محله و زایش از درون

محله و زایش از درون

در چند دهه گذشته، بحث شب‌مرگی برخی محله‌ها و روزمرگی برخی محله‌های دیگر، درمیان مدیران شهری از یک‌سو وکارشناسان از سوی دیگر داغ بود و هست. هریک از ذی‌نفعان و دی‌نفوذان طرح و نظر خاص خود را ارائه کرده‌اند. بسیاری نیز راه‌حل‌هایی داده‌اند که معلوم نیست در راستای خواست و منافع چه گروه و قشری است. برای این‌که بحث به انتزاعات و کلی‌گویی نکشد، مثال روشن بافت مرکزی تهران را بررسی می‌کنیم. عموما بر این باور هستند که این بافت، بخصوص محله بازار دچار شب‌مرگی مشهود و تند است. برای رفع این مشکل، معمولا، پیشنهاد می‌شود کافه‌ها و رستوران‌هایی در این بخش از شهر دایر شوند تا شب‌ها محل اجتماع و تردد مردم شود و محله زنده شود. در ارائه این راه‌حل‌ها، معمولا گفته نمی‌شود این واحدها را کی باید هزینه کند و راه بیندازد و حاصل کار چه خواهدشد. اصولا به کار بردن واژه «باید» در این موارد نشان از عدم آگاهی به رموز شهرسازی و معماری است. چه کسی حق دارد به کسی بگوید برو در خیابان پامنار رستوران دایر کن تا شب‌ها مردم بیاید آن‌جا و محله شب‌مرگی نداشته‌باشد!