موسسه فرهنگی‌هنری اردیبهشت عودلاجان، در کتابخانه خود را به روی دوستان باز می‌کند. فهرست کتاب‌های کتابخانه، به تدریج در وبسایت موسسه منتشر می‌شود. علاقمندان و پژوهشگرانی که نیاز به مطالعه این کتاب‌ها و اسناد دارند، با عضویت در آن، می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.
در بده‌بستانی متقابل، دوستانی که علاقمند به اهدای کتاب و سند به کتابخانه ما هستند، لطفا تردید نکنند. کتاب‌ها و اسناد دریافتی با نام اهداکنندگان در کتابخانه قرار داده‌می‌شود و در وبسایت هم به اسم از آنان سپاسگزاری می‌شود.

این مردم نازنین

در اوایل فیلم «خانه‌ای روی آب»، صحنه‌ای هست که من در مطب نشسته‌ام. زنی‌که دیشب به خانه برده‌ام، هنوز آن‌جاست. تلفن می‌زند و اعتراض می‌کند، پولی که برای او گذاشته‌ام کم است. از من می‌خواهد به نوکرم بگویم کاسه‌مرغی روی میز هال‌را به‌جای بقیه پول به او بدهدتا ببرد.این فیلم سال ۱۳۸۰ ساخته و بعد نمایش داده‌شد. حالا پس از چند سال من در فرودگاه لندن هستم و دارم از جت‌وی می‌روم که وارد هواپیما شوم. ایرانی‌هایی که مرا می‌شناسند خوش‌وبش می‌کنند. خانم میان‌سال سرحالی هم از میان جمعیت جلو می‌دود و با هیجان سلام‌وعلیک می‌کند و می‌گوید: خوب شد شما را پیدا کردم. من از شما یک سوال دارم که حتما باید جوابش را به من بدهید. گفتم: اجازه دهید سوار هواپیما شویم، در مسیر پرواز وقت به اندازه کافی هست. در خدمت‌تان هستم. هواپیما پرواز کرد و پذیرایی اولیه انجام شد. من که ده ساعت در فرودگاه لندن منتظر مانده‌بودم و خیلی خسته بودم، خوابیدم. وقتی بیدار شدم، بلند شدم که کمی راه بروم. چندنفری آمدند برای عکس یادگاری گرفتن. بعد مهمانداران مرا به قسمت عقب هواپیما بردند تا با آن‌ها عکس بگیرم. یکی از مهمانداران گفت: خانمی هست که چندین بار سراغ شما آمده، ولی خواب بودید. حالا او خواب است. مثل اینکه با شما کار واجبی دارد، اجازه می‌دهید بیدارش کنیم؟ گفتم: باشد. مهماندار بیدارش کرد و به عقب هواپیما اشاره کرد. همان خانم بود. از دور دیدم که کمی به سرووضعش رسید و با لبخند به ما نزدیک شد. دوربین هم با خودش آورده‌بود. رسید به ما. سلام کرد. کمی این پا و اون پا کرد و با عصبانیت از من پرسید: چرا کاسه‌مرغی به او قشنگی را دادید به اون زنیکه؟ از لهجه‌اش معلوم بود اصفهانی‌ست.

این مردم نازنین, این مردم نازنین, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

