موسسه فرهنگی‌هنری اردیبهشت عودلاجان، در کتابخانه خود را به روی دوستان باز می‌کند. فهرست کتاب‌های کتابخانه، به تدریج در وبسایت موسسه منتشر می‌شود. علاقمندان و پژوهشگرانی که نیاز به مطالعه این کتاب‌ها و اسناد دارند، با عضویت در آن، می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.
در بده‌بستانی متقابل، دوستانی که علاقمند به اهدای کتاب و سند به کتابخانه ما هستند، لطفا تردید نکنند. کتاب‌ها و اسناد دریافتی با نام اهداکنندگان در کتابخانه قرار داده‌می‌شود و در وبسایت هم به اسم از آنان سپاسگزاری می‌شود.

در جست‌وجوی جامعه‌ی بلندمدت

«البته اصل حاکمیت قانون را هیچ‌گاه از نظر دور ندارید. اما در ایران یک وجوهی از طبقات اجتماعی با تعریف غربی هست، ولی در واقع مربوط به دوران پس از انقلاب می‌شود. پیش از آن طبقات به این شکل نداشتیم. به هرحال پس از انقلاب مشروطه اتفاق مهمی افتاد و تا حدی مالکیت در کشور ما جا افتاد. درست است که به رغم قانون اساسی، این ناقص و در مواقعی خیلی کم بود. خود انقلاب مشروطه بر اساس گسترش آگاهی‌ها اتفاق افتاد وگرنه اگر بخواهیم تحلیل‌های مارکسیستی را فقط در نظر بگیریم که مثلا بورژوازی به جوشش آمد و پیامدهایش باعث انقلاب شد، باید بگویم اصلا در آن زمان بورژوازی به معنای غربی آن مطرح نبود. همۀ طبقات ذی‌نفوذ از انقلاب حمایت کردند؛ رؤسای ایلات، زمین‌داران بزرگی مثل سپهسالار تنکابنی بودند که لشکر کشیدند و دست آخر تهران را فتح کردند، بازار، روحانیون و اقشار مذهبی و روشنفکران، در واقع همه بودند. همه این مشارکت و انگیزه و حضور محصول همان آگاهی بود که از اواسط قرن نوزدهم ایجاد شده‌بود. ملکم‌خان روزنامه قانون را درمی‌آورد، مستشارالدوله کتاب «یک کلمه» را نوشت و بسیاری اقلام دیگرکه نتیجه‌اش همین آگاهی شد و به جایی رسید که ادبیات آن زمان مشحون از «تقدس قدنون» است. این هم از خصوصیات ما ایرانی‌هاست که وقتی به چیزی باور پیدا می‌کنیم، مقدس می‌شود! گفته می‌شد قانون شفابخش و نجات‌دهنده است. فرخی یزدی حدود سال ۲-۱۳۰۱ زمانی‌که آرزوهای بلند مشروطه برآورده نشده‌بود، باز می‌گوید: چون حافظ آزادی ما قانون است/ ما محو نمی‌شویم تا قانون است.»

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, در جست‌وجوی جامعه‌ی بلندمدت, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

