سلام

گفته می‌شود هزاران بنا در کوران جنگ اخیر یا نابود شده یا خسارت سنگین دیده‌اند. این‌ها باید ساخته شوند، دوباره. این‌که هزینه آن‌ها چگونه تامین خواهدشد، یک مساله است، آن‌چه که ساخته خواهدشد و بر تن شهر خواهدنشست، مساله‌ای دیگر. این‌جا، می‌توان بناهای تخریب‌شده را به دو دسته تقسیم کرد: ساختمان‌های متعلق به دولت یا بخش عمومی، و ساختمان‌های خصوصی مردم. در این یادداشت درباره دسته دوم خواهیم گفت. تجربه نشان می‌دهد، با توجه به مشکلات مالی و پولی کشور در بخش دولتی و عمومی، نهایتا، باید خود مالکان خصوصی بناها یا بهره‌برداران آستین بالا بزنند و ملک خود را دوباره بسازند. هزینه طراحی معماری این بناها، بخشی از کل هزینه را تشکیل می‌دهد. بسته به نوع بنا و شرح خدمات مشاور، بین سه تا شش درصد هزینه ساخت. درست است که در نگاه اول تامین چنین رقمی برای مالک بنا ناچیز به نظر آید، ولی می‌دانیم در عرف خانه‌سازی ایران، سپردن طراحی یک خانه به دست یک معمار هنوز جا نیفتاده و مالکان عموما با نقشه‌های «تیپ سازمان نظام مهندسی» که ثمره دست مهندسان معمارِ نامعمار هستند، خانه خود را می‌سازند. آن هم به این دلیل که مجبور هستند امضای یک معمار را در زیر نقشه داشته‌باشند. ثمره این کار، همین است که در شهرها و آبادی‌ها شاهدش هستیم.

 

 

قوطی‌هایی چشم‌آزار به اسم مسکن.حال وقتش است معماران خوش‌فکر و دوستدار کشور آستین بالا بزنند و بیایند وسط و به عنوان امری ملی در کمک به زیان‌دیدگان جنگ، طراحی این خانه‌ها را به عهده بگیرند بی آن‌که دستمزد بگیرند. قطعا باید مهندسان سازه و تاسیسات هم در کنار معماران قرار بگیرند تا نقشه‌های قابل اجرا تولید شوند. بی‌راه نیست اگر بگوییم این کار حداقل وظیفه‌ای است که جامعه معماری کشور در قبال این عزیزان دارند. تجسم کنیم ممکن بود این موشک یا بمب خانه ما را در هم کوبیده‌بود. آیا انتظار نداشتیم هرکس در حد توان خود دستی به یاری دراز کند و ما را دلگرم به آینده کند؟

اما چگونه می‌توان این کمک را سازمان داد؟ طبعا از طریق تشکل‌های صنفی مرتبط با معماری. در ایران بیش از شمار انگشتان یک دست، تشکل صنفی معماری قابل اتکا وجود دارند. این‌ها باید متفقا یا تک به تک، معماران داوطلب از میان اعضای تشکل خود را سازماندهی کنند و در رسانه‌های گروهی اعلام آمادگی کنند که حاضرند برای این کار پیش‌قدم شوند. ورود تشکل‌ها از این جهت لازم است که از هرزرفتن نیروها اجتناب می‌شود و وظیفه ملی بین افراد تقسیم می‌شود. طبق آمار، ده‌ها هزار مهندس معمار در استان تهران وجود دارد. کافی است هزار معمارِ معرفی‌شده توسط تشکل‌ها و نه آن‌هایی که فقط مدرک دارند، پاپیش بگذارند و هرکدام یک یا دو خانه یا بنا را طراحی کنند. هم‌یاری و هم‌دلی بهتر از این می‌شود؟

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۳۲۵