خیام، همدمِ روزهای سخت!

«مجارها ملت کوچکی هستند. اما عشق زیادی به ادبیات جهان دارند. ادبیات ایران هم مورد توجه اکثر اهالی مجارستان است. من هم در نوجوانی با شعرهای خیام آشنا شدم. تک‌فرزند بودم و پدرم خواننده اپرا؛ خواندن را با پدرم آغاز کردم و فرصت کافی برای خواندن داشتم. . . پیش از این‌که به ایران بیایم، خیام خوانده‌بودم، حتی اشعار برخی شاعران دیگر مثل حافظ و سعدی را خوانده‌بودم. هجده‌ساله بودم که برای ادامه تحصیل به وین رفتم. آن‌جا با آقای سینایی آشنا شدم. آقای سینایی هم کارش را با شعر آغاز کرده‌بود. آن سال‌ها که هنوز وین بودیم، باهم به زبان آلمانی صحبت می‌کردیم و او شعر شاعران بزرگ ایرانی را برایم به آلمانی ترجمه می‌کرد. پنج ماه بعد از آمدنم به ایران، اولین نمایشگاهم را برگزار کردم. این نمایشگاه متاثر از نگاه من به ایران و مردمش بود. کسی که از کشور و فرهنگ دیگر آمده و آن‌چه را در مواجهه با مردم کوچه و بازار می‌دید، به تصویر کشیده‌بود. جنگ ایران و عراق آغاز شد. دوران سختی را گذراندیم. دوران خیلی خیلی سختی. در آن دوران سخت، بار دیگر سراغ شعرهای خیام رفتم. ناراحتی‌ام از جنگ و نابودی و کشتار آدم‌ها را با شعرهای خیام تسکین می‌دادم. همین ارتباد با خیام تبدیل شد به مجموعه‌ای به نام «عروسک‌های کور» که از شعر «ما لعبتگانیم و فلک لعبت‌باز» تاثیر گرفت. . . زمانی‌که زندگی‌مان را با خانم اصولی آغاز کردیم، ایشان گفتند چرا این اشعار را به زبان فارسی اصلی نمی‌خوانید؟ آن‌جا بود که خیام را به فارسی خواندم. بسیار متفاوت بود. برای من که از غرب آمده‌بودم، از مجارستان که فقط هزارسال تاریخ دارد، کشف شاعری مثل خیام آن هم به زبان اصلی خودش جالب بود. جز خیام شاعران دیگری را هم دوست دارم.»

آنگاه؛ شماره ۷؛ خیام، شاعر اکنون؛ نشر گهگاه؛ چاپ‌ اول؛ ۱۳۹۷؛ ص ۱۶۶

(بخشی از نوشته گیزلاوارگا سینایی، تحت نام «از کوزه خیامی تا صحنه تالار وحدت» که بسیار خواندنی و قابل توصیه است)

 

 

 

 

 

 

کتاب مکتب خانه در ایران