امسال

«در یکی از روزهایی که ناظم حکمت در زندان بود، همسرش «پیرایه» در نامه‌ای به او می‌نویسد: آرزو دارم مرگ قبل از تو مرا دریابد. ولی در زمین دفنم مکن. جسدم را بسوزان و خاکسترم را در یک ظرف شیشه‌ای بریز و آن را روی میزت بگذار. بعدها چون مرگ به سراغ تو هم آمد، خاکستر تو را هم توی همان ظرف می‌ریزند و ما درهم می‌آمیزیم. ناظم به هیجان آمد و به همسرش نوشت: «اجازه بده نامۀ ترا در قالب شعر بریزم و امضای هردویمان را پای آن بگذارم»: دلم می‌خواهد پیش از تو بمیرم/ آیا گمان می‌بری/ آن‌که پی‌برپی رفته‌ای نهاده‌است/ به او برسد؟ من گمان نمی‌برم/ بهتر آن‌که جسدم را بسوزانی/ و خاکسترم را توی شیشه‌ای سفید و شفاف/ بالای بخاری، پیش چشمانت بگذاری/ خودباختگی را بنگر/ که از خیر خاک‌شدن گذشتم/ از خیر گل‌شدن گذشتم/ تا با تو باشم./ غبار می‌شوم/ ولی پیش تو می‌مانم/ و چون تو هم مردی/ پیشم می‌آیی/ و باز باهم سر می‌کنیم/ و خاکسترهامان درهم می‌آمیزد/ تا روزی/ عروسی بی‌مبالات/ یا نواده‌ای سر به هوا/ بیرونمان می‌اندازد. . /اما ما/ تا آن زمان چنان در هم آمیخته‌ایم که/ زباله‌دان هم ذرات وجودمان را از هم جدا نتواند کرد/ باهم به خاک برمی‌گردیم و باز خاک می‌شویم/ و روزی گلبوته‌ای وحشی/ از خاک ما سربرمی‌دارد/ بوته‌گلی که تنها دو شاخۀ گل می‌دهد/ یکی تو/ یکی من/ دیگر به مرگ نمی‌اندیشم/ من باردار خواهم‌شد/ زندگی در درونم می‌جوشد/ آری من زنده خواهم‌ماند، سال‌های‌سال، سال‌های دور و دراز/ باتو و درکنار تو/ دیگر مرا از مرگ باکی نیست/ آیا می‌شود به آزادی تو امید بست؟ صدایی از درونم نجوا می‌کند:/ شاید!»

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, امسال, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

من و بالزاک و عشق

«در اوایل سال ۱۳۲۲ و به پشتوانه این نیروهای پرانگیزه اما متفرق، مصدق سرانجام تصمیم گرفت پا به رقابت‌های انتخاباتی مجلس چهاردهم بگذارد. طی انتخاباتی که چندین ماه به طول انجامید، مصدث در رأس فهرست حائزین اکثریت آرا قرار داشت. در آذرماه دیگر معلوم بود که او نماینده اول مردم تهران خواهدشد. در همین زمان بود که شاه مصدق را براخواند و در ملاقاتی مهم و طولانی در کاخ سلطنتی از او خواست از نمایندگی مجلس صرف نظر کند و مسؤلیت دولت را بپذیرد. محمدرضا شاه ظاهرا قصد داشت، به پشتوانه وجاهت و حمایت مردمی مصدق انتخابات را متوقف کمد و آن رابه زمان مناسب‌تری موکول سازد. مصدق برای پذیرش این پیشنهاد دو شرط گذاشت: نخست حفاظت دائمی مأموران مسلح از شخص او و دوم موافقت انگلیسی‌ها با نخست‌وزیری‌اش. به روایت شاه، مصدق گفته‌بود «روس‌ها اهمیتی ندارند و تنها این انگلیسی‌ها هستند که نسبت به هر موضوعی در این مملکت تصمیم می‌گیرند. مصدق در خاطراتش، ضمن تایید چنین گفت ‌و گویی، می‌گوید از آن‌جا که می‌دانسته سفارت انگلیس با نخست‌وزیری او مخالفت خواهدکرد و قصد نداشته شاه را برنجاند، چنین شرطی را مطرح کرده‌است. البته مصدق بعدها به نوعی بیان داشت که به قدرت جادویی انگلیس اعتقاد داشته‌است. شش سال بعد، در جریان گفت‌وگویی مطبوعاتی با محمدحسین استخر، روزنامه‌نگار حامی خود، جمله‌ای را بر زبان آورد که او را به حیرت انداخت: «اگر انگلیسی‌ها مایل نبودند ما امکان نداشت به مجلس شانزأهم راه پیدا کنیم. . . . به دنبال این ملاقات، شاه سفیر بریتانیا در تهران را فراخواند و موضوع را با او در میان گذاشت. . . ؛ روای ریپلمات انگلیسی: . . .شاه کوشید تا در مورد طرحش ازمن تأیید بگیرد. من ازآن سر باززدم و گفتم او باید به تنهایی تصمیم بگیرد. . ممکن است متهم شود.. .»

