این متن به بررسی این پرسش میپردازد که در گذشته، پیش از وجود رسانههایی چون روزنامه و رادیو، مردم برای شنیدن اخبار و فرمانها کجا گرد میآمدند، بهویژه در معماری ایرانی که تا دوره صفوی “میدان” به معنای امروزیاش وجود نداشته است. برخلاف تمدن روم و یونان که میدان عنصر اصلی شهر بود، در ایران مردم لزوماً در فضاهای هندسی مشخص (مثل میدانهای دایرهای یا مستطیلی) گرد نمیآمدند.
نویسنده تأکید میکند که محل اجتماع مردم وابسته به «شان مکان» است، نه شکل فیزیکی آن. مثالی از دستفروشانی آورده میشود که با تجربه میدانند در کدام نقطه شهر فروش بهتری دارند. بههمین ترتیب، مکانهایی مانند بهارستان در دوره ملی شدن نفت یا میدان آزادی در تجمعات بزرگ، بهدلیل «شان» و اهمیت اجتماعی-تاریخیشان محل تجمع مردم میشوند.
در نهایت، نتیجه میگیرد که اجتماع یا تفرق مردم ناشی از هویت و ظرفیت معنایی فضاست، نه صرفاً شکل هندسی یا طراحی شهری آن.
بسیاری از ما ها «پیادهراه» را با «پیاده رو» اشتباه میکنیم. البته این خطا مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورهای عالم، از اروپا و آمریکا تا آسیا و آفریقا، اصطلاح و مفهوم «پیادهراه» چندان تبیین و مشخص نشدهاست. خوشبختانه در ایران حدود سه دهه پیش این مفهوم شهرسازی وارد ادبیات شهری ما شد. باخبر هستیم که یک طرح مطالعاتی مقبول با مضمون «طرح مطالعات جامع پیادهراههای تهران» توسط مشاوری خوشنام انجام شد که نتایج خوبی هم داشت. اما همان زمان هم همه میدانستند تحقق و اجراییشدن این مطالعه چندان قریبالوقوع نیست. در آن زمان تنها ۲۳ شهر اروپا چنین مطالعاتی داشتند و برخی از آنها به مرحله اجرا رسیدهبود. اما همین که چنین مفهومی وارد ادبیات معماری و شهرسازی ما شد، نتایجی هم به بار آورد. از جمله تعریف چند «پیادهراه» فرهنگی و گردشگری در شهر. مثلا فاصله بین میدان فردوسی و میدان انقلاب به دلیل وجود مراکز و کانونهای فرهنگی و دانشگاهی متعدد درآن به عنوان «محور فرهنگی» تعریف شد و پیشنهادهایی هم برای ارتقای منزلت فرهنگی آن ارائه شد. مضمون طرح این بود که یک شهروند ایرانی میتواند در این محور حرکت کند و لذت فرهنگی ببرد. آن هم به دلیل وجود فعالیتهای متنوع فرهنگی و هنری در آن محور. یا محور «تالار تا تالار» تعریف شد که پیادهراهی بود بین تالار رودکی و تالار شهر. و چند محور دیگر. اما فرق بین «پیادهراه» با «پیادهرو» چیست؟ پیادهرو یعنی خطی بین سواره و جداره. کارکردش جدا کردن مسیر پیاده از مسیر سواره است. اما «پیادهراه» محوری است که ابتدا و انتهای تعریفشده و معنادار دارد و برای رسیدن از این سر به آن سر، از ایستگاههایی معنادار و مشخص رد میشویم.