سلام

بالاخره می‌رسد روزی که ما باشیم و خودمان! ما باشیم و شهر و محله‌مان. حتما روزی خواهدرسید که دولت‌ها دست از مدیریت شهر و محله برخواهندداشت و اهالی خودشان باید فکری به حال خودشان کنند. حتما روزی خواهدرسید که انتظار ما مردم از حکومت‌ها فقط در حد حراست از مرزها باشد و حفاظت از زبان ملی. همین. حتما آن روز خواهدآمد. هرچه زمان می‌گذرد، دولت‌ها بیش از پیش به این نتیجه می‌رسند که کار مردم را به خودشان واگذارند. از کارهای عادی و روزمره کنار بکشند و کلان مسائل را ببینند. دولت‌ها عاقلانه  و البته به‌مرور به این نتیجه می‌رسند که هرچه دامنه مدیریت و دخالت خوددر امورجاری مردم‌را کم‌تر کنند، مصونیت بیشتری خواهندداشت. چه دلیلی دارد دولت‌ها مسول حفاظت از محله و ارزش‌های آن باشند. مگر خود اهالی نمی‌توانند این وظیفه را بهتر از دولت انجام دهند؟ روند، جبر تاریخ است. یکی از نشانه‌های این جبر، گسترش آگاهی‌ها و وسایل ارتباط جمعی مردم است. امروز هیچ اتفاقی در جامعه پنهان نمی‌ماند و به همین خاطر دولت‌ها هم بخش بزرگی از هیمنه و صلابت خود را از کف داده‌اند. علاوه بر آن، هرچه سطح سواد عمومی جامعه بالاتر می‌شود، حس اعتماد به نفس در میان مردم بیشتر می‌شودو به‌طور طبیعی حلقه‌ای از نخبگان که بر ناآگاهی عمومی مردم تکیه دارد،کم‌توان‌تر می‌شود.

بدین‌ترتیب،شواهد زیادی هست که نشان می‌دهند آن روز که دولت‌ها از حیطه عمومی زندگی مردم خارج خواهندشد، چندان دور نیست. در آینده‌ای نه چندان دور تمام امور شهر و محله دست نهادهای منتخب مردمی خواهدبود و هیچ قوه قهریه‌ای بالاسر این نهادها نخواهدبود. برای آن روز باید آماده شد.

 در این‌جا است‌که پرسش اصلی مرتبط با شهر و شهرسازی مطرح می‌شود. شهرسازان و معماران برای زمینه‌چینی آمادگی مردم برای در اختیار گرفتن شهر و محله و اداره آن چه باید بکنند؟

اصولا آیا معماران و شهرسازان نقشی در تربیت اجتماعی مردم‌ دارند؟ شاید در ابتدا چنین سوالی بی‌ربط به نظر آید و تربیت اجتماعی مردم را از نخبگان سیاسی و فرهنگی انتظار داشته‌باشیم. ولی، این فکر اگر نه خطا، حداقل، ناقص است. اگر تربیت اجتماعی مردم را منوط به پندواندرز و آموزه‌های آیینی و اجتماعی «ازما بهتران» بدانیم، آب از آب تکان نخواهدخورد. باید به فراتر از این مرزها فکر کرد. باید این آموزه مهم را پذیرفت که کالبد و سازمان فضایی شهر نقش مهمی در تربیت اجتماعی مردم دارد. همان‌گونه که ‌تک‌معماری های خانه‌ها ما در آرامش یا پرخاش‌های ما نقش دارند. این را هم تاکید کنیم نقش سازمان فضایی شهر در تربیت اجتماعی عمیق‌تر و موثرتر از آموزه‌های فرهنگی و اجتماعی است. برای ادامه بحث، یک پرسش ساده مطرح می‌کنیم: آیا خانواده‌ای که در یک بلوک سیصد واحدی زندگی می‌کند رفتاری مشابه کسی دارد که در ویلا زندگی می‌کند؟

بهروز مرباغی
سرمقاله نشریه اردیبهشت اودلاجان شماره ۲۷۲