ناصر و فردین

«پدرم سینمایی داشت در خیابان سیروس که بالاخانه آن‌جا هنوز هم هست. به نام سینما شرق. فکر می‌کنم در سال ۱۳۱۴ یا ۱۵ بود. آن موقع پدرم با دوستان و اقوام‌ش سینمایی درست کردند که دسته‌جمعی آن‌جا را اداره می‌کردند. ما هم در خانه با دخترخاله‌ها و پسرخاله‌ها پرده‌ای می‌کشیدیم و چراغ روشن می‌کردیم و حرکاتی می‌کردیم. چون سینما مسئله روز بود. ما هم عاشق‌ش بودیم. شاید این یک زمینه‌ای بود برای این‌که من با سینما آشنا شوم. در مدرسه هم انجمن‌های ورزش و تئاتر را اداره می‌کردم و چیزهایی می‌نوشتم و با بچه‌هایی که اهل این مسائل بودند نمایش اجرا می‌کردیم. بعد هم که سینمای ایران کارش را شروع کرد من خیلی علاقمند شده‌بودم و یک سال رفتم هنرستان هنرپیشگی. آن‌جا سال اول داشت و سال سوم. چون یک سال هنرجو نگرفته‌بود. ما در آن‌جا سال اول را می‌خواندیم و خانم ژاله علو سال سوم. آشنایی با خانم ژاله علو از همان‌جا شروع شد. ایشان مرا تشویق می‌کرد و به من می‌گفت قیافه‌ات شبیه فلان هنرپیشه آمریکایی است. زمینه‌های دیگری هم فراهم بود و من رفتم پارس‌فیلم که توسط دکتر کوشان، ابتدا به نام میترافیلم تاسیس شده‌بود. آن‌جا عکس و آدرس دادم و بعد فیلمی شروع شد به نام واریته بهاری که قسمت قسمت بود و در هر قسمت کسی نقش داشت. ما دسته‌جمعی در مطبی بودیم که دکتر و پرستار و مریض قلبی داشت. از جمله عبدالله محمدی هنرپیشه رادیو، تقی ظهوری و غیره. و محمود کوشان فیلم‌بردار بود. این فیلم را در بالاخانه سینما متروپل برداشتند. دوربین فیلم‌برداری هم با دست می‌چرخید. مهندس کامرانی که استودیو سانترال و سینما سانترال را ساخت و آدم فنی‌ای بود و اسباب و آلات کار را در دست داشت، این فیلم را پشتیبانی می‌کرد.»

ناصر و فردین, ناصر و فردین, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

از آزادی چه دیدم، چه شنیدم

بعد از انقلاب موقعی که فرزند دکتر مصدق، دکتر غلامحسین مصدق، همراه خود از انگلستان فیلمی به نام «سقوط یک امپراطور» آورده‌بود، ار ماجرا آگاه شدم. وزارت خارجه انگلیس، بعد از گذشت مدت ۳۰ سال، اسرار سیاست خود را فاش می‌کند، چرا که اطلاعات سوخته دیگر به درد نمی‌خورد. این فیلم بر اساس کتابی تهیه شده‌بود به همین نام که قسمتی از آن مربوط به ایران بود. در این فیلم می‌دیدیم که وزیر خارجه انگلیس به دیدن همتای خود در واشنگتن می‌رود و به وی اظهار می‌کند ایران در شرف کمونیست‌شدن است. آمریکایی‌ها که تحمل کمونیسم را به خصوص در ایران، به علت مجاورتش با منابع نفت خلیج فارس از یک سو و شوروی سابق از سوی دیگر، ندارند، فورا عکس‌العمل از خود نشان می‌دهند و این مجوز را صادر می‌کنند که انگلیسی‌ها هر اقدامی که برای سرنگون‌کردن حکومت مصدق مقتضی می‌دانند، انجام دهند. در بازگشت به لندن، وزیر خارجه انگلیس دستورات لازم را به ماموران خود در انگلستان و ایران می‌دهد و از سفارت انگلیس در ایران می‌خواهد که هرچه بیشتر از ایرانیان صاحب‌نفوذ دعوت شود در مهمانی‌های سفارت شرکت کنند. مصدق که از رفت‌آمد ایرانیان به سفارت انگلیس مطلع می‌شود، فورا نسبت به قطع رابطه سیاسی با انگلستان اقدام می‌کند. خواهر شاه که قبلا تبعید شده‌بود، ناگهان اقامتی کوتاه و ۲۴ ساعته در تهران می‌کند. همین مدت کوتاه کافی بود تا پیام خود را به ملکه ثریا برساند. مصدق فورا او را از کشور اخراج کرد ولی دیگر برنامه تکمیل شده‌بود . . . حتی سرلشگر زاهدی با تایید آمریکایی‌ها از طرف انگلیسی‌ها به سمت نخست‌وزیر انتخاب شده‌بود و در عمل بعد از ۲۵ مرداد وقایع به صورت برنامه‌ریزی‌شده به وقوع پیوست. در آن زمان از وجهه ملی دکتر مصدق چه در ایران و چه در خارج، تا حدودی کاسته شده‌بود. . . . اگر ملت واقعا می‌خواست از مصدق حمایت کند، بعید به نظر می‌رسید این کودتا با موفقیت روبرو شود. در پایان فیلم، گوینده . . . گفت: «اگر مصدق یک قدم به طرف انگلیسی‌ها برمی‌داشت و انگلیسی‌ها از او حمایت می‌کردند، سهم عظیم یا «سهم شیر» نصیب آمریکایی‌ها نمی‌شد که هم به نفع ایران بود هم به نفع انگلیس و مسلما کودتای ۲۷ مرداد هم به وقوع نمی‌پیوست

