درمیان اهالی و کارشناسان صنایع دستی ایران، هجیج که روستایی بود و الان شده «بندر»! مرکز اصلی تولید دستبافتهای کاربردیو کفش «کلاش» بود. به باور فرهاد ورهرام «اگر هجیج به روال مالوف خود رشد میکرد و صنوف بومی خود را حفظ میکرد، امروز نه فقط غرب کشور، بلکه بخش بزرگی از سرزمین عراق را زیر پوشش کالاهای خود میبرد.» امروز، به دلایل مختلف، از این اقتصاد بومی و محلی خبری نیست. نه تنها صنوف و حرف چند دهه پیش از بین رفته، رفتار و منش مردم هم کاملا تغییر کرده. مستند بندر هجیح ساخته فرهاد ورهرام که در صدوپنجاه و ششمین شب فیلم خانه اردیبهشت اودلاجان دید+یم، قصه این تغییر است. ساختار این مستند بر پایه دو مستند دیگر است که یکی در سال ۱۳۵۴ با نام «آنها شش نفر بودند» ساخته شده، دومی در سال۱۳۷۸ به نام «سرزمین خانه خورشید». ورهرام از این دو مستند به عنوان شاهد استفاده کرده.
با گسترش شهرنشینی، با هر دلیل و بستری، نقشه آبادیهای کشور دچار تغییر میشود. روستا تبدیل به شهر میشود، استانهای جدید زاده میشوند و الی آخر! «هجیج» یکی از ده ها مورد این چنینی است. در مونوگرافی سال ۱۳۴۵ که توسط مردمشناس فقید هوشنگ پورکریم در مجله «فرهنگ و مردم» چاپ شده، هجیج روستایی است با این مشخصات:
«در منطقه اورامانات کرمانشاه و نزدیک مرز عراق در درهای بناشده که دورش کوههای سربفلک کشیده است. همیشه زندگی پرزحمت و کم درآمد بود که فقط شکم خودشان و زن و بچههایشان را سیر میکردند. آنها امور زندگی را تا کنون با گیوهسازی، پارچهبافی، خردهفروشی و گردهکشی گذراندهاند.» سالها میگذرد و سد داریان بر روی «سیروان» بسته میشود و هجیج میشود «بندر». اینکه با ساخت این سد چهها زیر آب رفتند، بماند، از خانه و امامزاده تا سرچشمه اصلی روستا. اما نتیجه ساخت این سد تغییرات شگرفی است در زندگی و عادات مردم. هجیج کشاورزی قابل تاملی ندارد و باغات آن نیز محدود و محصول آن انار، انجیر، و توت است. دامداری در گذشته رونق زیادی داشت ولی عمده درآمد مردم از تولید دستبافتهها و دستساختهها است، گلیم، جاجیم، گیوه، دستمال و سبد. وجود امامزاده عبیدالله بیانگر آن است که این روستا سابقه تاریخی دیرینهای دارد. چهره امروز این به اصطلاح بندر تشابهی با شش دهه پیش ندارد. مستند «هجیج» ساخته فرهاد ورهرام تصویرگر این دگرگونیها است.