سلام
صحبت سر زندگی شهری است. ما در شهرهایی زندگی میکنیم که با مقیاسهای متفاوت از «شهر کوچک» تا «کلانشهر» تعریف شدهاند. صحبت سر این است آیا سازمان فضایی شهر و مقیاس ابنیه آن تاثیری در تربیت اجتماعی مردم دارد یا نه. در مثالِ زندگی در مجتمعهای بزرگ، در برابرِ زندگی در مسکن شخصی یا چندواحدی، میتوانیم به موضوعاتی اشاره کنیم که تاثیر مستقیم بر تفکر ساکنان دارند. ما وقتی در مجتمع بزرگی زندگی میکنیم که چندصد واحد مسکونی دارد، مثل شهرک اکباتان تهران، بالاجبار باید به اصول و قواعد زندگی جمعی تن دهیم. زیرساختهای مشترک چنین مجتمعی مارا وامیدارد منافع عمومی را اگر نه بالاتر ازمنافع شخصی، حداقل همترازآن بپذیریم. سامانه گرمایشو سرمایش چنین مجتمعی خارج از کنترل شخصی ما است و ما باید درجه دمای خانهمان را با صلاحدید جمع تعریف کنیم. اگر، خدای نکرده، مشکل سوخت در شهر باشد و مجتمع تصمیم بگیرد درجه حرارت آب را از ۶۵ به ۴۵ درجه کاهش دهد،چارهای جز پذیرش نداریم. اگر اتفاقیدر موتورخانه بیفتد، این تکتک ما ساکنان نیستیم که باید دنبال تعمیر و راهاندازی آن باشیم. مدیریت واحد ساختمان است که این وظیفه را به عهده دارد. این مدیریت چگونه شکل میگیرد؟ با انتخاب مستقیم ما اهالی ساختمان.
بنابراین اگر علاقمندیم امور مجتمع به خوبی بچرخد، باید در انتخاب مدیریت خوب بکوشیم. پس بایددر ساختهشدن «سیستم» مدیریت ساختمان شرکت کنیم. ساختمانی که چندصد خانوار ساکن دارد باید با مدیریت منتخب اهالی اداره شود. ما اهالی، با شرکت در فرایند انتخاب مدیریت ساختمان، به نوعی، تمرین دموکراسی میکنیم چون تاثیر مستقیم رای خودمان را در زندگی روزمره حس میکنیم. بنابراین، همینکه مقیاس شهر چنان است که مجتمعهای چندصدواحدی در آن وجود داشتهباشد، ما که در این مجموعهها زندگی میکنیم، خواه ناخواه، رسم دموکراسی میآموزیم. این همان تفکر مهم در معماری و شهرسازی است که آیا ما مردم را به زندگی جمعی تشویق کنیم یا به زندگی و منافع شخصی. در همین مثال شهرک اکباتان، وقتی تجمع خانوار چنین تراکمی دارد، نخستین نتیجه آن است که زمین خدا زیر بار آسفالت و بتن نمیرود. حدود دوسوم زمین شهرک اکباتان فضای باز و سبز است. این هم نقش اصولی خود را در تربیت اجتماعی مردم میگذارد. در ساختار اصلی و اولیه این شهرک هیچ دیواری وجود نداشته و بلوکها بدون حائل در کل محوطه چیده شدهبودند. پس با همین مصداق روشن و ساده میتوانیم نقش معماری و شهرسازی را در تربیت اجتماعی جامعه حس کنیم. شما وقتی در یک مجموعه بزرگ زندگی میکنید، به خودی خود برخی آشناییها و مشارکتها را تجربه میکنید که در زندگی در تکبناهای شخصی یا چندواحدی امکانش وجود ندارد.