایتی باشد که از زبان یک خوشنویسی جهانی بشنویم. از زبان یدالله کابلی، شکستهنویس تک و بزرگاستاد خوشنویسی ایران.
وقتی در سالهای پر التهاب ۵۰ تا ۵۷ حکومت پهلوی اقدام به دستگیری و حذف وسیع مخالفان کرد و حتی برخی دانشکدهها را محدود یا مختل کرد، یکی از زندانیان سیاسی گفتهبود: هرچقدر دستگیر کنند، در هر دانشکده را ببندند، جلو چاپ کتاب را بگیرند، به جایی نمیرسند چون همین ریاضیات که نه از جنگ حرف میزند نه از خشونت، الفبا و ابزار مبارزه است. دو دو تا میشود چهار.پرویز شهریاری بود که چنین شانیتی به ریاضیات.داد. ریاضیات شد درس زندگی.این، بخشی از میراث این حکیم دانشمند است. او مدرسه و دانشگاه راه انداخت، دهها کتاب نوشت و ترجمه کرد، و البته به سان همه دلسوختگان بارها زندان رفت. برشی از زندگی او را تماشا کنیم.