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, من و بالزاک و عشق, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

آشوب،مطالعه‌ای در زندگی و شخصیت دکتر محمد مصدق

«در اوایل سال ۱۳۲۲ و به پشتوانه این نیروهای پرانگیزه اما متفرق، مصدق سرانجام تصمیم گرفت پا به رقابت‌های انتخاباتی مجلس چهاردهم بگذارد. طی انتخاباتی که چندین ماه به طول انجامید، مصدث در رأس فهرست حائزین اکثریت آرا قرار داشت. در آذرماه دیگر معلوم بود که او نماینده اول مردم تهران خواهدشد. در همین زمان بود که شاه مصدق را براخواند و در ملاقاتی مهم و طولانی در کاخ سلطنتی از او خواست از نمایندگی مجلس صرف نظر کند و مسؤلیت دولت را بپذیرد. محمدرضا شاه ظاهرا قصد داشت، به پشتوانه وجاهت و حمایت مردمی مصدق انتخابات را متوقف کمد و آن رابه زمان مناسب‌تری موکول سازد. مصدق برای پذیرش این پیشنهاد دو شرط گذاشت: نخست حفاظت دائمی مأموران مسلح از شخص او و دوم موافقت انگلیسی‌ها با نخست‌وزیری‌اش. به روایت شاه، مصدق گفته‌بود «روس‌ها اهمیتی ندارند و تنها این انگلیسی‌ها هستند که نسبت به هر موضوعی در این مملکت تصمیم می‌گیرند. مصدق در خاطراتش، ضمن تایید چنین گفت ‌و گویی، می‌گوید از آن‌جا که می‌دانسته سفارت انگلیس با نخست‌وزیری او مخالفت خواهدکرد و قصد نداشته شاه را برنجاند، چنین شرطی را مطرح کرده‌است. البته مصدق بعدها به نوعی بیان داشت که به قدرت جادویی انگلیس اعتقاد داشته‌است. شش سال بعد، در جریان گفت‌وگویی مطبوعاتی با محمدحسین استخر، روزنامه‌نگار حامی خود، جمله‌ای را بر زبان آورد که او را به حیرت انداخت: «اگر انگلیسی‌ها مایل نبودند ما امکان نداشت به مجلس شانزأهم راه پیدا کنیم. . . . به دنبال این ملاقات، شاه سفیر بریتانیا در تهران را فراخواند و موضوع را با او در میان گذاشت. . . ؛ روای ریپلمات انگلیسی: . . .شاه کوشید تا در مورد طرحش ازمن تأیید بگیرد. من ازآن سر باززدم و گفتم او باید به تنهایی تصمیم بگیرد. . ممکن است متهم شود.. .»

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, آشوب،مطالعه‌ای در زندگی و شخصیت دکتر محمد مصدق, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

یک عمر، یک راه، یک عشق

اصلا به «بوف کور» کار ندارم. وقتی یک نگاه فلسفی به مرزهای بن‌بست ذهنی و حتی خودکشی می‌رسد، عوامل دیگری هم در کنار آن نقش دارند. درباره ماجرای دیدار ترز با هدایت و جلوگیری از خودکشی‌اش که در فیلم مطرح شده، گفته می‌شود شاید اگر در آن لحظه عشق جوانی‌اش را می‌دید و او پیشنهاد ساده‌ای مثل رفتن به یک قهوه‌خانه می‌داد، آن اتفاق رخ نمی‌داد. در برخی تحلیل‌های خارجی هم درباره هدایت و «بوف کور» حرف‌هایی زده می‌شود که نشان از کم‌اطلاعی دارد؛ مثلا این‌که همه نوشته‌هایش را در همین اثر خلاصه می‌کنند، در حالی که «بوف کور» در جوانی و در پاریس نوشته شد و بعد در هند تکمیل شد و پس از بازگشت به ایران آثار دیگری نوشت. نکته این است که بسیاری از کسانی که درباره «بوف کور» نظر داده‌اند، حتی آثار تصویری مرتبط را ندیده‌اند و فقط از مسیر ادبیات قضاوت کرده‌اند. در حالی که هدایت را باید به عنوان روشنفکری چندوجهی دید که به نقاشی، طرح‌های کوبیستی و موسیقی کلاسیک علاقه داشت و ذهنش در چارچوبی بسته محدود نمی‌ماند.