از آزادی چه دیدم، چه شنیدم, از آزادی چه دیدم، چه شنیدم, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

سی‌سال محکومیت لاله‌زار

قهوه‌خانه‌چی‌ها از افراد مطمئن و امین مردم بودند. اگر کسی یا شخصی در قهوه‌خانه‌ای قرار می‌گذاشت تا وجهی یا چیزی ردوبدل شود و یکی از دو نفر در محل قرار حاضر نمی‌شد، طرفِ در انتظار، پیام یا امانت خود را به قهوه‌چی می‌داد تا هروقت آمد دریافت کند و این قرارومدارها و پرداخت و دریافت‌ها و گفتگوها جزو اسرار مردم بودند و قهوه‌چی محرم اسرار بود. خیلی از قهوه‌چی‌ها به‌خاطر دانستن مطالب یا انتقال به شخصی که نباید موضوع را می‌دانست،

lalehzar

ارزش میراث صوفیه

« ادب صوفیه از حیث تنوع و غنا در فارسی و عربی اهمیت خاص دارد. این هم شامل نظم است و هم شامل نثر، هم فلسفه دارد و هم اخلاق، هم تاریخ دارد و هم تفسیر، هم دعا دارد و هم مناجات، هم حدیث دارد و هم موسیقی، قسمت عمده‌یی از نظم‌و نثر صوفیه هم تحقیق است و وعظ، و مضمون بیشتر آن‌ها عبارتند از مذمت دنیا و تحقیر آن. دنیا درنظر صوفی منزلی است در سر راه آخرت اما منزلی آکنده از آفات. محبت دنیا اولین قدم است در خطاکاری، و لذت‌های آن حجابی است که مرد خدا را از خدا باز می‌دارد. ورای این‌ها، صحبت از عشق خداست و تمنای وصال او که هدف غایی سالک است و شعر صوفی را رنگ عاشقانه می‌دهد: عشقی پر از درد و پر از نومیدی. صوفیه شعر فارسی را رنگ خاص داده‌اند و در نقد آن بر ذوق و تاویل بیشتر ازصنعت و ادیبی تکیه کرده‌اند. قصیده را از لجنزار دروغ و تملق به اوج رفعت و وعظ و تحقیق کشانده‌اند و غزل را از عشق شهوانی به محبت روحانی رسانده‌اند. مثنوی را وسیله‌ای برای تعلیم عرفان و اخلاق کرده‌اند. رباعی را قالب بیان احوال و آلام زودگذر نفسانی نموده‌اند. گذشته از این نثر را نیز عمق و سادگی خاص بخشیده‌اند. حکایت و قصه را قالب معانی و حکم کرده‌اند. احوال نفسانی را مثل بعضی از نویسندگان سوررئالیست مراقبت کرده‌اند. در فلسفه حرف تازه آورده اند. کشف و اشراق را بر عقل و استدلال ترجیح داده اند. از قلمرو اسباب ظاهری گذشته‌اند و بر سرحد سبب‌سوزی‌ها راه یافته‌اند.»

