سلام
در تمام دنیا، همیشه، پس از هر جنگی، این پرسش مطرح میشود که آیا لازم است بخشی یا تمامی آثار جنگ را برای یادآوری ظلمی که بر شهر رفته، نگه داشت یا نه. در کشورهای مختلف پاسخهای متفاوت به این پرسش داده شده. حال که شوربختانه، بسیاری از شهرهای نازنین ما آماج جنگی خشن و بیسرانجام است، برای اینکه بتوانیم پاسخی درست به این پرسش داشتهباشیم، بهتر است به پرسشی اولیتر جواب دهیم: «هدفو مبنای نگهداشتن آثار ویرانی یک جنگ چیست؟». در پاسخ به این پرسش، عموما این پاسخ را میشنویمکه آیندگان بدانند چه بر سر ما و شهر ما آمده. آیندگان بدانند دشمنان ما و شهر ما چه کسانی هستند و چه ظلمها بر ما روا داشتهاند. به باور این دیدگاه، اگر چنین شود، آیندگان، با شناخت دوست و دشمن، راه درست را انتخاب میکنند. در برابر این دیدگاه، قطعا، دیدگاههای دیگری هم هست. یکی از شاخصترین دیدگاهها، «زدودن هرنوع نشانه مظلومیت از چهره شهر» است. مبنای فکری این نگاه آن است که «مظلومبودن و تحت ستمبودن» افتخار نیست. مویهکردن بر گذشته و بر ظلمی که روا شده، افتخار نیست. همیشه باید از سوگ عبور کرد و به خلقکردن اندیشید. در جهان نمونههای بسیاری بر این روش وجود دارد. از ژاپن تا روسیه. این دیدگاه میگوید چه دلیلی دارد خودرا آزار دهیم؟ چرا باید مصیبتها را دوباره یادآور شویم و خود را آزار دهیم. این دیدگاه یک شعار معروف هم دارد: «گاه فراموشی بهترین درمان است».
به ویژه اگر فراموشی جنگ و خصومت باشد. پس دلیلی بر حفظ آثار خصومت وجود ندارد. تمام کشورها و جوامع در جهان، در حالِ «شدن» هستند و هر لحظه و هر آن ممکن است دچار تحولات بنیادی در ساختار و رفتار شوند. چه کسی ایران دوران قاجار را با ایران هخامنشی یکی میداند؟ چه کسی چین امروز را دومین قدرت اقتصادی جهان است با چین هفتاد سال پیش یکی میداند. مگر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس همانی هستند که پنجاه سال پیش بودند؟ پس چه دلیلی برای ثبت و یادآوری روزانه یک خصومت و جنگ وجود دارد؟ با کشوری که ممکن است در بازه زمانی مشخصی چنان تغییر و تحولی داشتهباشد که تناسبی با گذشته نداشتهباشد. از سوی دیگر، در داخل کشور نیز چه دلیلی دارد نسل آینده درگیر مخاصماتی کنیم که نه تنها نقشی در آن نداشتهاند، دلیلی هم برای مویه بر آن ندارند. بنابراین، شاید بهترین درس از جنگ و نشاندادن بهترین چراغِ راه آینده برای آیندگان آن باشد که در همانجایی که تخریب شده، زیباتر از قبل رابسازیم. کاریکه مثلا درسنتپیترزبورگ یا هیروشیماکردند. شالوده و فضاهای شهری سنتپیترزبورگ بسیار فاخرتر، زیباتر و مردمیتر از روزگار قبل از جنگ و ویرانی است. گفته میشود نود درصد این شهر در جنگ دوم جهانی با خاک یکسان شد. اما ساختندش! زیبا!