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, یک عمر، یک راه، یک عشق, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه

در کابینه، رابطه اغلب وزرا با مظفر فیروز تیره و خصمانه بود و میان او و مورخ‌الدوله سپهر، وزیر بازرگانی و پیشه و هنر، اختلاف و مشاجره‌های جدی در جریان بود. مظفر فیروز با هدف کنار زدن او، موضوع را با سادچیکف در میان گذاشت و از او خواست برکناری مورخ‌الدوله را از رئیس دولت مطالبه کند. سادچیکف نیز با طرح اتهاماتی، درخواست عزل و تبعید او را مطرح کرد و پس از مدتی، مورخ‌الدوله به دستور رئیس دولت بازداشت و به کاشان تبعید شد. در ادامه، به دستور مظفر فیروز، خبر رسمی توقیف او با اتهاماتی نظیر دسیسه و اخلال در امور اداری توسط خبرگزاری پارس منتشر گردید.

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

زندگی و کارنامه محمدتقی ایروانی

بعد از سال ۱۳۳۷، کفش ملی برای کنترل بازار و تثبیت قیمت‌ها شروع به تأسیس فروشگاه‌های مستقیم کرد تا بتواند هم قیمت‌گذاری را در دست بگیرد و هم وابستگی به بنکداران را کاهش دهد. این اقدام باعث اعتراض بازاری‌ها شد، اما به‌دلیل وابستگی به شبکه توزیع سنتی، شرکت با مذاکره و جلب همکاری برخی بنکداران و واسطه‌های معتبر، مسیر خود را ادامه داد و در نهایت شبکه فروش خود را گسترش داد و تا سال ۱۳۵۵ با خرید صدها مغازه در سراسر کشور سیستم توزیع گسترده‌ای ایجاد کرد.

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, زندگی و کارنامه محمدتقی ایروانی, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان

قوام متهم به نقض توافق‌ها و عدول از تعهداتش در قبال حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسئله آذربایجان معرفی شده و گفته می‌شود اقدامات او عملاً مسیر مصالحه را از بین برده است. در نتیجه، وضعیت به جایی رسیده که ادامه روند مذاکره بی‌نتیجه تلقی می‌شود و تقابل و مقاومت به‌عنوان تنها راه باقی‌مانده مطرح می‌گردد.

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

تهران بود و لاله زار

در دوره قاجار، روشنایی شب‌های تهران ابتدا به چند فانوس و چراغ نفتی محدود بود که توسط چراغچی‌ها در نقاط مهم شهر مانند خیابان ناصرخسرو و اطراف ارگ سلطنتی روشن و نگهداری می‌شد، اما این چراغ‌ها نور اندک و عمر محدودی داشتند. با سفر ناصرالدین‌شاه به اروپا، کارخانه چراغ گاز در تهران راه‌اندازی شد و برای نخستین‌بار شبکه‌ای از لوله‌ها، گاز را به فانوس‌های شهری رساند و روشنایی منظم‌تری ایجاد کرد. در ادامه و در اواخر دوره قاجار، با ورود نخستین کارخانه برق به تهران، نظام روشنایی شهری وارد مرحله جدیدی شد و برق به‌تدریج جای چراغ‌های گاز و نفتی را گرفت، هرچند در آغاز با شگفتی و تردید مردم همراه بود.

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, تهران بود و لاله زار, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

مصدق و مبارزه برای قدرت

در این روایت، تصویری از شکاف عمیق میان دولت مصدق و بخش مهمی از روحانیت و نیروهای محافظه‌کار در ماه‌های منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ترسیم می‌شود. با طرح رفراندوم انحلال مجلس، مخالفت کاشانی و بهبهانی آشکارتر شد و به‌تدریج روحانیت سنتی در برابر مصدق قرار گرفت. متن همچنین به نقش برخی چهره‌های مذهبی در همراهی یا حمایت ضمنی از کودتا، سکوت در برابر تحرکات نظامی و حتی سازمان‌دهی نیروهای خیابانی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که پس از سقوط دولت، بخشی از جریان مذهبی نه‌تنها مخالفتی با کودتا نداشت، بلکه آن را «انقلاب اسلامی» و اقدامی علیه خیانت معرفی می‌کرد.