ارزش میراث صوفیه, ارزش میراث صوفیه, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

کشف تلبیس یا دوروئی و نیرنگ انگلیس

مساله مالیه کمافی‌السابق، به اعلی درجه سخت است. خزانه به‌کلی خالی است و تصور آن هم که با اوضاع روزمره در اروپا از کجا بتوان پول به دست آورد، به‌غایت دشوار. صاحب‌منصبان سوئدی لاینقطع شکایت می‌کنند که اگر به آن‌ها پول نرسد آن‌ها دیگر نمی‌توانند مسئولیت تابین‌های خود را به عهده بگیرند و تهدید می‌کنند که اگر منظما پول به آن‌ها پرداخت نشود، از دولت سوئد تقاضای احضار خود را خواهندکرد.

kashf talbis

زندگی و زمانه پروین اعتصامی

«اما عبدالله احمدیه: طبق اظهار استاد عبدالله انوار، او صاحب کتاب راز درمان است و علت انتخاب نام خانوادگی احمدیه، اشتغال در بیمارستان احمدی (سینای فعلی) در دوران احمدشاه قاجار و بعدها بود. استاد انوار تصریح فرمودند: او فارغ‌التحصیل دارالفنون بود و از بیماران «حق‌العلاج» دریافت نمی‌کرد و صندوقی را بیرون از محوطه محکمه (مطب)اش گذارده بود و هرکس به فراخور حال خود در این صندوق پول می‌ریخت. او پزشک امراض داخلی بود و نشانی مطب او: در ابتدای پامنار، در ساختمانی دوطبقه بود و این ساختمان در ضلع شرقی پامنار قرار داشت، که چون از خیابان امیرکبیر وارد پامنار می‌شدیم، چندین پله پایین رفته، درِ آپارتمان مطب مرحوم احمدیه قرار داشت که چون از پله‌ها بالا می‌رفتیم مطب مرحوم احمدیه بود. . . . مطب دکتر احمدیه با خانه پروین فاصله چندانی نداشت و پیاد قریب به کمتر از ده دقیقه این فاصله طی می‌شد. چرا او بر بالین پروین حاضر نشد؟ این عدم حضور باعث شده‌است که از قول سیدضیاءالدین طباطبایی، نخست‌وزیر کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و کسی که با دسیسه رضاخان به مدت بیست سال از ایران تبعید و به سرزمین فلسطین رفت، بگویند: «اطلاع کاملا متقن دارد که طبیب احمدیه الزام داشته‌است ظرف چندروز پروین را به آرامش ابدی برساند!» این در حالی بود که اصلا او بر بالین پروین حاضر نشده . . .»

زندگی و زمانه پروین اعتصامی, زندگی و زمانه پروین اعتصامی, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

تیرباران شده‌ها

«پدر و مادر عزیزم؛ این مختصر آخرین حرف‌های من است که به شما می‌رسد. همین الان به من خبر دادند که درخواست تجدید نظرم رد شده‌است. در ساعت سه بعد از ظهر امروز کار به پایان خواهدرسید. پدر و مادر عزیزم، می‌خواهم به شما گفته‌باشم که چقدر همیشه دوستتان داشته‌ام. نمی‌دانید که چقدر از این آخرین رنجی که برایتان فراهم می‌سازم، افسوس می‌خورم. خیلی دلم می‌خواست که برای آخرین بار شما را می‌دیدم. اما خیلی دیر شده‌است. دلم می‌خواهد که هرچه زودتر برایتان مقدور باشد فراموشم کنید. و تو مادرجان که این‌قدر دوستت داشته‌ام، کاری نکن که بیمار شوی و نتوانی شفا یابی. پدرجان امیدوارم از مادرم به‌خوبی مراقبت کنی و هرچه می‌توانی برای تسلی او انجام بدهی. پیش از مرگم می‌خواهم بریتان بگویم که من از آن‌چه کرده‌ام هیچ پشیمانی ندارم. من در راه مرام  و هدف خود مبارزه کرده‌ام. منزه و شرافتمند باقی‌مانده‌ام . با شهامت خواهم مرد. . . همیشه روحیه عالی داشته‌ام و از اقامت در زندان رنجی نبرده‌ام»

