شهرداری، اجتماعی؟
شهرداریها، در تمام شهرهای نهادمند جهان، ابتدا سازمانهایی حاکمیتی بودند و کمکم، برحسب تکامل اجتماعی هر شهر، تبدیل به نهادهای خدماتی شدند که در برابر اهالی شهر پاسخگو بودند نه در برابر حاکمیت. اما این روند ادامه داشت و دارد و در بسیاری از شهرهای جهان، امروز، شهرداریهای نهادی اجتماعی هستند و از کارکرد خدماتی فراتر رفتهاند. در این قالب، شهرداریها علاوه بر انجام کلیه خدماتی که در نگهداشت متعادل و پایدار شهر لازم است، نقشی فرهنگی و اجتماعی دارند. شهردار نمیتواند مدعی باشد که فقر مردم مشکل او نیست. نمیتواند بگوید بود و نبود سینما در شهر وظیفه او نیست، نمیتواند دربرابر مهاجرتو مهاجران بیتفاوت باشد. با این تعریف، شهرداریها نه با تکتک افراد بلکه با گروهها، نهادها و سازمانهای مردمی سروکار خواهندداشت. اصولا یکیاز پایههای جوامع انسانی، تشکلیابی و نهادسازی است. در تعریف جامعه مدرن «نهادسازی» رکن اساسی است. بدینترتیب، در قالب شهرداری با کارکرد اجتماعی، برنامههایی چون «ملاقات مردمی» اصولا بلاوجه است. شهرداری نباید با تکتک افراد روبرو شود. این برخورد، نوعی عوامگرایی است. در جامعه مدرن افراد جامعه در قاب تشکلهای صنفی و فرهنگیشان تشخص پیدا میکنند نه در قاب شخصیشان. در این جامعه، سازمانهای مردمنهاد بخشی از وظایف حاکمیتی، خدماتی و اجتماعی سازمانهای دولتی و عمومی را بردوش میکشند بیآنکه کارمند آنها باشند. به این دلیل است که در این جوامع دستگاه دولت بسیار کوچک و جمعوجور است.