کتاب خانه اردیبهشت عودلاجان, مصدق و مبارزه برای قدرت, موسسه فرهنگی هنری اردیبهشت عودلاجان

قصه خوبِ دوستانِ خوب

خانه اردیبهشت اودلاجان مقصد فرهیختگانی است که دل در گرو آبادانی میهن دارند. نیکانی که از احیای هر خانه و محوطه‌ای لذت می‌برند و حاضرند غم‌خواری و همراهی کنند. چند روز پیش، دو خانم عزیز که برای بازدید خانه آمده‌بودند، متوجه شدند ما حدود ۱۵۰ جلد کتاب قدیمی داریم که متاسفانه فرصت نکرده‌ایم فهرست‌برداری کنیم.

کتاب‌های «بهروز»

خانواده «بهروز» خانواده فرهیخته‌ای است. در روزهای اول تابستان، از این خاندان گرامی، دکتر مازیار بهروز به خانه اردیبهشت اودلاجان آمد، همراه رضا کیانیان. بازدیدی از خانه و گپ‌وگفتی شیرین.

محمود مردانی

محمود مردانی، برای خیلی‌ها فقط یک اسم، و برای همه اطرافیانش، یک رفیق خالص و پایدار است. دوستان و دوستداران بسیاری دارد. از هنرمند و دانشگاهی تا آرایشگر و کاسب والامقام.
محل کارش، به نوعی پاتوق این آدم‌ها است. او پس از اولین بازدیدش از «خانه اردیبهشت اودلاجان» در فرصت‌هایی به این‌جا آمده و دوستانش را هم با خودش همراه کرده. در یکی از این دیدارها، بیش از سی جلد کتاب به کتابخانه مجموعه هدیه کرد. از پائولو کوئیلو تا محمود دولت‌آبادی و از فرهنگ تک‌جلدی دانشگاهی تا مجموعه اشعار سیدعلی صالحی. فهرست کتاب‌هایش را با اشتیاق در بانک اطلاعاتی کتابخانه ثبت کردیم تا هرکس نیازی به مطالعه این‌ها دارد از دیدن «خانه اردیبهشت اودلاجان» هم لذت ببرد.

علیرضا شاهرخی‌نژاد

خیلی خوب است که اهالی محله خود را جزئی از خانه اردیبهشت اودلاجان بدانند. یکی از نمونه‌های این هم‌پیوندی را در روزهای اخیر شاهد بودیم. هم‌محله‌ای ما، آقای علیرضا شاهرخی‌نژاد، نزدیک به بیست عنوان کتاب برای ما فرستاد که عموما در حوزه دین و دینداری بودند. در میان‌شان، البته زندگینامه کامل همسر امام خمینی در دو جلد با عنوان «یک قرن زندگی پرماجرا». می‌دانیم که این بانوی بزرگوار فرزند پامنار بود.

سیروس مهراندیش

سیروس مهراندیش
یکی از معماران خوش‌ذوق و خوش‌فکر معاصر ما، سیروس مهراندیش است. یکی از ارکان «مهندسان مشاور آژند شهر». کارنامه طول و درازی دارد و در بسیاری فعالیت‌های صنفی فعال بود و هنوز هم هست، هرچند نه مثل گذشته. از فعالان «کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران» است که برنامه بسیار مفید «پاکت آبی» را با کمک دوستان و همکارانش اجرا می‌کرد که برنامه خوبی برای آموزش معماران جوان بود با شنیدن و بررسی پروژه‌هایی که توسط خود طراحان آثار ارائه و گفته می‌شد که «چه طراحی کردند، چه اجرا شد» و مهم‌تر آن‌که، «چرا چنین شد».

پیروز پروین

پیروز پروین، فرهیخته و دانش‌آموخته صنعت و هنر، چند ده جلد کتاب به کتاب‌خانه اردیبهشت اودلاجان هدیه کرده که حال و هوای آن سال‌ها را دارند. از ترجمه‌های فیروز شیروانلو و حمید عنایت تا «هزارسال نثر پارسیِ» کریم کشاورز.

محمد تاجیک

محمد تاجیک را همه سینمایی‌ها می‌شناسند. «مرد مهربان» سینمای ایران است که «دیپلماسی صله رحم» راه انداخته و تور بزرگی برای رفاقت و مودت هنرمندان پهن کرده.

در آستانه شب یلدا، به رسم مالوف، سری به خانه اردیبهشت اودلاجان زد و تعدادی کتاب در حوزه سینما و ادبیات داستانی به کتابخانه ما هدیه کرد. از جمله، «فرهنگ فیلمنامه» و «تاریخ سینما» و هفت هشت کتاب دیگر.

