سلام
بیتردید، جنگ اصلا قابل قبول نیست و آثارش، همیشه زیانبار و ویرانگر است. اصولا جنگ یعنی ویرانی و مصیبت. بهویژه در عصر حاضر که فناوریهای نوین هم دستیار جنگ شدهاند و ویرانیها به سمت هدفدار میروند. و هدف، متاسفانه، زیرساختها و شالودههای اصلی جامعه و کشور است. در یک سال گذشته، متاسفانه، دو بار جنگ کثیفی را در میهنمان تحمل کردیم به این امید که دیگر چنین نشود. حال، ما ماندهایم و ویرانیهای ناشی از جنگ.
از ابعاد بسیار مختلف اجتماعی، روانی، سیاسی و اقتصادی جنگ عبور میکنیم و به جزء کوچکی از آثار جنگ میپردازیم: سامانه کالبدی و معماری شهرها. امروز مدارس، بیمارستانها و مراکز خدماتی زیادی روی دست ما مانده که زخمهای عمیقی بر تن دارند. نحوه مداخله و برخورد ما با این آثار و بازسازی آنها چگونه باید باشد. این آثار در طیف بزرگی قرار دارند. در میانشان آثار برجسته میراث جهانی هست و همینطور آثار بسیار با ارزش معماری ملی مثل کاخ سنا. از سوی دیگر مدرسه و بیمارستان و دانشگاه را داریم. طبیعی است نحوه مداخله و بازسازی هریک از اینها الزامات و ویژگیهای خاص خود را دارد. اما برای همه این بازسازیها میتوان چند گزاره و یا توصیه را در نظر گرفت. ما به اینها میپردازیم. شاید مقبول افتد.
نخستین توصیه آن است که محصول بازسازی، حتما، مُهر زمان را داشتهباشد. نشان دهد در چه تاریخ و دورهای ساخته یا بازسازی شده اند.
البته، قطعا، این گزاره در مورد آثار مرتبط با میراث فرهنگی و تاریخی و بالاخص در مورد «آثار نفیس» نیست. هرچند بخشهای مرمتی این آثار هم باید قابل تشخیص از بقیه اعضا و اجزا باشد. نکته دوم که کماهمیتتر از نکته اول نیست، هویت بنا است. باید بنا نشان دهد که ایرانی است، حتی مثلا بوشهری است، تهرانی است یا. . .! ترکیب این دو گزاره یعنی ما طوری باید بازسازی کنیم که حاصل کار «اثری مدرن و ایرانی» باشد. اما در مورد مفهوم مدرن باید بسیار تامل کرد. مدرن به معنی بتن و شیشه و برج نیست. بلکه «مبانی نظری» یک بنا است که آن را مدرن یا پیشا مدرن میکند. مثال بزنیم: در فرهنگ پیشامدرن، مجرم را زندانی یا اعدام میکنند تا از او «انتقام» بگیرند. قصاصش کنند. در مبانی مدرن، مجرم، فی حد ذاته، مجرم مادامالعمر نیست و میتواند «به زندگی برگردد و برای جامعه مفید باشد». بنابراین ساختمان زندان در معماری مدرن اصلا جای مخوف و سلطهگر نیست. جایی است که زندانی فرصت کند «زیباییها را کشف کند» و مشتاق و حریص شود که به جامعه برگردد. در مورد مدرسه و بیمارستان و اداره و دیگر معماریها هم چنین تفکراتی وجود دارد. مثلا گفته میشود «بیمارستانی بسازیم که بیمارستان نیست!». بحثهای بسیار زیبایی در این مقوله هست که میتواند در دوره بازسازی پس از جنگ مد نظر قرار گیرد.