تیرباران شده‌ها, تیرباران شده‌ها, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

نیم‌قرن بردگی اقتصادی

«وجوه مخصوص» که روزی در کمپانی هندشرقی گرداننده چرخ سیاست ایران بود، در این موسسه بیگانه به‌وجود آمد. این بانک با اعطای هدایای سیاسی به‌صورت وام‌های بانکی به افراد متنفذ و موثر کشور، به فحایعی پرداخت که در تاریخ جنایات بشری بی‌سابقه و نظیر بود. سال‌ها قبل در یکی از شهرهای ایران مرد متنفذ و خوش‌محضری بود که حکام، علما، روسای ادارات دولتی و افراد طبقه روشنفکر همیشه در محضر او حضور می‌یافتند و از خوان نعمت او برخوردار می‌گشتند. یکی از مختصات محضر این مرد منقل‌های متعدد، وافورهای زیبا و تریاک‌های زرین بود که به محض ورود هر میهمان در برابر او نهاده می‌شد و بدین طریق از میهمانان محترم پذیرایی می‌گردید.

نیم قرن بردگی

سفرنامه ناصرالدین شاه

روز جمعه، بیستم شهر جمادی‌الثانی اواخر سنبله به عزم زیارت مشهد متبرکه و سیاحت عراق از سلطنت‌آباد حرکت کرده به دوشان‌تپه رفتیم. امسال چندان مجال تفرج و گردش ییلاقات نبود. اوایل تابستان از نیاوران به شهرستانک رفتیم و باز به نیاوران مراجعت کردیم. ده روز توقف کرده به گلندوک رفتیم. پنج شب مانده به سلطنت‌آباد آمدیم. یک ماه توقف شده. این است که عازم عراق عرب هستیم انشاالله تعالی. دراین ایام به واسطه نرفتن به ییلاقات و شدت گرما در سلطنت‌آباد و نیاوران و گلندوک و قرار کارهای درباری و ملاحظه لوازم سفر و قحط  و غلای غالب ایالت‌های ایران، خاصه اصفهان و یزد و خراسان و غیره و ظهور وبا در کرمان و گفتگوی زیاد و مشغله بی‌اندازه و تخفیف ولایات، تعدیل امور مملکت و رسیدگی کارهای مختلف بسیار سخت گذشت.

safarnameh_naseradinshah

قصه خوبِ دوستانِ خوب

خانه اردیبهشت اودلاجان مقصد فرهیختگانی است که دل در گرو آبادانی میهن دارند. نیکانی که از احیای هر خانه و محوطه‌ای لذت می‌برند و حاضرند غم‌خواری و همراهی کنند. چند روز پیش، دو خانم عزیز که برای بازدید خانه آمده‌بودند، متوجه شدند ما حدود ۱۵۰ جلد کتاب قدیمی داریم که متاسفانه فرصت نکرده‌ایم فهرست‌برداری کنیم.

کتاب‌های «بهروز»

خانواده «بهروز» خانواده فرهیخته‌ای است. در روزهای اول تابستان، از این خاندان گرامی، دکتر مازیار بهروز به خانه اردیبهشت اودلاجان آمد، همراه رضا کیانیان. بازدیدی از خانه و گپ‌وگفتی شیرین.