آرش رئیسی

آرش رئیسی شاعر است و اهل گفتگو و البته طرفدار محیط زیست پایدار. کتاب شعرش «با بانو و بی بانو» نام دارد. اخیرا به بازدید نمایشگاه «ماجرای نبودنت» (اثر محمدصادق دهقانی) آمده‌بود. در جوار این بازدید دو کتاب به کتابخانه اردیبهشت اودلاجان هدیه کرد. هر دو با امضای نازنین خود.

محسن پیرداده

یکی از امیدواری‌های جامعه مدنی ایران، آن است که بخش بزرگی از بدنه مدیریتی کشور در لایه‌های میانی و کارشناسی را افرادی تشکیل می‌دهند که علاوه بر توان فنی و کارشناسی، علاقمند به جامعه و فرهنگ ایران هستند. این بخش مهم جامعه، معمولا اهل مطالعه و آشنایی با تازه‌های جهانی است. محسن پیرداده یکی از این کارشناسان و مدیران ارجمند کشور است.

علی شیلاندری

در میان مستندسازان کشور، علی شیلاندری چهره خاص خود را دارد. کم می‌سازد ولی خوب می‌سازد. شاهکار او مستند «دیون و بودن» است. این مستند دو بار در خانه اردیبهشت اودلاجان به نمایش درآمده و در هر دو جلسه هم کارگردان عزیز حضور داشته و به پرسش‌های مخاطبان پس از نمایش فیلم پاسخ داده‌است.

نمایش ۴,۲۷۶ - ۴,۲۹۱ از ۴,۲۹۱

 نام کتاب عنوان فرعی نویسنده مترجم ناشر سال موضوع نسخه
معماری، شما و منزیگفرید گیدئوناکبر میرمطهرانتشارات تالار قندریز۱۳۴۵معماری۱
فرهنگ تشریحی معماری و ساختمانسی ام هاریسمحمدرضا افضلی ، مهرداد هاشم‌زاده همایونینشر دانشیار۱۳۸۸معماری مرجع۱
آموزش کروکی معماریمرتضی صدیقانتشارات کلهر۱۳۸۴معماری۱
تجربه تهرانحرفه هنرمند ۳۷گروه نویسندگانحرفه هنرمند۱۳۹۰نشریه / تهران‌شناسی۱
معماری: فرم، فضا و نظمفرانسیس دی.کی. چینگزهره قراگزلوانتشارات دانشگاه تهران۱۳۸۳معماری۱
آموزش اسکیس و راندوآرتور امید آزادیانتشارات یساولی۱۳۸۵معماری۱
پارادایم‌های پردیسدرآمدی بر زیبایی‌شناسی و بازآفرینی باغ ایرانیآزاده شاهچراغیجهاد دانشگاهی واحد تهران۱۳۹۰معماری۱
معماریِ فرممحمد پیرداوریانتشارات گنج هنر۱۳۸۸معماری۱
نقش به یادیاد هنرمندان موسیقی ایرانعلی خسروی (تصویرگر)نشر ماهور۱۳۸۴هنر نقاشی۱
بچه‌ها مواظب باشیدلیندا شوارتزهایده کروبیکتاب‌های نردبان۱۳۹۷کودکان۱
۵۰ نوع غذا با قارچپریا گوهریانانتشارات هانی۱۳۸۳کودکان۱
استراتژی و تاکتیک انقلاب آفریقای جنوبیکنگره ملی سیاهز- رهسپارانتشارات یاشارسیاسی۱
تحلیل بازیگریرضا کیانیانانتشارات نقش و نگار۱۳۹۹سینما تئاتر۱
فصلنامه تعلیم و تربیتشماره ۳-۴گروه نویسندگانسازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش۱۳۷۴آموزشی۱
معماری خاکفن‌آوری نوین ساخت با خاک محلفرشاد مفاخرنشر آقای کتاب۱۳۹۵معماری۱
معماری همساز با اقلیمفرشاد مفاخرنشر آقای کتاب۱۳۹۶معماری۱
 نام کتاب عنوان فرعی نویسنده مترجم ناشر سال موضوع نسخه