مصاحبه با تاریخ‌سازان عصر قاجار و مشروطیت

مصاحبه با تاریخ‌سازان عصر قاجار و مشروطیت

محمدعلی‌شاه در این مصاحبه توضیح می‌دهد که هنگام به قدرت رسیدنش، ایران در بحران و هیجان بود و پدرش در سال‌های پایانی سلطنت بیمار بوده و وزرا آزادانه عمل می‌کردند. او می‌گوید علاقه داشت با مردم همراه شود و مشروطه را برقرار کند و حتی به توصیه سفارت‌های انگلیس و روس، این کار را انجام داد. اما به نظرش مجلس به جای سامان دادن امور، تحت نفوذ انجمن‌ها و شورشیان قرار گرفت و مانع اداره کشور شد. پس از بازگشت نمایندگان تبعیدی و شورش علنی علیه او، بدون حمایت باقی ماند و در نهایت دفاع از تهران را به لیاخوف سپرد.

پیرامون مشروطه

پیرامون مشروطه

«در ژانویه ۱۹۱۳ که هم صمصام‌السلطنه از مقام ریاست وزرایی استعفا داده و هم سردار محتشم از وزارت جنگ کناره گرفته‌بود و دیگر هیچ بختیاری‌ای در کابینه حضور نداشت، شبه‌نظامیان بختیاری هم‌چنان در تهران و در محدوده خیابان علاءالدوله مانده‌بودند. هرچند برنامه‌هایی در حال بررسی بود که برطبق آن‌ها بنا بود سواران بختیاری وارد قوای ژاندارم شوند، ولی ژاندارم‌های مستقر در تهران سرانجام رو در روی عشایر قرار گرفتند. در تابستان ۱۹۱۳ نبرد آنان به خیابان‌ها، کوچه‌ها و بازارهای تهران کشیده‌شد. طبق گفته وزیرمختار بریتانیا، تاونلی، «موقعیت ساده‌ای نبود، نه برای دولت که نمی‌توانست یکباره تمام خدمات بختیاری‌ها در طول نهضت مشروطه در ایران را از یاد ببرد و نه برای دو سفارتخانه که به لحاظ اخلاقی موظف بودند چنین مشاوره دهند که باید همه‌گونه پشتیبانی از نیروهای تحت امر ماموران بیگانه به عمل بیاید و این خود حتی با وجود بدنامی بختیاری‌ها در کشور، به نحوی کابینه رامستعد موضع‌گیری به نفع آنان می‌کرد.» بختیاری‌ها سرانجام در اوت ۱۹۱۳ در برابر فشارهای ژاندارم‌ها و کابینه کمر خم کردند و همه مردان مسلح، به جز عده قلیلی که برای محافظت از خان‌ها باقی ماندند، طبق دستور سردار اسعد که گفته‌بود افراد ایل از رهنمودهای تاونلی پیروی کنند، در گروه‌های سی‌نفره هم‌زمان تهران را ترک کردند و به سوی کوه‌های زاگرس رفتند. در اصفهان هم از سویی بستگان ملازمان خان‌ها به شهر آمده‌بودند و طلب پول و مقام می‌کردند و آرزوی رسیدن به ریاست جایی را در سر داشتند و از سوی دیگر اشرار بختیاری انجمن مشروطه را به آتش کشیده‌بودند و مردم می‌خواستند به نحوی از شر آن‌ها خلاص شوند، لذا بزرگان شهر و در راس آنان، آقانجفی را فرستادند تا از عشایر بخواهند شهر را ترک کنند و به کوهستان‌های خود بازگردند. . . . سواران بختیاری، زاده کوه‌های زاگرس، از فلات ایران گذشتند و برای تحقق مشروطه ایرانی جنگیدند. انقلاب برای عشایر فرصتی بود تا به قدرت سیاسی برسند و با زندگی در شهر و فرهنگ سیاست مدرن آشنا شوند. اما بختیاری‌ها در اواخر ۱۹۱۱ دیگر دست از تجربه مشروطیت و سیاست مدرن کشیده و دوباره چشم به کوهستان دوختند!»

۱۳ حکایت شیرین از طهران

۱۳ حکایت شیرین از طهران

پیش از این‌که تهران پایتخت شود، هیچ سفارتخانه‌ای در ایران وجود نداشت. اما با روی کار آمدن سلطنت قاجاریه، درالخلافه‌شدن تهران و حکمرانی فتحعلی‌شاه، دول بزرگ در تهران یکی‌یکی سفارتخانه تاسیس کردند. اولین کشوری که در تهران سفارتخانه بنا کرد، بریتانیای کبیر بود. نخستین سفارتخانه این کشور توسط سرگوراوزلی، سومین سفیر انگلستان، در گذر لوطی صالح بنا شد. . . گذر لوطی صالح تنها به دلیل وجود اولین سفارتخانه معروف نبود، بلکه این محله در دوران فتحعلی‌شاه جزو مناطق اشراف‌نشین محسوب می‌شد.

کتاب آبی

کتاب آبی

«پس از هر سفر به ساحت جناب صدر اعظم! پس از آن که دولت محض استقرار نظم در مملکت و جلوگیری از مفسدین و انجمن‌ها و اشخاص لامذهب که باعث اذیت مردم بودند، مجلس را منحل نمود و ما قول دادیم که پس از اعاده نظم و قلع‌وقمع رولوسیونرها و انجمن‌ها و استقرار امنیت و خاموشی اهالی، مجلسی منعقد نماییم که قوانین او موافق مقتضیات مملکتی و قوانین مقدس پیغمبری بوده، حامی و مروج عدالت گردد تا اینکه ما بتوانیم تمام اهالی و تمام طبقات رعایای خود را که نگاهداری آن‌ها از طرف خدای تعالی به ما واگذار شده، در صلح و آسایش نگاه داشته و مفسدین را قلع و قمع نموده و آیین مقدس اسلام را که اولین وظیفه ما است حفظ و حراست نماییم.