محمود مردانی

محمود مردانی، برای خیلی‌ها فقط یک اسم، و برای همه اطرافیانش، یک رفیق خالص و پایدار است. دوستان و دوستداران بسیاری دارد. از هنرمند و دانشگاهی تا آرایشگر و کاسب والامقام.
محل کارش، به نوعی پاتوق این آدم‌ها است. او پس از اولین بازدیدش از «خانه اردیبهشت اودلاجان» در فرصت‌هایی به این‌جا آمده و دوستانش را هم با خودش همراه کرده. در یکی از این دیدارها، بیش از سی جلد کتاب به کتابخانه مجموعه هدیه کرد. از پائولو کوئیلو تا محمود دولت‌آبادی و از فرهنگ تک‌جلدی دانشگاهی تا مجموعه اشعار سیدعلی صالحی. فهرست کتاب‌هایش را با اشتیاق در بانک اطلاعاتی کتابخانه ثبت کردیم تا هرکس نیازی به مطالعه این‌ها دارد از دیدن «خانه اردیبهشت اودلاجان» هم لذت ببرد.

علیرضا شاهرخی‌نژاد

خیلی خوب است که اهالی محله خود را جزئی از خانه اردیبهشت اودلاجان بدانند. یکی از نمونه‌های این هم‌پیوندی را در روزهای اخیر شاهد بودیم. هم‌محله‌ای ما، آقای علیرضا شاهرخی‌نژاد، نزدیک به بیست عنوان کتاب برای ما فرستاد که عموما در حوزه دین و دینداری بودند. در میان‌شان، البته زندگینامه کامل همسر امام خمینی در دو جلد با عنوان «یک قرن زندگی پرماجرا». می‌دانیم که این بانوی بزرگوار فرزند پامنار بود.

سیروس مهراندیش

سیروس مهراندیش
یکی از معماران خوش‌ذوق و خوش‌فکر معاصر ما، سیروس مهراندیش است. یکی از ارکان «مهندسان مشاور آژند شهر». کارنامه طول و درازی دارد و در بسیاری فعالیت‌های صنفی فعال بود و هنوز هم هست، هرچند نه مثل گذشته. از فعالان «کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران» است که برنامه بسیار مفید «پاکت آبی» را با کمک دوستان و همکارانش اجرا می‌کرد که برنامه خوبی برای آموزش معماران جوان بود با شنیدن و بررسی پروژه‌هایی که توسط خود طراحان آثار ارائه و گفته می‌شد که «چه طراحی کردند، چه اجرا شد» و مهم‌تر آن‌که، «چرا چنین شد».

پیروز پروین

پیروز پروین، فرهیخته و دانش‌آموخته صنعت و هنر، چند ده جلد کتاب به کتاب‌خانه اردیبهشت اودلاجان هدیه کرده که حال و هوای آن سال‌ها را دارند. از ترجمه‌های فیروز شیروانلو و حمید عنایت تا «هزارسال نثر پارسیِ» کریم کشاورز.

محمد تاجیک

محمد تاجیک را همه سینمایی‌ها می‌شناسند. «مرد مهربان» سینمای ایران است که «دیپلماسی صله رحم» راه انداخته و تور بزرگی برای رفاقت و مودت هنرمندان پهن کرده.

در آستانه شب یلدا، به رسم مالوف، سری به خانه اردیبهشت اودلاجان زد و تعدادی کتاب در حوزه سینما و ادبیات داستانی به کتابخانه ما هدیه کرد. از جمله، «فرهنگ فیلمنامه» و «تاریخ سینما» و هفت هشت کتاب دیگر.

آرش رئیسی

آرش رئیسی شاعر است و اهل گفتگو و البته طرفدار محیط زیست پایدار. کتاب شعرش «با بانو و بی بانو» نام دارد. اخیرا به بازدید نمایشگاه «ماجرای نبودنت» (اثر محمدصادق دهقانی) آمده‌بود. در جوار این بازدید دو کتاب به کتابخانه اردیبهشت اودلاجان هدیه کرد. هر دو با امضای نازنین خود.

