نهادهای مدنیِ فعال!

نهادهای مدنیِ فعال!

چند پرسش: چرا باید برگزارکننده نمایشگاه‌های ملی و بین‌المللی تجاری و صنعتی دولت باشد؟ مثلا اعضای صنعت لوازم خانگی قادر نیستند خودشان نمایشگاهی از محصولات خود برگزار کنند؟
چرا باید جشنواره ملی فیلم را دولت برگزار کند؟ خانه سینما چه‌کاره است؟ بگذریم که بودجه خانه سینما را هم دولت تامین می‌کند. با نوعی کلاه شرعی. حال، چنین سازمانی نمی‌تواند جشنواره را برگزار کند؟ مگر کارمندان دولت بیشتر از اهالی سینما به این حرفه آشنا و مسلط هستند. در مورد تئاتر و موسیقی و حتی ورزش هم این پرسش کاملا مطرح و بلاجواب است. دخالت و مدیریت دولت یا سازمان‌های عمومی در چنین رویدادهایی، عموما، نفعی هم برای دولت ندارد و فقط انتقادها و نفرین‌ها نصیبش می‌شود. متاسفانه، در اغلب موارد کسانی که در این رویدادها شرکت می‌کنند، سرآخر مدعی و طلبکار هستند. خواه از جهت نحوه اجرا، خواه از جهت قضاوت‌ها و انتخاب ‌ها. پس این چه سیاستی است‌که کاری‌را که دیگران به‌راحتی‌و بدون حاشیه انجام می‌دهند، دولت دست گرفته و خود را سپر بلا کرده. حتی، در بهترین حالت، دولت حتی نباید کمک مالی به این رویدادها بکند. اگر توانش را دارند راه بیندازند اگر نه، به انتظار روزی باشند که توانش را پیدا کرده‌باشند.

باشگاه

باشگاه

باشگاه در شهر مدرن یکی از مهم‌ترین فضاهای اجتماعی است که برخلاف فضاهایی چون سینما یا پارک، مبتنی بر عضویت و تعامل مستمر میان افراد است. باشگاه واقعی، نه یک بنگاه اقتصادی، بلکه خانواده‌ای اجتماعی‌ است که اعضای آن داوطلبانه و تدریجی پیرامون هدفی فرهنگی یا ورزشی گرد هم می‌آیند. چنین فضایی به بستری برای گفت‌وگو، هم‌افزایی، و شکل‌گیری نهادهای مدنی تبدیل می‌شود؛ چیزی که در شرایط بحرانی شهر بیش از همیشه ضرورت آن احساس می‌شود.

پایداری نهادهای مدنی

پایداری نهادهای مدنی

سازمان‌ها و انجمن‌های مردم‌نهاد چگونه و تحت چه شرایطی می‌توانند تداوم داشته‌باشند و در زندگی مردم نقش بازی کنند؟ این پرسشی است به عمق تاریخ و به وسعت جهان. برای درک اهمیت این پرسش لازم است نخست به این پرسش پاسخ دهیم که چنین نهادهایی چگونه شکل می‌گیرند و حتی چرا باید شکل بگیرند. یک نهاد اجتماعی بر اساس چه نیازی به وجود می‌آید و آیا آن نیاز را مرتفع می‌کند یا باید بکند یا نه؟ نخستین گزاره در پاسخ این رشته پرسش‌ها آن است که هر نهاد و تشکلی در ارتباط با یک نیاز یا نفع به وجود می‌آید. اگر چنین نباشد، یا اصولا شکل نمی‌گیرد یا دوام نمی‌آورد. چند مثال دم دستی می‌تواند این موضوع را روشن کند. در اوایل بعد از انقلاب برخی نیازهای روزمره مردم به‌صورت جیره‌بندی و محدود توزیع می‌شد، مثلا می‌گفتند برای هر راننده در سال دو حلقه لاستیک تعلق می‌گیرد و متولی توزیع این لاستیک‌ها اتحادیه مثلا کامیونداران بود.