سلام

وقتش رسیده که سازمان‌های مردم‌نهاد دندان لق دولت را بکنند و دور بریزند. هرچه که می‌توانست تاکنون انجام شود، انجام گرفته و کاملا روشن شده‌که مردم خودشان می‌دانند چگونه امورات‌شان را حل و فصل کنند و گلیم‌شان را از آب بکشند. چرا هرسال تا چندروز مانده به شروع جشنواره فیلم فجر، تازه معلوم می‌شود فیلم‌ها و داوران کدامند و همیشه چندروز مانده به جشنواره تئاتر فجر و هر رویدادی که تحت مدیریت دولت باشد، تازه به فکر انتخاب دبیر اجرایی می‌افتند. پس‌از هر رویدادی هم گله و شکایت‌است‌که سرازیر می‌شود درباره نحوه انتخاب و قضاوت و حواشی دیگر. در مورد دیگر رویدادهای علمی‌و فرهنگی هم همین‌طوراست. سمینارها و کنگره‌ها برگزار می‌شود بی‌آن‌که معلوم شود حاصلش چیست. و پس از چند روز همه‌چیز فراموش می‌شود و پرونده‌اش بسته می‌شود. چرا این روش و دور باطل‌را هرسال‌و هرروز تکرار می‌کنیم؟ آیا وقتش نرسیده طرحی نو دراندازیم؟ آیا نمی‌شود بسیاری از کارها را به خارج از اداره سپرد؟ چرا باید تکلیف رنگ بندکشی عمارت آجری مرمت‌شده باید سفید باشد؟ اداره میراث فرهنگی چرا تا این حد در کار مرمت دخالت دارد؟ آیا این مشغله‌ها باعث نمی‌شود آن اداره از کار اصلی خود باز بماند؟چرا نباید درمورد صلاحیت حرفه‌ای کاسب‌کارها و کارآفرینان، سازمان‌های صنفی مربوطه تصمیم بگیرند؟ آیا نقش اتحادیه‌های صنفی غیر از این است؟ چرا صفرتاصد این روند باید در یک اداره دولتی طی شود؟

 

 

 

این‌که تعدادی معمار و شهرساز جمع شوند و کانون یا اتحادیه‌ای تشکیل دهند و به درد هم‌دیگر برسند، چه نیازی به طی‌شدن مراحلی عجیب‌وغریب دولتی دارد؟ چرا باید جواز انتشاراتی را وزارت ارشاد صادر کند؟ اعضای صنف صالح‌تر و آشناتر از فلان کارمند دولتی به کار و حرفه خود نیستند؟ این‌همه دخالت در کارهایی که دلیل متقنی برای آن نیست، چه نفعی برای دولت‌و مردم داشته؟ جالب است در برهه‌هایی،، تجربه‌های موفقی هم در حوزه مدیریت صنفی را شاهد بودیم. سال‌ها «جامعه مهندسان مشاور» تقاضای عضویت و رتبه‌بندی شرکت‌های مهندسین مشاور را به عهده داشت و وزارت راه و شهرسازی بر اساس پرونده و حکم این جامعه پروانه اشتغال و رتبه‌بندی متقاضی را صادر می‌کرد. در زمان‌های ماضی هم هرگز دولت در صدور جواز کسب دخالت نداشت. اتحادیه‌های صنفی راسا این کار را به عهده داشتند. انتقال این وظیفه از دولت به سازمان‌های مردمی و صنفی، یک خیر و نفع بسیار مهم برای دولت هم دارد. «دولت در برابر مردم قرار نمی‌گیرد» هر ایراد و اعتراضی باشد به سمت رئیس اتحادیه می‌رود نه رئیس فلان اداره. خود همین تغییر، بستر بسیار امنی برای بده‌بستان بین مردم و دولت به وجود می‌آورد چون دولت در برابر مردم نیست، در کنار مردم است برای دادخواهی. آیا وقتش نیست کمی به این مسائل فکر کنیم؟

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۱۳