محسن پیرداده

یکی از امیدواری‌های جامعه مدنی ایران، آن است که بخش بزرگی از بدنه مدیریتی کشور در لایه‌های میانی و کارشناسی را افرادی تشکیل می‌دهند که علاوه بر توان فنی و کارشناسی، علاقمند به جامعه و فرهنگ ایران هستند. این بخش مهم جامعه، معمولا اهل مطالعه و آشنایی با تازه‌های جهانی است. محسن پیرداده یکی از این کارشناسان و مدیران ارجمند کشور است.

علی شیلاندری

در میان مستندسازان کشور، علی شیلاندری چهره خاص خود را دارد. کم می‌سازد ولی خوب می‌سازد. شاهکار او مستند «دیون و بودن» است. این مستند دو بار در خانه اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمده و در هر دو جلسه هم کارگردان عزیز حضور داشته و به پرسش‌های مخاطبان پس از نمایش فیلم پاسخ داده‌است.

نمایش 101 - 125 از 3,871

 نام کتاب عنوان فرعی نویسنده مترجم ناشر سال موضوع نسخه
ادبیات چیستژان پل سارترابوالحسن نجفی مصطفی رحیمیکتاب زمان1356ادبیات1
مقصرین را بشناسیدارسلان خلعتبریشرکت سهامی چاپ فرهنگ ایران1323تاریخ1
داشتن و نداشتنارنست همینگویپرویز داریوسازمان کتاب‌های جیبی1345رمان1
کیهان هفتهشماره 39علی اصغر حاج سیدجوادی یردبیرسازمان چاپ و انتشارات کیهان1341نشریه ادبی1
دیدگاه‌هامصطفی رحیمیانتشارات امیرکبیر1352ادبیات1
نه آدمی نه صداییجمال میرصادقیانتشارات رز1354داستان1
هنر عشق ورزیدناریک فرومپوری سلطانیانتشارات مروارید1396روانشناسی1
اسب سرخجان اشتین‌بکسیروس طاهبازسازمان کتاب‌های جیبی1241رمان1
دنده‌های چرخژان پل سارترجمشید توللیمترجمنمایشنامه فیلم‌نامه1
گرگ دریاجک لندنجواد پیمانکانون معرفت1337رمان1
بر سنگ سفیدآناتول فرانساکبر داناسرشتکتابفروشی ابن سینا1326رمان1
نقد حکمت عامیانهسیمون دوبوارمصطفی رحیمیانتشارات آگاه1354فلسفه1
چهره‌های سیمون ماشاربرتولت برشتعبدالرحمن صدریهانتشارات آگاه1353نمایشنامه1
سووشونسیمین دانشورانتشارات خوارزمی1353رمان1
نوبت عاشقیمحسن مخملبافنشر نی1374داستان1
شب‌های تماشا و گل زردجمال میرصادقیانتشارات نیل1347داستان1
این سوی تل‌های شنجمال میرصادقیانتشارات چاپخش1352داستان1
غم دونده، همراه با مورا کامییک نوول، دو نمایشنامه، یک نقدفیض شریفیانتشارات نوید شیراز1394ادبیات1
دو دنیاگل ترقیانتشارات نیلوفر1394داستان1
جامعه‌شناسی روستایی ایرانخسرو خسروینشر فرس1380جامعه‌شناسی1
نامزدیلاژوس زیلاهیعبدالله توکلکانون معرفت1327رمان1
دستبافتهای عشایریایی فارسجلد اولسیروس پرهام سیاوش آزادیانتشارات امیرکبیر1370هنر1
ماریتا یا در دیار بیمارانعبدالحسین میکدهشرکت سهامی چاپ1323رمان1
گاوغلامحسین ساعدیانتشارات نگاه1394فیلم‌نامه1
لال‌بازی‌هاگوهر مرادانتشارات پیامداستان1
 نام کتاب عنوان فرعی نویسنده مترجم ناشر سال موضوع نسخه