جای داوود در پژوهشکده است. . .
« مراسم شلوغ بود. حدود سیچهل کودک را با لباسهای محلی روی صحنه و همان تعداد هم وسط سالن نشاندهبودند. مهمانان هم بودند. از هنرمندان تئاتر تا مسئولان وزارت ارشاد و نیروی انتظامی و نمایندگان مجلس و مسئولان شهر اصفهان. مجری مراسم یکی از مجریان برنامه کودک تلویزیون بود. طبق عادت خودش، کمتر حرف میزد و بیشتر شعرهای ریتمیک میخواند و از همه میخواست برای همراهی او دست بزنند. بچهها هم دست میزدند اما مسئولان وزارتی و مسئولان شهر آرام نشستهبودند. ما هم آرام بودیم و تماشا میکردیم. اما مجری با اصرار از ما میخواست که دست بزنیم و همراهی کنیم. بالاخره از روی صحنه به من گفت: آقارضا شما چرا همراهی نمیکنی؟ مگر کودکیات را فراموش کردهای؟ با اشاره گفتم: شما کار خودت را ادامه بده.
تا اینکه نوبت به من رسید که روی صحنه بروم و از برادرم داوود تعریف کنم و جایزه بزرگداشتش را به او تقدیم کنم. به همه سلام کردم و گفتم: یکی از درسهای مهمی که داوود به من و به اعضای گروه نمایشیاش داد و تا حالا همیشه به درد من خورده، این است که همراهی کردن را از تماشاگر گدایی نکنم. بهوسیله بازیام او را مجبور کنم همراهیام کند. مرا دوست داشتهباشد و به من احترام بگذارد. داوود حدود سی نمایشنامه برای کودکان و نوجوانان نوشته که چندتای آنها رکورد اجرا را در سراسر کشور شکستهاند. چندین کتاب پژوهشی درباره تئاتر کودک و نوجوان دارد که در نوع خود بسیار بدیع هستند. نظریه منحصر بفرد خودش را درباره تئاتر کودک و نوجوان دارد. . . داوود امشب این جایزه را میگیرد اما از فرداد همچنان در خانه خواهدبود. در صورتی که باید در پژوهشکده تئاتر کودک و نوجوان ایران باشد. . . . .»
این مردم نازنین؛ قصههای رضا کیانیان با مردم؛ رضا کیانیان؛ انتشارات اردیبهشت عودلاجان؛ چاپ یازدهم؛ ۱۴۰۳؛ ص ۶۵
(قصهها و روایتهای کوتاه از برخوردهای رضا کیانیان با مردم کوچه و بازار و مراسمهای رسمی و غیر رسمی. خواندنی است.)