باید حال شهر خوب شود!

باید حال شهر خوب شود!

این‌که می‌گوییم شهر باید فضاهای عمومی داشته‌باشد، این‌که با تاکید دنبال تاریخچه میدان و میدانگاه درشهرهای تاریخی‌ کشورمان هستیم و این‌که مرتب می‌گوییم شهر باید باشگاه و فضاهایی برای فعالیت‌های فرهنگی داشته‌باشد و شهر باید امکان تفریح عمومی مردم را فراهم کند، دنبال چه هستیم؟ اصولا، نهایت چیزی که از شهر می‌خواهیم چیست؟ اگر عام‌تر صحبت کنیم، پرسش ما به این شکل خواهدبود: ما آدم‌ها از یک زیستگاه انسانی، کوچک یا بزرگ، روستا یا شهر، انتظار چه چیزی را داریم؟ آیا از یک شهر انتظارداریم مکان اشتغال برای ما داشته‌باشد، آیا شهر کافی است مکان زیست و خواب ما را داشته‌باشد؟ آیا شهر اگر خیابان و ساختمان‌های کافی برای کار و آموزش و بهداشت داشته‌باشد، کفاف می‌کند؟ گیریم که شهر تمام امکانات لازم برای کار، آموزش و بهداشت را داشته‌باشد، موضوع حل است؟ یا شهر مبانی و راهبرد والاتر و گسترده‌تری دارد؟
خوشبختانه، امروز شهرسازان و معماران برای یک شهر اهداف بلندتر و مهم‌تری قائل هستند. خلاصه و سرجمع این اهداف یک جمله بسیار ساده و کوتاه است: «شهر باید اسباب شادی و شادمانی مردم را فراهم کند». این گزاره ظاهرا بسیار ساده و راحت است ولی دریا دریا حرف و حدیث در آن است. هم از این جهت که چرا شهرسازان و مدیران شهری به این نتیجه رسیده‌اند، هم به این خاطر که اسباب شادی و شادمانی مردم چه می‌تواند باشد. ابتدا به چرایی رسیدن به این گزاره می‌پردازیم. البته به اختصار و با زبان عام و ساده.

مکالمات جلال آل‌احمد

مکالمات جلال آل‌احمد

در مصاحبه‌ای که قبل از زلزله شهریور ۱۳۴۱ تهیه شده، جلال آل‌احمد از مهندس سیحون در مورد طرح‌های بازسازی دهات زلزله‌زده سؤال می‌کند. سیحون توضیح می‌دهد که طرح‌هایی برای تجدید بناها در نظر گرفته‌اند، از جمله ساخت خانه‌هایی که مقاوم در برابر زلزله بوده و از مصالح محلی ساخته می‌شوند. آل‌احمد سپس به مسئله آغل‌ها اشاره می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که آغل‌ها را به صورت اشتراکی برای اهالی ده بسازند، اما سیحون معتقد است که اهالی ده مخالف این طرح خواهند بود. آل‌احمد بر این باور است که چنین طرح‌هایی می‌تواند آغازگر همکاری‌های دسته‌جمعی در روستاها باشد، ولی سیحون هنوز طرحی برای آغل‌ها آماده نکرده است.

نمایش مستندهایی از پروژه‌ی مونوگرافی روستاهای ایران

نمایش مستندهایی از پروژه‌ی مونوگرافی روستاهای ایران

در سال‌های چهل خورشیدی، به همت مرکز مطالعات و تحقیقات و دیگر نهادهای فرهنگی، مجموعه‌ای کم‌نظیر از مونوگرافی‌های روستاهای ایران تدوین شد. بر اساس این پژوهش‌ها، مجموعه‌ای از مستندهای روستایی ساخته شد که تغییرات اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی این مناطق را در طول چند دهه به تصویر می‌کشند.

بسیاری از این روستاها اکنون دیگر روستا نیستند، بلکه به بخش یا شهر تبدیل شده‌اند. حاصل این تلاش گسترده، ساخت ۱۳ مستند ۵۰ دقیقه‌ای از روستاهایی است که هرکدام گوشه‌ای از تنوع و زیبایی فرهنگی ایران را بازتاب می‌دهند.